دومین دوره انتخابات پارلمانی و چهارمین انتخابات سراسری در افغانستان بعد از سقوط طالبان با مشارکت 40 درصدی مردم برگزار شد. آیتالله سیدمحمود هاشمی، محقق، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل افغانستان در گفتگو با «جامجم» این آزمون سیاسی و نقش احزاب بر تحولات کشورش را بررسی و تاکید کرد که استقبال مردم افغانستان از هر دوره انتخابات نشان میدهد جامعه افغانستان همچنان منتظر قدرت گرفتن جریان داخلی سیاسی است.
این کارشناس افغانی که عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی جامعه المصطفی العالمیه است، معتقد است غربیها بحث تقلب در انتخابات را برای ناامید کردن مردم دامن میزنند. مشروح این گفتگو را میخوانید.
دومین دوره انتخابات پارلمانی افغانستان با تکرار حوادث و تحولات 3 انتخابات گذشته برگزار شد، از جمله تهدیدها و اقدامات تروریستی پراکنده طالبان، رایزنی نیروهای خارجی و پیش آمدن بحث تقلب که از انتخابات سال گذشته به وجود آمده و همچنان ادامه دارد. تفاوت این دوره را با دورههای قبل در چه میدانید؟
باید گفت تا حدودی ناامید شدن مردم به بهبود شرایط سیاسی و اقتصادی، مهمترین نقطه تفاوت این دوره انتخابات پارلمانی با دورههای گذشته بود؛ چراکه دوره اول انتخابات پارلمانی، مدت کوتاهی بعد از سقوط طالبان بود و مردم افغانستان بسیار امیدوار بودند شرایط اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشورشان متحول و موقعیت و شرایط بهتری برای زندگی فراهم شود، اما در چند سال گذشته با توجه به حل نشدن مشکلات و عدم پیشرفت، کمکم این امیدواری در جامعه افغانستان کمرنگ شد.
البته با همه این مسائل، استقبال مردم در انتخابات با وجود تهدیدهای طالبان نشان میدهد جامعه افغانستان به سرنوشت خود اهمیت میدهد و نمیخواهد دوباره شرایط تسلط طالبان را تجربه کند. در واقع با توجه به همه مشکلاتی که افغانستان با آن روبهروست استقبال از انتخابات نشان میدهد مردم این کشور امیدوار به تغییر شرایط با روش قانونی هستند.
بعد از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری در افغانستان جریان سیاسی در این کشور از حالت تک صدایی درآمد و به 2گروه حامیان حامد کرزای و اپوزیسیون دولت با رهبری دکتر عبدالله تقسیم شد. این وضعیت هماکنون به چه شکلی جریان دارد؟
مهمترین مشکل افغانستان اکنون این است که حزب به معنای واقعی و آکادمیک آن در این کشور وجود ندارد. در واقع حزب به معنایی که گروهی از افراد هم عقیده، سازمانی را تشکیل دهند و با ابزار قانونی برای گرفتن قدرت سیاسی از رقبای خود تلاش کنند در افغانستان وجود ندارد و ما حتی شاهد هستیم که بعضا احزاب سیاسی در این کشور دیدگاهها، مواضع و حتی نام حزب خود را تغییر میدهند. هرچند بیش از یکصد حزب در افغانستان وجود دارد، اما باید گفت اکثر آنها گروههای کوچک سیاسی هستند که تاثیرگذاری چندانی در امور سیاسی کشور ندارند و فعالیت این تعداد حزب بیشتر متاثر از تعصبات قومی و قبیلهای است؛ اما به طور کل در یک تقسیمبندی، گرایشات و دیدگاههای این احزاب را میتوان به 3دسته تقسیم کرد.
دسته اول، نیروهای جهادی هستند که اکنون بیشتر در اطراف حامد کرزای، رئیسجمهور جمع شدهاند. دسته دوم را تکنوکراتها تشکیل میدهند که گرایش زیادی به غرب دارند و البته مورد حمایت غربیها هم هستند. تعدادی از احزاب این گروه در کنار کرزای و تعدادی همراه اپوزیسیون هستند و گروه سوم را احزابی تشکیل میدهند که به گروههای ستیزه جوی طالبان و گروه منتقد حکمتیار تمایل دارند.
البته باید گفت حامیان دولت کرزای از یک سو و اپوزیسیون که ائتلاف تغییر و امید یا ائتلاف سبز را تشکیل دادهاند، از سوی دیگر، همچنان مهمترین تقسیمبندی جریانهای سیاسی افغانستان به حساب میآیند.
بر اساس اخبار منتشر شده از انتخابات اخیر، به نظر میرسد ائتلاف اپوزیسیون با اختلاف خیلی کم، شانس بیشتری برای پیروزی دارد. با پیروزی این جریان سیاسی انتظار میرود اهداف و برنامههای گذشته دکتر عبدالله مانند تغییر در قانون اساسی با تعیین نخست وزیر از سوی پارلمان به جای انتخاب رئیس جمهور توسط مردم دنبال شود. به نظر شما عبدالله چقدر موفق خواهد بود؟
هرچند دکتر عبدالله خود در پارلمان حضور ندارد، اما درصورت پیروزی ائتلاف اپوزیسیون، این احتمال بسیار قوی است که اهداف گذشته وی دنبال شود، اما از موفقیت آن نمیتوان چندان مطمئن بود، چون اپوزیسیون که اکنون ائتلافی را تشکیل دادهاند در همه زمینهها با هم اشتراکات فکری ندارند و در واقع گرایشات فکری و دیدگاههای مشابه، آنها را به هم نزدیک نکرده، بلکه انتقاد از دولت کرزای آنها را در یک ائتلاف جای داده است، بنابراین نمیتوان امیدوار بود که همه حامیان عبدالله با این تغییرات موافق باشند.
در صورت پیروزی این ائتلاف در پارلمان میتوان گفت مردم افغانستان به اهداف وی از جمله تغییر در قانون اساسی رای مثبت دادهاند؟
نه به طور کامل. به 2 علت نمیتوان مطمئن بود که مردم افغانستان به برنامهها و اهداف عبدالله رای مثبت دادهاند. اول اینکه عبدالله چهره محبوبی در افغانستان است و علت محبوبیت وی نیز بیشتر تفکرات آزاداندیشی و فرا قومی و سابقه فعالیت جهادی در کنار احمد شاه مسعود است. دوم این که عبدالله هرچند از مادری پشتون و پدری تاجیک به دنیا آمده است، اما وقتی مسوولیت اجرایی داشت به عنوان فردی فرا قومی و آزاد اندیش شناخته میشد، ضمن اینکه فارسی زبان بودن وی نیز در موفقیتش در انتخابات بسیار موثر بود. از سویی دیگر، نارضایتی از دولت کرزای به علت حلنشدن مشکلات افغانستان، طولانی شدن مدت حضور خارجیها و گرایشهای قومی در کم شدن محبوبیت و مقبولیت وی در جامعه افغانستان تاثیر داشت.
دوره گذشته پارلمان افغانستان حدود یک سال بعد از اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و با توجه به اینکه حامد کرزای در آن موقع با اپوزیسیون جدی روبهرو نبود، میتوان نتیجه گرفت جریان سیاسی یکدستی وارد پارلمان شد، اما در سالهای آخر پارلمان شاهد اختلافات زیادی میان دولت و مجلس بودیم، مانند سکوتهای اعتراضآمیز مجلس و عدم معرفی وزرای کابینه به مجلس و... علت به وجود آمدن این اختلافات را در چه میدانید؟
مهمترین علت این اختلافات، ناتوانی کرزای در حفظ حامیان خود بود. در واقع کرزای نتوانست به همه وعدهها و شعارهایی که به مردم داده بود عمل کند؛ ضمن اینکه در دوران انتخابات وعدههای بسیاری نیز به حامیان خود برای به دست گرفتن پستهای دولتی داده بود که سبب شد مدتی بعد اختلاف زیادی میان حامیان وی به وجود بیاید و عده زیادی از طرفدارانش را به خاطر این اختلافات از دست دهد، از سویی دیگر، تاثیر گرایشهای قومی را در سیاست افغانستان نباید نادیده گرفت، گرایشی که کرزای به پشتونها داشت و البته از حمایت آنها نیز برخوردار بود، تعادل قدرت را در جامعه سیاسی افغانستان به هم میزد. مجموع این مسائل سبب شد مجلس گذشته افغانستان که حامیان کرزای را در خود جای داده بود اواخر دوره، مقابل کرزای قرار گیرد و در انتقاد از عملکردهای وی سکوتهای اعتراضآمیز بلند مدت داشته باشد.
یکی از موارد اختلاف کرزای و مجلس، مخالفت دولت با تصویب جدول زمانبندی برای خروج نیروهای خارجی بود، درحالی که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به نظر میرسید کرزای از غربیها فاصله گرفته و حتی آنها را متهم به دخالت در امور داخلی افغانستان میکرد. ارزیابیتان از ارتباط کرزای با غربیها چیست؟
حامد کرزای با حمایت غربیها رئیس جمهور شده بود، اما اواخر دوره اول ریاست جمهوریاش سعی کرد با فاصله گرفتن از غربیها و بهرهگیری از احساسات ملیگرایانه جامعه افغانستان بر سر قدرت بماند که این مساله در سخنانش به روشنی مشخص بود. این چرخش ناگهانی در مواضع به نفعش نبود و بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته خیلی زود فهمید که باید از این موضع خود دست بردارد و فاصله خود را با غربیها کم کند که این مساله منجر به اختلاف شدید دولت و مجلس قبلی افغانستان برای تصویب جدول زمانبندی خروج نیروهای خارجی شد. در حالی که پارلمان قبلی افغانستان برخی نمایندگان حامی ارتباط با غرب را در خود داشت، اما با اکثریت قاطع خواهان خروج نیروهای نظامی خارجی و کاهش تاثیرگذاری غربیها در سیاست افغانستان بودند، اما دولت کرزای با تصویب این طرح موافق نبود و از استمرار حضور نیروهای خارجی حمایت میکرد و معتقد بود حمایت جامعه جهانی به نفع افغانستان است.
خارجیها و به طور مشخص غربیها چطور بر سیاست افغانستان تاثیر گذار هستند؟
این تصور که غربیها به خاطر کمک به ارتش افغانستان توانستهاند تاثیر زیادی بر آراء و نظر مردم افغانستان داشته باشند بسیار اشتباه است. در واقع جامعه افغانستان نه تنها متاثر از نظر و خواست نیروهای غربی نیست، بلکه تلاش آنها برای تاثیرگذاری بر نظر مردم افغانستان نتیجه عکس میدهد، به طور مثال اگر کاندیدایی مورد حمایت مستقیم نیروهای غربی قرار بگیرد، قطعا آن کاندیدا در انتخابات رای نمیآورد، اما غربیها همواره سعی کردهاند از طرق مختلف بر سیاست افغانستان تاثیر بگذارند، از جمله رایزنیهای پنهان یا تغییر در آرایش نظامی در این کشور. در سالهای گذشته شاهد بودیم نیروهای خارجی آرایش نظامی متنوعی در افغانستان داشتند، نیروهای نظامی کشوری کاهش یا افزایش پیدا میکردند، گروهی از نظامیان از منطقهای خارج یا به نیروهای نظامی کشور دیگری سپرده میشدند و از سویی دیگر بحث تقسیم قدرت با طالبان مطرح شد. از مجموع همین مسائل، این استنباط به وجود میآید که از برخورد با طالبان مانند یک اهرم تنظیم قدرت برای خارجیها استفاده میشود.
از جمله مسائلی که درباره انتخابات در افغانستان مطرح میشد، امنیت با وجود تهدیدهای طالبان و تقلب بود. با وجود حضور تعداد زیادی از نیروی نظامی خارجی چرا باید هنوز این نگرانیها وجود داشته باشد؟
مساله امنیت شهرهای افغانستان برای انتخابات، در این دوره یک تفاوت اساسی با انتخابات گذشته داشت، اینکه شهرهای جنوبی که طالبان در آنها نفوذ و تسلط بیشتری دارد اتفاقا امنیت بیشتری نسبت به شهرهای دیگر افغانستان داشتند که به نظر میرسد علتش این باشد که طالبان در این دوره انتخابات روش مقابله خود را تغییر داده است و سعی کرد اهداف خود را از طریق پارلمان دنبال کند و برای همین با برقراری امنیت در شهرهایی که کاندیداهای مورد نظر خود را داشت و ناامن کردن شهرهای دیگر تلاش کرد نمایندگانی از خود در ولسی جرگه داشته باشد و در اینجا بیتاثیری حضور نیروهای خارجی در مقابله با طالبان را بهتر میبینیم. اما در مورد بحث تقلب باید گفت پررنگ کردن تخلف یا تقلبها در انتخابات افغانستان بیشتر از اینکه واقعا دغدغه جامعه جهانی برای سالم برگزار شدن انتخابات در این کشور باشد، بیشتر در جهت ناامید کردن مردم افغانستان به جریان سیاسی داخل و استقلال این کشور است. هرچند نمیتوان با اطمینان گفت که تقلب صورت نگرفته و این انتخابات نیز مانند همه انتخابات در دنیا از جمله انتخابات ریاست جمهوری آمریکا احتمال اندازهای تقلب در آن وجود داشته، اما مطمئنا میزان تخلفها و تقلبها در سرنوشت انتخابات تاثیری نداشته است.
اعظم محبی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم