خواب نبردها در سینما

روانکاوی به عنوان یک پژوهش تجربی و روان‌شناسی به عنوان یک موضوع علمی، به اندازه سینما تاریخ دارد و تا حد زیادی به عنوان یک رشته تخصصی دشوار هستند، اما ورود سینما به این عرصه، جای دشواری‌ها را با جذابیت تغییر داده است. درام‌های روا‌ن‌شناختی، شخصیت‌پردازی با استفاده از روانکاوی از جمله حوزه‌های مشترک روان‌شناسی و سینما هستند و گاه سینماگرانی ظهور کرده‌اند که توانسته‌اند برخی ناب‌ترین نظریات روان‌شناسی و عملیات روانکاوی را در قاب سینما حک کنند.
کد خبر: ۳۵۸۸۶۶

کریستوفر جیمز نولان یکی از جوان‌ترین سینماگرانی است که علاقه زیادی به درام‌های روان‌شناختی نشان داده است و موفقیت خیره‌کننده‌ای داشته است.

پیش‌فرض یا فرا روایت؟

Inception به معنی سرآغاز، عنوان آخرین اثر کریستوفر نولان است. او در این فیلم توانسته است، رقابت، پیروزی، سرگرمی و توانایی برای شاد زیستن را که همگی مفاهیم روان‌شناختی هستند، با استفاده از «ابزار» سینما، در وسعتی جهانی نشان دهد و این به معنی استفاده از جغرافیاست که گویا کارگردان چیزهای زیادی از آن می‌داند. او این پیش‌فرض را که «دزدیدن خواب» به عنوان یک عمل، در دنیای روان‌شناسی است، دستمایه داستان خود قرار می‌دهد.

آنگاه، دزدیدن خواب به عرصه یک رقابت جهانی و در عین حال بین فردی بدل می‌شود که در یک سوی این رقابت یک سرمایه‌دار ژاپنی است که نقش او را «کن واتانابه» بازی می‌کند که یکی از بازیگران «هفت سامورایی» است؛ در سوی دیگر مردی به نام «مارک فیشر» قرار دارد و یک خواب دزد حرفه‌ای به نام «دام کاب» نقش اصلی داستان را بر عهده دارد. این نقش برجسته، نصیب «لئوناردو دی‌کاپریو» شده است.

ماجرای سرآغاز

یک سرمایه‌دار پرنفوذ ژاپنی به نام «سایتو» به سراغ دام‌کاب پرسابقه‌ترین خواب دزد دنیا می‌رود و از او می‌خواهد برای حذف شرکای تجاری‌اش، اطلاعات اقتصادی آنها را در هنگام خواب بدزد.

از قضا دام‌کاب یک رانده شده از آمریکاست یا به عبارت بهتر، تحت تعقیب است و البته جرمش هم خواب دزدی بوده است!

با توجه به نیازهای متقابل ثروتمند ژاپنی، وی به آمریکا برمی‌گردد و بانفوذ سایتو در آمریکا، این کار بسادگی انجام می‌شود.اما گره اصلی داستان در رویارویی دام‌کاب و مارک فیشر است که البته نام آلمانی این شخصیت برای خودش نماد پیچیده‌ای است.

وقتی دام‌کاب متوجه می‌شود که مارک فیشر خودش یک پا خواب دزد است، کاب و دستیاران حرفه‌ای‌اش را اسیر توهمی گیج‌کننده می‌کند...

به هر حال، میدان رقابت به قدری وسیع است که نیازی به ادامه بازگو کردن داستان نیست!

درباره سوژه فیلم

مفاهیم روان‌شناسی هم در تخیلات بشر جایگاه محکمی دارند و هم در زندگی واقعی او سوال اساسی این است که آیا می‌شود خواب کسی را دزدید؟ یا اساسا خواب یک چیز قابل دزدیدن است؟

کریستوفر نولان، نه‌تنها عقیده دارد که خواب یک عنصر قابل دزدیدن است، بلکه با مهارت تام جزئیات آن را بیان می‌کند. گرچه شما چاره‌ای ندارید که بعد از دیدن آن جزئیات، آنها را باور کنید؛ چون شما بسادگی با یکی از شخصیت‌های داستان همذات‌پنداری کرده‌اید.

بدون دیدن آن فیلم هم شما می‌توانید به موضوع دزدیدن خواب فکر کنید. به هر حال فکر کردن به این موضوع کار بسیار ساده‌ای است. گرچه مهم‌ترین یافته‌های علم روان‌شناسی و تجربه روان‌کاوی، رسیدن به مراحل بعد از این فکر کردن‌هاست!

گذشته از همه اینها، خواب به عنوان یکی از منابع عظیم روانکاوی مطرح است و بین اغلب پرسش‌های پیچیده بشری در مورد خویشتن و حتی هستی‌شناسی و خواب‌های او و آنچه در خواب می‌بیند، ارتباط معنی‌دار وجود دارد و این معنی در روانکاوی و روان‌شناسی دارای ابعاد خاص است.

بازی با نمادها

کریستوفر نولان به همراهی تیم هماهنگی که خودش ساخته است، توانسته است یک اثر با قابلیت‌های عمومی و اختصاصی فوق‌العاده‌ای خلق کند.

استفاده او از نمادهای روان‌شناختی و جامعه‌شناختی درلایه‌ها و سطوح گوناگون، از ساده و نوع پیچیده آن، داستان خود را بدون دردسر به پیش می‌برد. گویا او قهرمان را در سرآغاز قرار می‌دهد و داستان را به خوبی تا پایان طراحی می‌کند. او دوباره به سراغ داستانش برمی‌گردد و نمادها را بر سر راه او نقاشی می‌کند.

وارد کردن عامل اقتصاد

آمریکا و ژاپن سال‌هاست که در یک رقابت پیچیده اقتصادی پا گذاشته‌اند و این یک موضوع جذاب برای سینمایی است که سال‌ها خواب دیگران را دزدیده است!

با وجودی که این واقعیت با استفاده از نمادهایی در قالب بازیگران و موقعیت‌ها، تعریف می‌شود، اما در بیرون از فیلم نیز این واقعیت جریان دارد. اقتصاد آمریکا یکی از بزرگ‌ترین بدهکاران اقتصاد ژاپن است و چه کسی در دنیای اقتصاد هست که رقابت و در عین حال روابط بورس توکیو با بورس نیویورک و لندن برایش جذابیت نداشته باشد؟!

بنابر همه این مقدمات، نولان، رقابت‌ اقتصادی و بین‌المللی در کشور را در صحنه کشمکش داستان فوق‌‌العاده‌اش کرده است و از این بابت به بیراهه نرفته است. به هر حال همواره اقتصاد یک عامل تعیین‌کننده است!

ذکر این نکته هم مهم است که اغلب این نمادها در رنگ‌ها و موقعیت‌های گوناگون، دستمایه هنرمندان قرار می‌گیرد، اما باید پذیرفت که نولان در گشودن قفل‌های ذهن مخاطب برای پیشبرد قصه سنگین‌اش، از کلیدهای ویژه‌ای استفاده می‌کند.

تجلیل

به معنای امروزی کلمه، کریستوفر نولان یک هنرمند قابل ستایش است؛ چرا که او در قالب‌های زیادی کار کرده است. هم سینمای شخصی دارد و هم سینمای تجاری. اما به یک اندازه در هر دو مورد، جذاب است. در هر صورت اگر کسی که «بی‌خوابی» را ندیده است. لابد «شوالیه تاریکی» را دیده است. یا اگر کسی «سرآغاز» را تاکنون ندیده، «بتمن آغاز می‌کند» را دیده است.

پس از 12 سال کار کردن، این کارگردان 40 ساله، بازی کشیدن از بازیگر را به خوبی بلد است. او در انتخاب آنها نیز حساسیت فوق‌العاده‌ای به کار می‌گیرد و آنها را با دقت و ظرافت تمام انتخاب می‌کند.

پایانی برای سرآغاز

ساخته شدن فیلم‌هایی چون سرآغاز، برای دنیای سینما و روان‌شناسی یک موفقیت محسوب می‌شود.

بنابراین اگر توان بشر برای خلق اثر هنری را نادیده بگیریم، چقدر احتمال آن وجود دارد که یک بار دیگر، یکی از آن سامورایی‌ها، با آن منش شخصیتی ژاپنی، در کنار عواملی چون، کریستوفر نولان، دی‌ کاپریو و دیگران قرار گیرد؟

نظر شما چیست؟

علی قاسمی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها