در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هوای تهران آلوده است؛ یعنی آلوده بودنش را (که میگویند 38 برابر استانداردهای جهانی است) نمیتوان کتمان کرد؛ سازمان هواشناسی هم که اعلام کرده میزان پایداری جوی در پاییز و زمستان امسال بیشتر ازسال گذشته میشود و پتانسیل آلودگی هوا بالا میرود، پس امسال معلوم است که تهرانیها باز هم باید آلودگیها را به ریههایشان بکشند. اما واقعا چه تعداد از مردم شهر هستند که غیراز اینکه ببینند لایهای از دود بر سر شهرشان به اهتزار درآمده، میدانند که با هر دم و بازدمشان چه مواد خطرناکی را استنشاق میکنند؟
وقتی اواسط شهریور ماه خبر رسید که تعدادی از تابلوهای نمایشدهنده آلایندههای شهر تهران از خیابانها برداشته شده و برخیهایشان هم خاموش شدهاند، خیلیهایمان حدس زدیم که شاید تصمیمگیران امور شهری به آگاه بودن مردم نسبت به اتفاقات پیرامونشان بهای چندانی نمیدهند، حتی بعضیهایمان نیز به این نتیجه رسیدیم که شاید برخیها دانستن را حق مردم نمیدانند. حالا نیز خیلی از ما باور داریم که اگر برای مردم توضیح داده نمیشود که مثلا برنامه 5 ساله کاهش آلودگی هوای استان تهران که قرار است تا دهه فجر تصویب شود چه اهدافی دارد و میخواهد به کجا برسد؟ نوعی نقص محسوب میشود، درست مثل اینکه امسال آخرین مهلت اجرای برنامه 10 ساله جامع کاهش آلودگی هوای تهران است اما هنوز خیلی از مردم به درستی نمیدانند که مسوولان بعد از یک دهه، دقیقا چه دستاوردهایی داشتهاند؟ اما دانستن حق مردم است شاید به اندازه حق شان برای نفس کشیدن در هوایی سالم یا شاید به اندازه اطلاع پیدا کردن از اینکه چه تعداد تهرانی در سال قربانی آلودگی هوای پایتخت میشوند. ولی انگار هنوز تا شفافسازی واقعیتها فاصله زیادی هست؛ فاصلهای که تا پر شدنش مردم باز هم مجبورند در بستری از ناآگاهی با ذرات معلق و گازهای سمی کلنجار بروند. .
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: