در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همزمان با آغاز جنگ در شبکه یک سیما گروهی راهاندازی شد به نام گروه جنگ. این گروه تمرکز خود را بر تولید آثار مرتبط با دفاع مقدس گذاشت و در وهله اول کار خود را با حمایت از فیلمهای دفاع مقدس آغاز کرد. با پایان گرفتن جنگ، این گروه از فیلمنامهنویسان و کارگردانان دعوت کرد تا ساخت سریالهای جنگی را آغاز کنند. یکی از اولین سریالهایی که با موضوع دفاع مقدس در تلویزیون ساخته شد، سریال «نبردی دیگر» بود که عبدالله باکیده آن را با موضوع اسرای ایرانی که در اردوگاههای عراقی دوران اسرات را طی میکردند، مقابل دوربین برد. در این فیلم «شاهد احمدلو» نقش یک اسیر کم سن و سال را بازی میکرد و اکبر سنگی اجرای نقش فرمانده اردوگاه را به عهده داشت. این 2 بازیگر آنقدر نقش خود را خوب بازی کردند که «نبردی دیگر» در اوایل دهه 70 به یکی از پربینندهترین سریالهای تلویزیونی تبدیل شد. باکیده این سریال را براساس خاطرات اسیرانی نوشته بود که بعد از جنگ به وطن برگشته بودند و از روزهای سختی که در اردوگاهها سپری کرده بودند حرفهای زیادی داشتند.
باکیده فعالیت خود درباره سالهای دفاع مقدس را در سینما ادامه داد تا اینکه در سال 84 سریال «بچههای هور» را با موضوع دفاع مقدس بار دیگر برای شبکه یک سیما مقابل دوربین برد. این سریال قصه مردم دهکدهای در جنوب را بازگو میکرد که در زمان جنگ از وطن خود دفاع میکردند. فضایی که داستان سریال در آن رخ میداد، فضایی سخت بود. دهکده در میان نیزارها قرار داشت و باکیده از نیزارهای مرداب انزلی برای ساخت دکورهای این سریال استفاده کرد. بچههای هور نمایشی واقعی از مردم مقاوم جنوب در زمان جنگ بود. این سریال به مردم یادآوری کرد که با پایان جنگ نباید آدمهایی که درگیر جنگ بودند و با تمام قوا از سرزمین ما دفاع کردند بسادگی فراموش شوند. شاید همین دیدگاه بود که مدیران تلویزیون را بر آن داشت تا دوران جنگ را مرور کنند و با اولویت بخشیدن به خرمشهر که با آغاز جنگ مقاومت بینظیری را از خود به نمایش گذاشته بود، سریالسازی درباره این شهر را در دستور کار قرار دهند و از کارگردانی مانند ابراهیم حاتمیکیا بخواهند تا سریال خاک سرخ را با محوریت دفاع مردم خرمشهر مقابل دوربین ببرد.
خاکی به سرخی جنگ
ابراهیم حاتمیکیا، سینما را با روایت جنگ آغاز کرد. اصلا او سینما را به عنوان حرفه انتخاب کرد تا بتواند دیدگاههای خود را درباره روابط انسانی و اعتقادی در زمان جنگ بازگو کند. شخصیتهایی که او در فیلمهایش به تصویر کشید پا به میدان جنگ میگذاشتند تا از اعتقادات و باورهای خود دفاع کنند. همین دفاع از باورها و اعتقادات بود که باعث شد حاتمیکیا، سریال خاک سرخ را با نگاهی کاملا انسانی درباره مقاومت مردم خرمشهر بسازد. مردم خرمشهر دست خالی در برابر دشمن مقاومت کردند چون اعتقادی بزرگ به دفاع از خاک و میهن داشتند. در این دفاع زن و مرد در کنار هم بودند و جنگ برای آنها مثل زندگی کردن بود. فیلمنامه خاک سرخ را مسعود بهبهانینیا نوشت. فیلمنامهنویسی که اصول و مبانی نوشتن برای تلویزیون را بخوبی میشناسد و میداند که باید شخصیتهای اصلی را چگونه در مسیر قصه قرار دهد تا آنها بتوانند مخاطب را با خود همراه کنند. خاک سرخ داستان دختر جوانی به نام لیلا بود که برای پیدا کردن خانواده اصلی خود راهی خرمشهر میشد. اما او بدترین زمان را برای این یافتن انتخاب کرده بود. جنگ آغاز شده بود و خرمشهر در محاصره عراقیها بود، عراقیهایی که هر روز یک خانه یا محله را به تسخیر خود درمیآوردند. لیالی، مادر لیلا که از بازگشت دختر خود باخبر شده بود بیصبرانه متظر بازگشت او بود. او میدانست لیلا برخواهد گشت. لیلا در کوچهها و خیابانهای خرمشهر آواره بود و شاهدی بود برای یک جنگ نابرابر. لیلا شاهد بود و لیالی منتظر بازگشت. این دو استعاره را حاتمیکیا به زیبایی در کنار هم گذاشته بود تا هنر خود را برای سقوط شهری که همه ایرانیان آن را دوست داشتند به نمایش بگذارد. خاک سرخ را به جرات میتوان یکی از آثار ماندگار تاریخ تلویزیون ایران دانست. این سریال یک سند تاریخی از مقاومت و سقوط یکی از مهمترین شهرهای ایران در زمان جنگ است.
تنوع شخصیتهایی که در جنگ حضور داشتند
جنگ ایران و عراق باعث شد تا بسیج مردمی در ایران شکل گیرد. در این بسیج همه مردم ایران مشارکت داشتند از تحصیلکرده و کم سواد و بیسواد بگیر تا شهری و روستایی و شاغل و بیکار و....هر کدام از این آدمها میتوانند، یک درام را شکل بدهند. بسیاری از این شخصیتها در بعد از جنگ در فیلمهای سینمایی دیده شدند.حتی در همین اواخر سینماگران بر آن شدند تا حاشیهایترین افراد حاضر در جنگ را در سینما تصویری کنند. فیلمهای اخراجیها براساس زندگی و حضور همین افراد در جنگ ساخته شد. اما تلویزیون در این مدت تلاش کرد که ذرهبین جستجوی خود را قویتر کند و آدمهایی را در جنگ ببیند که نقشهای اصلی را در جنگ ایفا میکردند. آنها فرماندهانی بودند که با راهنمایی سربازان، پیروزی را در جنگ رقم میزدند. پزشکان را از شخصیتهای مهم جنگ میتوان به شمار آورد. آنها در جنگ حضور مداوم داشتند. سریال «رقص پرواز» را احمد مرادپور با موضوع حضور پزشکان در جنگ ساخت. سریالی که با محور قرار دادن پزشکی به نام یاوری با بازی درخشان مهدی هاشمی نشان داد که جامعه پزشکی در زمان جنگ مانند رزمندههای خط مقدم جبهه وظیفهای سنگین به عهده داشتند. رقص پرواز با ارائه تصویری واقعی از جنگ با استقبال مردم روبهرو شد.
همین توجه مردم به مقوله حضور پزشکان در جنگ باعث شد تا شبکه یک سیما سریال «شب هزار و یکم» را در دستور ساخت بگذارد. این سریال سال گذشته از شبکه یک پخش شد. شب هزار و یکم نشان داد که آدمهایی که در جنگ حضور داشتند و اکنون مانند دیگر مردم در شهرهای مختلف زندگی میکنند، اهمیت دارند. شب هزار و یکم، داستان پزشکانی بود که خاطرات زیادی از جنگ دارند. آنها حوادث مختلفی را به چشم دیدهاند و سرنوشت بسیاری از آدمها را تغییر دادهاند. شب هزار و یکم بهواسطه دختری که در جستجوی هویت خود در زمان جنگ بود از امروز به دیروز میرفت و سالهای جنگ را مرور میکرد.
اما انگار موضوع پزشکان در جنگ، موضوعی جذاب برای کارگردانان و نویسندگان تلویزیون است. چون بیژن بیرنگ، کارگردان و تهیهکننده قدیمی تلویزیون هم این سوژه را برای اولین سریالی که کارگردانی میکند انتخاب کرد. این سریال «همچون سرو» نام دارد و بزودی پخش آن از شبکه 2 سیما آغاز میشود. همچون سرو داستان پزشک خانمی است که برای طبابت به اردوگاه جنگی میآید اما فرمانده اردوگاه نمیتواند حضور یک زن در جنگ را تحمل کند. او میخواهد این خانم دکتر را به پشت جبهه برگرداند اما عواملی باعث میشود که این اتفاق نیفتد. در ادامه بین فرمانده جنگ و خانم دکتر روابطی عاطفی و انسانی شکل میگیرد. آنها در جنگ یاد میگیرند که عشق را تجربه کنند.
در سالهایی که سینمای دفاع مقدس گاهی روزهای خوب و گاهی روزهای متوسط را پشت سر میگذارد و اکثر فیلمسازان دفاع مقدس ترجیح میدهند ژانرهای دیگر سینما را تجربه کنند، تلویزیون همچنان به کشف سوژههایی فکر میکند که در زمان جنگ اتفاق افتاد است و نباید فراموش شود. با همین هدف، گروه دفاع مقدس در مرکز سیما فیلم شکل گرفت. کارگردانان زیادی برای فعالیت در این گروه دعوت به کار شدند و تله فیلمهایی با موضوع جنگ در سیما فیلم تولید شد و میشود. اما در کنار این تله فیلمها، کارگردانانی نیز به کار دعوت میشوند که جنگ را از منظری دیگر میبینند. کیومرث پوراحمد با ساخت فیلم اتوبوس شب در مرکز سیما فیلم نوجوانان را در جنگ نشان داد و تصویری متفاوت از مردم عراق را به نمایش گذاشت؛ بعثیهایی که جنگ ایران و عراق بر پایه حضور آنها دوام یافت و مردم شیعه که تمایلی به جنگیدن نداشتند اما صدام آنها را مجبور به جنگ میکرد.
در ادامه همین نگاه به جنگ، مسعود نقاشزاده فیلم «کودک و فرشته» را با موضوع کودکان و نوجوانان در جنگ و مقاومت مردم خرمشهر ساخت. اما با نگاهی به تولیدات شبکههای مختلف سیما میتوان به این نتیجه رسید که پرداختن به موضوع جنگ برای تلویزیون اهمیت ویژهای دارد. یکی از این موضوعات پرداختن به زندگی فرماندهان جنگ است. تاکنون بارها شنیده شده است که کارگردانان مطرح سینما تصمیم دارند که از زندگی فرماندهانی مانند شهید چمران، شهید همت، شهید باکری و.... سریال یا فیلم بسازند اما تاکنون زندگی 2 شهید تبدیل به سریال شده است. یکی از این سریالها چند سال پیش درباره زندگی شهید شیرودی ساخته شد و دیگری سال گذشته با موضوع زندگی شهید عباس بابایی مقابل دوربین رفت. این سریال شوق پرواز نام دارد و یدالله صمدی آن را کارگردانی کرده است. شهاب حسینی در این سریال نقش شهید بابایی را بازی میکند.
اکنون که به فرماندهان جنگ و پزشکان رزمنده پرداختیم بد نیست اشارهای هم داشته باشیم به سریال «در چشم باد» ساخته مسعود جعفریجوزانی که فصل سوم خود را به جنگ ایران و عراق اختصاص داد و خرمشهر و مقاومت مردم این شهر را به تصویر کشید.
در سریال در چشم باد هم پزشکی مبارز و دنیا دیده بعد از گذر از کشورها و مراحل مختلف زندگی به جنگ ایران و عراق میرسید و میدید که اصول این جنگ با تمام جنگهای دنیا متفاوت است و حتی نوع مبارزه رزمندگان آن هم با نوع مبارزات دیگری که در ایران شکل گرفته بود تفاوتهای بنیادی دارد و مبارزان جنگ و دفاع مقدس را حتی نباید با مبارزینی که در جنگ جهانی دوم تا جایی که در توان داشتند از وطن دفاع کردند، مقایسه کرد.
بازگشت به دوران جنگ با عبور از زمان حال مدتی است که در سریالهای تلویزیونی بیشتر شده است. 2 سال پیش محمدمهدی عسگرپور، سریال گلهای گرمسیری را با موضوع جنگ و مقاومت مردم ایران در برابر دشمن ساخت. او آدمهای امروز را وادار کرد تا به گذشته بروند و شاهدی بر اتفاقات سالهای جنگ باشند و جوانهایی را ببینند که آن سالها از تمام خواستهای خود میگذشتند تا از وطن و باورهای مذهبی و شخصی خود محافظت کنند.
بزودی پخش سریال «خانه بیپرنده» از شبکه تهران آغاز میشود. این سریال را کاظم معصومی کارگردانی کرده است. داستان آن درباره دختری است که بازمانده جنگ است و اکنون میخواهد درباره آن سالها بیشتر بداند.
این روش بازنمایی سالهای دفاع مقدس هر چند تکراری به نظر میرسد اما میتواند تاثیرگذارترین روش داستانپردازی درباره گذشته باشد. اما این تاثیرگذاری زمانی بیشتر میشود که نویسنده و کارگردان از زاویهای جدیدتر به این نوع روایت نگاه کنند و به موضوع نزدیک شوند.
کارگردانان جوان و روایتی تازه از جنگ
تولید سریالهای جنگی در تلویزیون ادامه دارد. هرچه از دوران دفاع مقدس بیشتر فاصله میگیریم، نگاه به آن دوران بیشتر عوض میشود و انگیزه آدمهایی که در جنگ حضور داشتهاند برای نسل جوان و حتی میانسال جالبتر میشود. آنها میخواهند با آثارشان نشان دهند که چه انگیزهای باعث شده بود تا جوانان گذشته به میدان جنگ بروند و مبارزه با دشمن را بر خانه نشستن ترجیح دهند. سالهای جنگ برای کارگردانان امروز از منظرهای مختلف میتواند روایت شود. حمید نعمتالله که این روزها مشغول ساخت سریال وضعیت سفید برای شبکه 3 سیما است، در اولین سریال تلویزیونی خود سالهایی را به تصویر میکشد که تهران هر لحظه از طرف موشکهای صدام تهدید میشد. او درباره انگیزه ساخت خود از این سریال میگوید: من هم مثل بقیه مردم تهران آن روزها را به یاد دارم و میدانم که مردم در آن روز و شبها چهها کشیدند، به همین دلیل تصمیم گرفتم دغدغههای آن دوران مردم را در یک سریال تلویزیونی به تصویر بکشم.
وضعیت سفید داستان یک خانواده بزرگ تهرانی است که در اوج موشک باران تهران به باغ مادرشان در ساوه پناه میبرند. زندگی جمعی آنها باعث میشود اختلافات بیشتر خود را نشان دهند اما به مرور آنها میآموزند که میتوانند یکدیگر را ببخشند و در فضایی دوستانهتر زندگی کنند. فیلمنامه این سریال را حمید نعمتالله با همکاری هادی مقدم دوست نوشته است.
این مجموعه 30 بازیگر اصلی دارد که برخی از آنها عبارتند از: عرفان ابراهیمی(رضا)، ستاره اسکندری(سهیلا)، مونا احمدی (شیرین)، افسانه بایگان(محترم)، حسن پورشیرازی (بیژن)، افسانه چهرهآزاد (سیما)، سیما خزرآبادی (شهناز)، امیرحسین رستمی (فراز)، اسماعیل سلطانیان (بهرام)، علی سلیمانی (بهزاد)، فرهاد شریفی (همایون)، مهین شهابی (احترام)، مهنوش شهباززاده (همدم)، امیر کاظمی (شهروز)، سهیلا گلستانی(منیژه)، پوراندخت مهیمن (افتخار)، آشا مهرابی (مهناز)، اصغر نقیزاده (عباس)، یونس کفاشیان(امیر) و...
علیرضا بذرافشان هم که تاکنون تلهفیلمهایی مانند لرزش زندگی، تنگنا و انتقال را برای تلویزیون کارگردانی کرده است این روزها مشغول ساخت سریال «نابرده رنج» برای شبکه 3 است. این سریال داستان جوانی به نام اسد است که نقشه گنجی را مییابد. او برای یافتن گنج راهی سفر میشود اما این سفر به جبهه و جنگ منتهی میشود. مخاطبان نابرده رنج در ادامه سفر اسد با اتفاقات و آدمهایی که در جنگ برای حفظ میهن جنگیدهاند آشنا میشوند.
کامبیز دیرباز در این سریال نقش اسد را بازی میکند. سیاوش طهمورث، سام درخشانی، ثریا قاسمی، مینا جعفرزاده، سحر دولتشاهی، میلاد کیمرام، صدرالدین حجازی، طوفان مهردادیان، محمود رضایی، افشین سنگچاپ، فرشید زارعیفرد، مصطفی اعلایی، سیما مطلبی، رضا کریمی و … دیگر بازیگران سریال نابرده رنج هستند.
30 سال از آغاز جنگ عراق علیه ایران میگذرد. شاید برخی بر این باور باشند که پرداختن به سالهای جنگ دیگر لازم نیست. اما جنگ ایران و عراق باعث شد تا تاریخ 30 ساله انقلاب بهگونهای دیگر رقم بخورد. آنهایی که بهعنوان رزمنده در جنگ حضور داشتند، آنهایی که به اسارت درآمدند، آنهایی که جانباز شدند و همه آدمهایی که جنگ را از نزدیک یا دور لمس کردند خاطرات جنگ را فراموش نخواهند کرد. این خاطرات در زندگی و تصمیمگیریهای آنها اثر میگذارد بنابراین تا خاطرات جنگ در حافظه ملت ما هست باید به جنگ پرداخت و بعد از آن هم باید آیندگان با تصاویری که میبینند به یادآورند که 8 سال مردم ایران مقاومت کردند تا نشان دهند وطن و اعتقادات خود را پاس میدارند.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: