در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، شامگاه 31 شهریور سال 87، ماموران کلانتری 137 کوی نصر، از کشف جسد یک زن 35 ساله داخل اتومبیلش باخبر شدند.
ماموران با حضور در حوالی خیابان گیشا متوجه شدند یک زن میانسال پس از به قتل رسیدن در صندلی عقب خودروی پرایدش رها شده و جسد وی دچار فساد شده است.
بررسی و تحقیقات درباره هویت مقتول نشان داد، چهار روز قبل از کشف جسد، خانواده وی مدعی شده بودند این فرد از خانه خارج شده و خبری از وی ندارند.
در ابتدای تحقیقات دو متهم مرد که اولی شوهر صیغهای مقتول و فرد دوم فروشنده خودروی پراید به این زن میانسال بود دستگیر شدند اما با پیشرفت تحقیقات از این دو نفر رفع اتهام شد تا اینکه سرنخهای جدیدی در شناسایی قاتل بدست آمد.
سرانجام مشخص شد یک پزشک 42 ساله با مقتول ارتباط داشته و سرنخهای موجود نشان میدهد این فرد مرتکب قتل شده است. مخفیگاه متهم به قتل شناسایی و این فرد دستگیر شد.
وی ادعا کرد از 2 سال قبل با مقتول رابطه داشته و شب حادثه زمانی که مقتول به خانه او آمده بود، در یک فرصت او را که روی تخت خوابیده بود، خفه کرده و جسدش را داخل خودرویش گذاشته و در خیابان رها کرده است.
با تکمیل تحقیقات، قرار مجرمیت متهم در دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد که صبح امروز به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار به آن رسیدگی شد.
ذبیحزاده، نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده خواستار مجازات متهم شد. اولیایدم نیز خواسته خود را قصاص متهم عنوان کردند.
متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اعترافات قبلی خود را قبول ندارد و همه را از روی ترس گفته است، گفت: روز حادثه مقتول به من زنگ زد و در کمال تعجب، آدرس منزل من را خواست. او قبل از آن بارها به منزل من آمده بود و هیچ وقت آدرس نمیخواست. وقتی وارد خانه شد متوجه شدم حالت طبیعی ندارد و قصد دارد مواد مخدر مصرف کند، اما به او اجازه ندادم.بعد از آن شروع به مصرف مشروب کرد و به سمت اتاق خواب رفت و خوابید. آخر شب او را صدا کردم تا به خانهاش برود اما جواب نداد وقتی تکانش دادم فهمیدم مرده است.تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که او را از خانه خارج کنم؛ به همین دلیل او را با طناب بستم، داخل خودروی خودش قرار دادم و از در یکی از خیابانهای فرعی گیشا رها کردم.
نماینده دادستان، به اعترافات متهم و انگیزه ارتکاب قتل در تحقیقات که گفته بود مقتول را به خاطر بیان مشکلات خانوادگی و همچنین بیان رابطه با مردان دیگر به قتل رسانده است، اشاره کرد و به او گفت آیا این اظهارات را قبول داری که متهم گفت: نه، به هیچ وجه قبول ندارم؛ خودم نوشتم ولی به خاطر ترس دروغ گفتم.
یکی از مستشاران دادگاه از وضعیت زبان و دهان مقتول، بعد از مرگ سؤال کرد که متهم گفت: دهانش کاملا بسته بود.
این مستشار، اظهارات متهم را با نشان دادن عکس مقتول که زبانش از دهان خارج شده بود، متناقض خواند و گفت: در عکس مشخص است که زبان مقتول کاملا از دهان خارج شده است و پزشکی قانونی بیرون زدگی زبان را یکی از علائم خفگی اعلام کرده است.
متهم در جواب گفت: به هیچوجه این نظریه را قبول ندارم.
متهم مدعی است که جسد را به صورت طاق باز داخل خودرو قرار داده است در حالی که به گفته خودش، در این حالت تقریبا امکان ندارد که زبان از دهان خارج شود.
بعد از اظهارات متهم، وکیل مدافع وی در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه آخرین نظریه پزشکی قانونی عنوان کرده که احتمال مرگ مقتول بر اثر ایست قلبی و شوک وقفهای ناشی از مصرف موادمخدر و مشروب الکلی باشد، خواستار تبرئه موکلش شد.
این ادعای وکیل در حالی است که در نظریه پزشکی قانونی به وجود مشروبات الکلی در بدن مقتول اشارهای نشده است.
متهم بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و با رد اتهام قتل گفت: اتهام قتل عمد را قبول ندارم و هیچ نقشی در قتل او نداشتم.
قاضی همتیار ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: