پیدا کردن شغل مناسب سخت است!

سخت مثل بالا رفتن از یک میله

آیا برایتان پیش آمده که وقتی از خواب بیدار می‌شوید، بگویید: وای باز هم یک روز جدید، دوباره باید بروم سر همون کار قبلی! اما خودتان بهتر می‌دانید که در این دوره و زمانه پیدا کردن یک شغل مناسب چقدر سخت است؛ وقتی که در بهترین سال‌های جوانی دربه‌در به دنبال شغل دلخواهتان می‌گردید و سرانجام کاری پیدا می‌کنید که دیگر نمی‌توانید به همین سادگی از آن دل بکنید!
کد خبر: ۳۵۸۰۸۰

جوان‌ها اغلب انعطاف‌پذیرند و سریع با شغلی که پیدا کرده‌اند، انس می‌گیرند اما مشکل اینجاست که گاهی شرایط برایشان غیرقابل تحمل می‌شود و دیگر نه راه پس دارند و نه راه پیش. اما یک جوان خوشفکر و توانمند که نمی‌تواند گوشه خانه بنشیند و آجرهای اتاق را بشمارد! باید برود سرکار و نان حلال به دست بیاورد. به هر حال اگر برای شما هم هر روز کاری، یک روز بد است، پس احتمالا دچار خستگی و دلزدگی از شغلتان شده‌اید. در این حالت شما سخت کار می‌کنید و از استرس فوق‌العاده‌ای رنج می‌برید.

دلزدگی، یک عکس‌العمل خاص به استرس زیاد است. یک جوان دلزده از کار، از نظر احساسی خسته می‌شود. بویژه افرادی که در گروه‌های اجتماعی یا کمیته‌هایی مثل گروه‌های درمان یا آموزش کار می‌کنند می‌توانند تحت استرس زیاد قرار بگیرند. اگر چه معمولا زنان و مدیران، بیشتر تحت تاثیر شرایط شغلی، دچار دلزدگی و خستگی می‌شوند اما این خستگی می‌تواند در مورد همه جوان‌ها نیز به وجود بیاید. فرق اساسی بین استرس و دلزدگی از کار، این است که استرس می‌تواند باعث برخی مشکلات فیزیکی در بدن شود اما دلزدگی باعث آسیب‌های روحی هم می‌شود. وقتی یک فرد دچار دلزدگی از کار است، روح او یک احساس منفی را تجربه می‌کند.

از دست دادن امید، انگیزه و احساس بی‌علاقگی درونی، از علائم دلزدگی شغلی هستند. البته شغل تنها دلیل آن نیست، نحوه زندگی هم می‌تواند در تشدید این موقعیت موثر باشد. این می‌تواند شبیه به سوختن یک شمع از هر دو طرف باشد و هیچ کس از خستگی کار، ایمن نیست.

4 نشانه اصلی برای دلزدگی وجود دارد: ایجاد دید منفی، عدم اطمینان به دیگران، نداشتن امید و بریدن از دیگران. اما نشانه‌های بیشتر دیگری هم وجود دارد مثل: ناراحتی، عصبانیت، خسته شدن سریع، کمبود انرژی و کمبود انگیزه و علاقه.

چه عواملی باعث دلزدگی شغلی می‌شود؟

ـ وقتی نیازهای شغلی مشخص نباشند و کارمندان مجبور باشند خودشان آنها را حدس بزنند.

ـ وقتی به این موضوع دقت نمی‌شود که یک کارمند، در حال انجام وظیفه‌اش است و سعی می‌شود خلأهای موجود به وسیله همکاران او پر شود.

ـ کار کردن در یک فضای نابسامان و این‌که فرد متوجه شود افرادی که به اصطلاح پارتی‌شان قوی است، کار کمتری انجام می‌دهند.

ـ وقتی رئیس به کارمندان خود به عنوان افرادی مافوق بشر نگاه کرده و کارهای غیرمتعارفی از آنها انتظار دارد و کارهای زیادی را در زمان کم یا با منابع ناکافی از آنها انتظار دارد. (درست است که گفته‌اند جوان‌ها انرژی زیادی دارند، اما دیگر هر کاری را که نمی‌شود از آنها انتظار داشت! جوان‌ها توانمندند اما سوپرمن که نیستند.)

نشانه‌های دلزدگی از کار

عصبانیت زیاد و خستگی، سرانجام موجب احساس بد در فرد می‌شود. در این مواقع شخص احساس می‌کند که عملکردش کاهش یافته، اما تلاشی در جهت بهبود آن نمی‌کند.

در چنین شرایطی ایجاد ارتباط با رئیس و همکاران مشکل می‌شود و فرد دلزده با بی‌تفاوتی از کنار آنها می‌گذرد.

حتی نشانه‌های این خستگی در زندگی شخصی فرد هم دیده می‌شود. احساس افسردگی و بی‌علاقگی به همه چیز. در نتیجه کیفیت کار فرد افت می‌کند و همچنین باعث افسردگی بیشتر و احساس گناه در او می‌شود. در این حالت جوان به دنبال شغل جدیدی می‌گردد، اما نتیجه‌ای نمی‌گیرد چون اول باید مشکل خود را حل کند.

آیا راهی برای خلاصی از دلزدگی هست؟

برای خلاصی از دلزدگی مهم است که فرد نه تنها خودش را عوض کند بلکه محیط کارش را هم تغییر بدهد. اگر فقط یکی از این دو تغییر کند، دلزدگی به طور کامل از بین نمی‌رود. چیزهایی که می‌توانند عوض شوند عبارتند از: شخص و روش‌های شخصی (مثل یادگیری ایجاد آرامش با ورزش‌های مناسب)، برخی جزئیات محیط کار (مثلا وجود تعداد افراد کمتر در اتاق محل کار، تماس‌های تلفنی کمتر) یا کل محیط (شغل دیگر یا شرکت جدید). آنچه که باید تغییر کند به شخص و شرایطی که فرد در آن قرار گرفته، بستگی دارد. همان طور که گفته شد یک راه خلاصی از دلزدگی شغلی، تغییر شرایط است. فردی که دچار دلزدگی است، باید زمان‌هایی از روز را به خود استراحت بدهد، نوشیدن یک فنجان قهوه یا چای می‌تواند مفید باشد.

یافتن راهی برای کاهش استرس مثل یوگا و مدیتیشن هم می‌تواند یک کمک بزرگ باشد. فرد می‌تواند بکوشد تا شغل خود را به یک بازی تبدیل کند و ببیند که آیا می‌شود آن کار را در زمانی کمتر به نتیجه برساند یا نه. تلاش برای افزایش بازدهی می‌تواند یک تغییر در زندگی روزمره ایجاد کند.

جوانی که در این شرایط قرار دارد، ممکن است نتواند عوامل ایجاد مشکل در سرکار خود را تغییر بدهد بنابراین متمایل به ترک شغل خود می‌شود. مثلا اگر رئیسش فردی است که نمی‌تواند با او ارتباط مناسبی برقرار کند، در این شرایط او به تغییر شغلش فکر می‌کند. اما اگر این فرد بتواند رئیس خود را متقاعد کند که برنامه روزانه او را تغییر بدهد، اوضاع می‌تواند بهتر شود.

گاهی دلزدگی از کار، نتیجه تکرار و کسالت است. کسانی که می‌توانند دوره‌ها و سمینارهای جدید را تجربه کنند، می‌توانند از دلزدگی رها شوند. این موضوع حتی می‌تواند زمینه‌ساز ارتقا یا افزایش حقوقشان باشد. به هر حال از آنجا که جوان‌ها تسلیم شرایط نامناسب اطراف نمی‌شوند، بالاخره راهی برای بهبود شرایط پیدا می‌کنند.

الهه عیوض‌زاده / منبع: Suite101

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها