در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از این طریق در ادبیات کشور و البته در زمانی که وسایل ارتباط جمعی هم محدود بود، این جمعها که رفتهرفته با ثبات خود به پاتوقهایی تبدیل میشدند، نقش بیبدیلی ایفا میکردند.
انجمنهای ادبی کلاسیکسرایان که بعضا تا چند دهه در منزل برخی استادان و ادیبان برگزار میشد، شبهای شعر مقطعی اما پربازتاب، جلسههای هفتگی یا ماهیانه برخی از مجلههای پرفروش، جلسههای متناسب با شرایط اجتماعی و سیاسی روز که در برخی ارگانهای فرهنگی ـ هنری شکل گرفت یا حتی برخی نشستها که در مقاطعی و همزمان با غالب شدن برخی شعارهای فرهنگی در فرهنگسراها و خانههای فرهنگ شکل گرفتند.
اما اساسا یک جمع پاتوقگونه ادبی چه تاثیر مشهودی میتواند داشته باشد تا مانند برخی بزرگترها، آنرا به تلفکننده وقت و عمر و بیهودگی متهم نکنیم؟!
بهنظر میرسد این روزها پاتوق یا محفلگرایی از گروه واژگانی است که رفتهرفته با تکبعدیشدن مفهوم خود، بار معنایی منفی پیدا کردهاند. از همین دسته است واژههایی چون نقد، تحت تاثیر بودن، شیفتگی، عاشق بودن! و مواردی از این دست. شخصا معتقدم تشکیل پاتوقها و محفلهای دوستانه، بهویژه در عرصههای فرهنگی و هنری، امری پسندیده، مولد و ضامن پویایی است. چراکه بسیاری از زایشها از دل همین محفلهاست که شکل میگیرند یا رخ مینمایند. اگر بر موضوع ادبیات متمرکز شویم، میتوان گفت شکلگیری یک محفل ادبی که معمولا هم نمود عمومی و رسانهای مییابد، بستری است مناسب برای شکلگیری بسیاری از آثار ادبی. افراد وقتی (حتی به شکل موردی) در یک جمع ادبی قرار میگیرند، غلیان هنریشان بیشتر تحریک میشود، آنها با تشویق، ترغیب یا تردیدهای همدیگر راه خود را تنظیم میکنند، با نقد آثار رفقا به اعتلای آنها کمک میکنند و... .
از سوی دیگر، تاثیرهای روحی را میتوان سراغ گرفت که معمولا بسیار هم نقشآفرین هستند. از میزان انطباق و هماهنگی عناصر یک جمع که میتواند خود یک جریان شود، تا همراهیهایی حتی در خارج از فضای مورد بحث. چه بسیار افراد که با دعوت به برنامه یک پاتوق ادبی، روحیه مضاعفی مییابند، چه بسا کسانی که تنهاییهایشان را در شهر شلوغ و ماشینی، به یک پاتوق فرهنگی پناه میبرند، چه بحثهای سازندهای که بعضا در نشستهای فرهنگی شکل میگیرند و چه راهگشاییهایی که میتواند به ظهور رسد و بهکار آید. حال چه بهتر که چنین پاتوقی در بستر و محاصره کتاب شکل گیرد. از این روست که نشستهای عصر روشن از 4 ماه پیش بهشکل ماهیانه - و شاید در آیندهای نزدیک به شکل هفتگی - در کتابسرای روشن برگزار میشود.
علیرضا بهرامی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: