در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنرمندانی که اکنون آثارشان زینت بخش بسیاری از سایتهای معتبر جهانی در حوزه عکاسی مستند اجتماعی است، روزگاری در خطوط اول جبهه مشق عکاسی میکردند و حتی برخی آثارشان به عنوان اسناد معتبر بینالمللی مورد استناد قرار میگیرد.
عکاسانی که جنگ را تجربه کردند و برای آنکه این تجربه را به صورت تصویری به نسلی دیگر انتقال دهند گاهی اوقات حتی جان خود را در این زمینه فدا کردند تا عنوان عکاس شهید برازنده نامشان شوند.
اما این که این عکاسان اکنون چه وضعیتی دارند و به طور کلی عکاسی جنگ در ایران امروز راه به کجا میبرد بحثی است که این روزها دغدغه بسیاری از این عکاسان است.
رسول اولیازاده مدیر خانه عکاسان، یکی از همان عکاسانی است که جنگ را تجربه کرده است. او عکاسان جنگ را پیشقراولان ثبت تاریخ میداند و معتقد است آنطور که باید و شاید به مقوله عکس جنگ پرداخته نشده است. او که ریاست خانه عکاسان ایران را نیز به عهده دارد میگوید که عکاسی جنگ آن هم در کشوری مانند ایران که از آن به عنوان عکاسی دفاع مقدس یاد میشود با تمامی ژانرهای دیگر هنر جنگ متفاوت است. او میگوید باید قبول داشته باشیم در جنگ که بهطور یکسویه به ما تحمیل شد شیوهای جدید از به نمایش کشیدن چهره لخت جنگ پدید آمد که آن را در هیچ جای دنیا نمیتوان یافت. او معتقد است در عکاسی مستند جنگ که هنرمندان عکاس ایرانی با نام عکسهای دفاع مقدس به خلق آثاری در این زمینه پرداختند آنها تلاش میکردند تا علاوه بر رشادتهای سربازان، مفهوم دفاع در جنگی ناخواسته را نیز به تصویر بکشند. وی برای این امر از تصاویر نبرد مردم با دستهای خالی در خیابانهای خرمشهر یاد میکند که نشان دهنده اوج اقتدار مردمی است که حتی با دستهای خالی به دفاع پرداختند و این موضوع وظیفه عکاس را در به تصویر کشیدن مفهوم جنگ در هجوم هشت ساله عراق به ایران سختتر میکرد.
اولیازاده در این زمینه میگوید:هنرمندان در سایر رشتههای هنری مثل نقاشی و گرافیک وامدار عکاسان هستند، چون آثارشان الهام گرفته از عکس هنرمندان عکاس است.
وی از آرشیو آثار هنرمندانی که در دوران دفاع مقدس عکاسی کردهاند یاد کرده و میگوید: اینکه هنرمندان جنگ اکنون در چه وضعیتی قرار دارند و چگونه از آنها حمایت میشود را در دو بخش باید بررسی کرد، یکی حمایت مسوولان و دیگری جامعه؛ برای مثال فردی مانند «حسین پرتوی» که عکس تاریخساز بیعت همافران با امامخمینی(ره) را ثبت کرده و اثرگذار بوده است، باید به وضعیتش رسیدگی شود. همچنین باید بررسی شود که هنرمندانی از این دست، چگونه با مشکلاتشان دست و پنجه نرم میکنند و آیا از عهده نیازهای روزمره و مسائل درمانیشان برمیآیند؟
اولیازاده از هنرمند فقید «ابوطالب امام» یاد می کند و میافزاید: این هنرمند در دوران دفاع مقدس عکسهای بسیاری گرفت، مدتها در خانهاش زمینگیر بود اما چند نفر دغدغه او را داشتند؟ او ادامه میدهد: من نمیخواهم تقصیر را به گردن کسی بیندازم ولی این مشکلات برای همه پیش خواهد آمد و ما نباید نسبت به این مسائل بیتفاوت باشیم.
دشواری های خاص عکاسی
عکاسی در هر زمانی دشواری خاص خود را دارد و در آن سالها، ما دوربین دیجیتال نداشتیم و ممکن بود بسیاری از صحنهها و سوژههای ناب را به دلیل اینکه فیلممان تمام شده است از دست بدهیم، به علاوه به لحاظ حساسیت و نور هم دچار مشکلاتی بودیم. این جملات تنها بخشی از دلتنگیهای اولیا زاده است که در مورد عکاسی در جبههها به زبان میآورد. به عقیده این هنرمند عکاس، عکاسان دوران دفاع مقدس با هر فریم، آینده نسلهای بعدی خود را میسازند و به آنها نشان میدهند که مردم با چه دشواریهایی برای اهداف خود تلاش کردند. امیدوارم دیگر هیچ زمانی روزهای جنگ برای ایران تکرار نشود و همه مردم درصلح و آرامش زندگی کنند و در سایه صلح، نه تنها ایران بلکه همه کشورهای جهان بتوانند به پیشرفتهای مختلف برسند.
این هنرمند عکاس درباره حمایت مسوولان دولتی از هنرمندان افزود: ممکن است در آینده روند بهتری وجود داشته باشد، اما در حال حاضر که کار خاص یا ویژهای از طرف دولتیها برای حمایت از این هنرمندان انجام نمیشود.
به عقیده اولیازاده عکاسان جوان و با استعدادی نیز اکنون در کشور فعال هستند که در بحرانها حتما در خط مقدم خواهند بود. به علاوه آنها ثابت کردهاند که نه تنها در دوران دفاع مقدس بلکه در هر بحرانی مانند زلزله و سیل فعال هستند و حتی در زلزله بم عکسهایی که همین عکاسان برای شبکههای برون مرزی فرستادند، باعث شد کمکهایی که از کشورهای دیگر به ایران میرسید، منسجمتر شود.
ایجاد آرشیوی از عکسهای جنگ
اما از دیگر سو سید عباس میرهاشمی رئیس انجمن عکاسان دفاع مقدس در این زمینه به نکته دیگری اشاره میکند. او سالها در جبهههای جنگ به عکاسی پرداخته است و مجموعه وسیعی از این تصاویر را در اختیار دارد، معتقد است که اکنون حجم وسیعی از عکسهای متفاوت و دیده نشده جنگ در میان مجموعههای خصوصی مغفول ماندهاند.
میرهاشمی حرفهایش را اینطور ادامه میدهد که باید نگاهی نو و متفاوت به مقوله عکسهای جنگ داشته باشیم تا این مفهوم اکنون در جایگاه اصلی خود در جهان قرار گیرد. او از مهجوریت عکس و عکاس جنگ به عنوان دلیلی برای توجه دوباره بهآن مفهوم یاد میکند و میگوید: تا وقتی که عکسهای جنگ در آرشیوهای خصوصی و حتی دولتی خاک میخورند نمیتوان به این شاخه مهم از عکاسی مستند اجتماعی دل بست.
این عکاس باسابقه کشورمان به نکته دیگری در این زمینه اشاره میکند که شنیدن آن خالی از لطف نیست. او میگوید در چند سال گذشته تعدادی از هنرمندان عکاس باسابقه کشورمان به نام عکاسان جنگ شناخته شدند در گمنامی کامل به سر بردند و حتی در همین گمنامی در گذشتند. او ادامه میدهد که باید راهکاری برای معرفی عکاسان جنگ پیدا شود تا عکس جنگ در کنار عکاس جنگ کارکرد خویش را پیدا کند. او حتی پا را فراتر از این نیز میگذارد و میگوید: هر عکس جنگ بهواسطه اینکه در قالب تصاویر مستند اجتماعی خلق شده است در دل خویش روایتی را مستور دارد که باید عکاس به تببین آن بپردازد. این استاد دانشگاه میگوید که باید ساز و کاری تعریف شود تا عکسخوانی جنگ در کنار عکسهای جنگ از زبان هنرمندان گمنام این رشته فصل جدیدی را از توجه دوباره به عکسهای جنگ پدید آورد.
او حرفهایش را اینگونه پایان میدهد: سالهای سال است که نیاز به ایجاد بانک اطلاعات قوی و محکمی حس میشود اما هیچ وقت ایجاد این بانک عملی نشد تا بسیاری از هنرمندان و عکسهای دفاع مقدس در این زمینه حرفهایشان ناگفته بماند.
عکاسی جنگ با پایان جنگ شروع میشود
مهدی منعم عکاس جنگ است. اما بیشتر او را با عکسهایش پس از جنگ میشناسند. هنرمندی که با عکسهایش از اثرات گازهای شیمیایی بر روی مردم بی دفاع حلبچه نامی جهانی برای خود پیدا کرده است. او اما در مورد عکس جنگ نظر دیگری دارد.
منعم که در آثارش به دنبال ثبت چهره عریان و بیواسطه اثرات پس از پایان جنگ است، میگوید: تنها راه معرفی جنگ به نسل آینده معرفی تصویری کسانی است که به نحوی از آن لطمه خوردهاند. او که سالهاست چهره مجروح قربانیان جنگ را در قالب تصاویر سیاه و سفید به تصویر میکشد حرفهایی در این زمینه میزند که تلخ است.
او عکس جنگ را واسطهای دوباره برای آشتی مخاطبان با عکس میداند. او میگوید مگر ممکن است کسی اثرات بر جای مانده از جنگ را روی تن و جان یک جانباز ببیند و واکنشی نسبت به این موضوع از خود ابراز نکند.
به عقیده او کارکرد اصلی عکسهای جنگ همین نشان دادن تبعات جنگ است، تبعاتی که باعث میشود تا سالهای سال پس از پایان یک جنگ نیز در خانهای درد حاصل از جنگ بازتاب داشته باشد؛ خواه از طریق گازهای شیمیایی و گاه از طریق قطع عضو و تبعات ناشی از انفجار مین. این یک واقعیت تلخ از جنگ است که با پایانش تازه آغاز میشود.
او که در آثارش به دنبال این نکته رفته است بیشتر غیر نظامیانی را به تصویر کشیده است که قربانیان جنگ هستند. این نیز وجه پر رنگی از عکاسی مستند اجتماعی جنگ است که به عقیده این هنرمند باید به آن پرداخته شود تا روی دیگر جنگ نیز به نمایش در آید.
این عکاس، عکسهای جنگ را مهم و اسناد معتبر تاریخ معاصر ایران میداند که باید از آنها حفاظت کرد. به عقیده او عکسهای جنگ اسنادی هستند که سالها بعد به کمک آن میتوان حقایق را بررسی کرد . به گفته او در تمامی دنیا عکاسان جنگ از جایگاه خاص و ویژهای برخوردارند که نشان از اهمیت بالای این تصاویر در نگاه مستند نگاران دارد.منعم اما از بیمهری به عکاسان جنگ بسیار دل آزرده و معتقد است که معدود عکاسان به جای مانده از دوران جنگ هر روز بیشتر از گذشته فراموش می شوند.
پژوهش نیاز زنده ماندن هنر جنگ
مسعود زندهروح کرمانی نیز از کسانی است که جنگ را تجربه کرده است، هنرمندی که سالهای جنگ مسوول واحد آرشیو عکس صدا وسیما بوده و اکنون به تدریس این هنر میپردازد. او معتقد است که باید به مفهوم عکاسی جنگ با نگاهی جدید نگاه کرد. او میگوید: درست است که سالها از پایان جنگ میگذرد اما باید نگاه عکاس ایرانی برای تصویر کشیدن جنگ را به عنوان دستورالعملی برای هنرمندان امروز به کار گرفت که میخواهند در زمینه مستند اجتماعی فعالیت کنند .
او می افزاید : باید زمینه پژوهش در عکس جنگ ایجاد شود تا تمامی لایههای هنر جنگ آشکار شود. او میگوید ما نباید شرمنده آیندگانی باشیم که میخواهند از دیروز با خبر باشند. او معتقد است کارهای بسیاری در زمینه پژوهش و تحقیق هنر جنگ وجود دارد که باید آن را به نسل آینده منتقل کنیم.
او جملاتش را اینگونه به پایان میرساند که عکس جنگ برای ماندگاری نیازمند توجه است. او به قول خودش میترسد که در گیر و دار زندگی مدرن امروز عکس جنگ با هنرمندش برای همیشه به فراموشی سپرده شوند.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: