در زندگی هر کس حوادث ناگهانی وجود دارد که یکبار پدید میآیند اما سالها و شاید تا آخر عمر فرد را درگیر کنند. رسام هم از این حوادث بی نصیب نمانده است. حادثهای که به تصادف او و خانوادهاش در 15 سال پیش برمی گردد: برای ملاقات اقوام رهسپار بیمارستان بودیم و به امید آن که زودتر به مقصد برسیم از یک خیابان فرعی آمدم از سر چهارراهی رد شوم که اتفاقا خودرویی هم که با سرعت زیاد میآمد به ما زد. شانس آوردیم که تلفات جانی نداشتیم اما خودم به شدت آسیب دیدم به طوری که مهره انتهای کمرم شکست. ماشین آن راننده آژانس داغان و له شد اما خودش سالم بیرون آمد. آن موقع متوجه نبودم که کمرم به صورت نادرستی جوش خورده است که هنوز هم از کمر درد رنج میبرم.
رسام در محیط حرفهای و کاری موفقیتی کسب کرده که به جبران سانحه گذشته او برمیآید: برای ماه مبارک رمضان سریالی به نام «گمگشته» ساختم که جزو اولین سریالهای این ماه و کارهای مناسبتی قرار گرفت و بینندگان بسیار زیادی از آن استقبال کردند. بعد از ماجرای آسیب کمرم یکسال با عصا راه میرفتم اما با پخش این سریال و اثرات روحی و روانی که در پی داشت با اینکه دکترها گفته بودند تا سالیان نامعلومی باید با عصا راه بروی، من عصا را کنار گذاشتم و حالم خوب شد. بعد از این، تصمیم به ساخت سریالهای ماه مبارک رمضان گرفتم و اعتقاد دارم که تاثیرات روحی و روانی زیادی دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم