مولوی پژوهان با انتقاد از نبود بنیادی بر‌ای این شخصیت بزرگ در ایران ، خواستار نظارت جدی بر کلاس‌های عرفانی شدند

غربت مولانا در زادگاهش

امروز روز بزرگداشت یکی از بزرگ‌ترین شاعران، عارفان و نظریه پردازان بزرگ ادبیات فارسی و هنر اسلامی است؛ شخصیتی که در گوشه و کنار ایران و جهان کلاس‌ها و جلسات متعدد و متفاوتی با نام و یاد او و مثنوی معنوی‌اش برپا می‌شود. کافی است همین لحظه سری به نزدیک‌ترین مرکز فرهنگی شهر و محل زندگی خود بزنید تا متوجه شوید در برنامه‌هایش قطعا نشستی ویژه مولانا و مثنوی خوانی وجود دارد.
کد خبر: ۳۵۷۰۹۷

اما این تعدد برنامه‌های مرتبط با عرفان، مولانا و مثنوی‌اش در حالی برپا می‌شود که هنوز بنیاد یا مرکزی مشخص و رسمی که متولی پژوهش، پرداخت و برپایی جلسات منظم و مبتنی بر آموزه‌های اصیل اسلامی و عرفانی آثار مولانا باشد در کشورمان وجود ندارد و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، این پراکندگی باعث شده است برخی سودجویان با استفاده از مباحثی که مولانا برخی از آنها را طرح کرده است، برای خود دکان و بازاری با نام‌های مختلف باز کنند.

نظارت جدی بر کلاس‌های عرفان

توفیق سبحانی که خود یکی از مولوی پژوهان کشور است، معتقد است در سال‌های اخیر با رشد قارچ گونه کلاس‌های عرفانی و بی‌ریشه که با استفاده از مثنوی‌خوانی و آثار مولانا تشکیل می‌شوند متاسفانه نوعی برخورد سطحی و گرایش‌های خاص و گاه دروغین عرفانی ترویج یافته است.

او با اشاره به مراکز مختلف و متعددی که نام مولانا را بر خود نهاده اند ، از یکسو خواستار نظارت جدی‌تر در این زمینه می‌شود و از سویی می‌گوید این موازی‌کاری‌ها باعث می‌شود خروجی کار هم آن طور که شایسته نام و اعتبار مولاناست، نباشد.

سبحانی همچنین مولانا را شخصیتی معرفی می‌کند که تقریبا در تمام معارف موجود تا قرن هفتم در حد درجه اجتهاد اشراف داشته است و دریغ می‌خورد که چرا هنوز متولی خاص و رسمی در کشور برای این شاعر و عارف بزرگ وجود ندارد.

مظلومیت مولانا

اما دکتر حسن انوشه، پژوهشگر و مسوول دائره‌المعارف زبان فارسی با اشاره به شخصیت‌هایی همچون حافظ و سعدی که روز بزرگداشت‌شان همه‌ساله معمولا با شکوه فراوان و برنامه‌های جدی همراه است این مظلومیت مولانا را ناشی از 2 موضوع می‌داند و می‌گوید: نخستین دلیل این است که حافظ و سعدی امروز در کشور ما جدای از حضور معنوی و آثارشان، حضور فیزیکی هم دارند و آرامگاه‌های آنها خود باعث می‌شود توجه بیشتری را به خود جلب کنند.

او ادامه می‌دهد: دومین دلیل هم تا حدودی به شخصیت و آثار مولانا بازمی‌گردد که به علت بی‌پروایی خاص او در سخن و بیان برخی مسائل، گروهی از متشرعان و علمای دینی با احتیاط از آثار و نام او یاد می‌کنند.

البته انوشه فقدان یک بنیاد رسمی برای مولوی را چندان در این زمینه تاثیرگذار نمی‌داند و تاکید می‌کند مولوی خودش یک بنیاد است و هر کسی می‌تواند در هر گوشه‌ای از جهان به قدر فهم و دانش خویش از سرچشمه آثار مولانا بنوشد و استفاده کند.

پیراستگان از مولوی بگویند

میرجلال‌الدین کزازی، استاد زبان و ادبیات فارسی هم تا حدودی دیدگاه‌هایش به حسن انوشه نزدیک است .او می‌گوید: ما اگر بخواهیم به شیوه و آیین درست، به مولانا بپردازیم باید در هر جایی که می‌توانیم، بنیاد مولانا یا بنیاد شمس را پایه بریزیم.

او ادامه می‌دهد: این بنیادها و نشست‌ها باید کانونی زنده، پویا و همیشگی باشد که در آن، کسانی پیرامون جایگاه مولانا بپژوهند.کزازی مولانا را دریایی ژرف و کران ناپدید توصیف می‌کند و می‌گوید: هرگز نمی‌توان گفت که روزگاری فرا برسد که ما باور کنیم بیش از آن نمی‌توانیم به مولانا بیندیشیم و بپردازیم.

او در سخنانش نسبت به برخی سوءاستفاده‌ها از نام مولانا هم هشدار می‌دهد و می‌گوید: مثنوی و دیوان شمس هر دو داستان نای است و پژواک و بازتاب ناله‌های او که از درد و دریغ دوری از نیستان برمی‌آیند و بی‌هیچ درنگی در دامان هر جان آگاهی جای می‌گیرند.

کزازی تاکید می‌کند: تنها کسانی ناله‌های نای مولانا را می‌توانند شنید که همچون سنگ از خویشتن آکنده نباشند و به سخنی دیگر، تنها پیراستگان و تهی‌شدگان از خویش راز ناله‌های مثنوی و مولانا را درمی‌یابند.

سینا علی‌محمدی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها