در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاکنون 19 شاکی به کلانتریها رفته و از این دو همدست شکایت کردهاند. همه آنها از شگرد مشابهی سخن گفتهاند که این دو از آن برای فریب دادن آنها استفاده کرده بودند؛ شگرد زنگوله عتیقه.
این دو نفر با کمین در نزدیکی بانکها، افرادی را که از بانک حقوق میگرفتند، شناسایی کردند. آنها اینطور وانمود میکردند که در حال انجام معاملهای بر سر یک زنگوله عتیقه هستند. بعد از مدتی بگو و مگو معامله آنها به هم میخورده و یکی از دو مجرم سراغ طعمه میرفته و مدعی میشده که معاملهاش بر سر خرید یک زنگوله عتیقه قیمتی با مرد فروشنده به هم خورده است. سپس آن شخص طعمه را متقاعد میکرده که زنگوله را بخرد تا در همان لحظه او زنگوله را بسیار گرانتر از وی خریداری کند. بعد هم هر دو از صحنه میگریختند و طعمه را با یک زنگوله بدلی تنها میگذاشتند.
اما در پس پرده اینگونه اتفاقات چه میگذرد؟ چه میشود که آدمها فریب میخورند؟ آنها که فریب دادهاند چه میشوند و چطور میشود از فریب خوردن در امان بود؟
علیرضا میلانی،جرم شناس
کلاشی، جرمی هوشمندانه و خطرناک
یک دسته از مهمترین جرایمی که در جامعه وجود دارد، جرایم مربوط به اموال و مالکیت است که مصادیق کلاسیک و سنتی آن مثل تخریب، خیانت و امانت، سرقت و کلاهبرداری در بسیاری از کشورها شناخته شده است. برخی از این جرایم نیازمند هوش بالایی هستند و هر کسی از عهده آن بر نمیآید مانند جرایم کلاهبرداری. برخی دیگر هوش چندانی نمیخواهد و بیشتر نیاز به قدرت جسمانی و جسارت دارد، مانند کیف قاپی.
کلاهبرداری از آن دسته جرایمی است که از نظر جرم شناسی بسیار مهم است. چون اولا هر کسی نمیتواند مرتکب کلاهبرداری شود به این دلیل که قدرت نفوذ به ذهن دیگران و تصرف آن را ندارد. کلاهبرداری زیرمجموعههای زیادی دارد. که از جمله آنها میتوان به کلاشی اشاره کرد. اما کلاشی چیست؟ برای کلاشی تعریف قانونی وجود ندارد و تنها میتوان از نظر حقوقی آن را تعریف کرد. با توجه به مصادیق این جرم میشود گفت، کلاشی عبارت است از جرایمی نه از روی زور (به معنی تزویر و نیرنگ) بنابراین اگر مجرم، قربانیان را فریب دهد و از این طریق اموالشان را تصاحب کند، مرتکب یکی از مصادیق کلاشی شده است. کلاهبرداری بهطور کلی میتواند شامل انتقال مال غیر، معامله معارض و ورشکستگی به تقلب باشد. در کلاشی بر خلاف کلاهبرداری الزاما نیازی به وسیله متقلبانه نیست و صرف دروغگویی هم میتواند باعث فریب افراد و وقوع جرم شود. مانند اینکه کسی ادعای رمالی کند. کلاش به صرف دروغگویی که منجر به بردن مال کسی بشود، مجرم است و اگر فردی کلاشی را پیشه خود قرار دهد و بیش از 2 بار این کار را کند، در مجازات او تشدید میشود. با توجه به اینکه در این مورد
20 فقره کلاشی انجام گرفته و 19 نفر شاکی خصوصی وجود دارد، قاضی میتواند طبق ماده 47 قانون مجازات اسلامی و با توجه به رویه قضایی موجود، تا حداکثر و اشد مجازات را برای متهمان در نظر گیرد که میتواند تا 7 سال حبس بعلاوه رد مال باشد. بنابراین مجازات سنگینی در انتظار متهمان این پرونده است.
صفر خاکی - بازپرس دادسرای عمومی تهران
قانون را رعایت کنید و زیاده خواه نباشی
دصفر خاکی با بیان اینکه این جرم را در اصطلاح بدلاندازی میخوانند در توضیح آن میگوید: بدلاندازی از آن دسته جرایمی است که کاملا به هوش و زرنگی مجرم بستگی دارد. فرد کلاهبردار میکوشد شگردهایی را انتخاب کند که برخی افراد فریب آن را بخورند. این مجرمان یک گروه هدف مشخص برای خود دارند و آن افراد متوسط و متعارف جامعه هستند، نه صرفا افراد ضعیف جامعه که از ضریب هوشی کمی برخوردار هستند.
به عقیده وی، این شگردها گاهی چنان استادانه انجام میشوند که 99 درصد مردم فریب میخورند: گاهی این شگردها بقدری واقعی و حقیقی به نظر میرسند که حالت یک فرصت استثنایی دارند، از این روی اگر کسی سراغ آن میرود، دیگران فکر میکنند حماقت کرده و او را بازخواست میکنند که چرا این فرصت را از دست داده است.
خاکی تاکید میکند که این دسته از جرایم که در واقع مهندسی شده هستند خیلی کم اتفاق میافتند و افراد نادری اینگونه جرایم را انجام میدهند.
وی اضافه میکند: بدل انداز معمولا سراغ کسی میرود که در انجام معامله با مشکل مواجه میشود و معمولا قدرت محاسبه دقیق ندارد.
به عقیده خاکی، قربانیان افرادی هستند که بی حساب و کتاب دست به معامله میزنند.
این بازپرس به افراد توصیه میکند که اولا قانون را رعایت کنند و دیگر اینکه زیاده خواهد نباشند. او توضیح میدهد: برای خریداری هر چیزی جایگاه خاصی وجود دارد و زیرنظر یک صنف هستند و بر این صنف نیز نظارت میشود. فروشنده تحت قوانین خاصی و به شیوه قانونی عمل میکند.مثلا اگر میخواهید ماشین بخرید به بنگاههای معاملات ماشین میروید که از قوانین خاصی پیروی میکنند و تحت نظارت هستند و فروشنده و خریدار خیالشان راحت است که کسی سرشان کلاه نمیگذارد.
قاضی خاکی تصریح میکند: خرید و فروش عتیقهها ممنوع است، چرا که اینگونه عتیقه جات میراث فرهنگی هستند. پس کسی که خود را درگیر خرید عتیقه جات میکند هم قانون را زیر پا گذاشته و هم زیادهخواهی کرده است. گاهی اوقات فرد کلاهبردار دست به فروش طلا و جواهرات تقلبی میزند. خب اگر این افراد برای خرید طلا و جواهر به فروشگاههای مجاز بروند با چنین مشکلاتی روبهرو نمیشوند.
او بار دیگر به افراد توصیه میکند همواره در معاملات خود قانون را مدنظر داشته باشند: بدلاندازی تنها در شرایطی صورت میگیرد که نظارت قانونی نباشد. در خیابان که نمیشود معامله کرد و باید به مراجع رسمی برای خرید مراجعه کرد.
مریم رامشت ـ روانشناس
هدف، افراد آسیبپذیر
مریم رامشت به این پرونده از زاویهای دیگر نگاه کرده و در گفتگویی کوتاه توضیحاتی را ارائه داده است.
چرا قربانیان این پرونده بیشتر در میان افراد مسن هستند؟
مسلما فردی که کلاهبرداری میکند معمولا قربانیان خود را از میان افرادی انتخاب میکند که آسیبپذیرتر هستند. مثلا افراد مسن، نوجوانان و خانمهای جوان بدون همراه. معمولا افرادی که از نظر فیزیکی ضعیفتر هستند، احساس عدمامنیت بیشتری میکنند و به همین دلیل هم بیشتر در معرض سوءاستفاده قرار میگیرند.
این افراد به دلیل سن و سالشان قربانی شدهاند؟
بله، یکی از دلایلش همین است. در فرهنگ ما به افراد مسن احترام میگذارند و افراد مسن هم این موضوع را پذیرفتهاند. به همین دلیل فکر میکنند احتمال اینکه کسی سر آنها کلاه بگذارد یا بخواهد آنها را فریب دهد بسیار کم است. به همین دلیل هم بیشتر مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. در این افراد احساس امنیتی وجود دارد که معمولا همه به آن احترام میگذارند و در این میان عدهای هم هستند که از این فرصت به نفع خود استفاده میکنند.
آیا شرایط مالی هم میتواند تاثیر گذار باشد؟
قطعا همینطور است. زمانی که افراد در شرایط مالی نامناسبی قرار دارند، توانایی تعقل و تدبیر آنها نیز کمرنگ و بسادگی اغفال میشوند. این در ماجرای جذب جوانان به شرکتهای هرمی نیز مصداق دارد. زمانی که به جوانی گفته میشود یکشبه پولدار خواهد شد، او قبول میکند. شرایط نامساعد مالی زمینه وقوع جرم را فراهم میکند.افراد مسن هم در این موارد بیشتر در معرض خطر و بزه هستند.
این افراد چرا زود باور میکنند؟
این مساله به جنبه فرهنگی ما بستگی دارد.ما به لحاظ فرهنگی از کودکی طوری تربیت میشویم که نسبت به همدیگر اعتماد متقابل داشته باشیم. عقیده داریم همه افراد صادق هستند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
اما در کنار این مساله باید به افراد آموزش داده شود که با تعقل تصمیم بگیرند و دلایل و شواهد خوبی برای اعتماد و تصمیم گرفتن داشته باشند. باز هم تاکید میکنم که مشکلات مالی میتواند باعث شود انسانها قدرت ارزیابی خود را از دست بدهند و شناخت و درک درستی نسبت به اطراف خود نداشته باشند.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: