در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این خبر در لابهلای اخبار مختلف حوادث شاید کمتر به چشم آمد. قصد ما اکنون پرداختن به جزئیات این خبر نیست. شرور چشمآبی هر که بوده به احتمال فراوان در زندگی شخصی و اجتماعی خود و در دوران مختلف زندگی از کودکی تا جوانی آسیبها و لطمات روحی زیادی به واسطه مشکلات دیده که او را به ورطه خلافکاری کشانده است. حتما خانوادهای داشته و دارد که محترماند و حساب کار آنها جداست از هر نوع خلاف و شرارتی. این شرور اعدام شده هم، حالا دستش از دنیا کوتاه است. اما در عمق این خبر، نکتهای وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه شده است. نکتهای که شاید حتی در نگاه اول بیاهمیت هم جلوه کند. اجازه دهید به زبان ساده بگوییم: شرور هم شرورهای سابق. شرورهای سابق آن طور که قدیمیترها میگویند کمتر چشمآبی بودند. آنها انگار مردتر بودند. گرچه شرور بودند، گرچه گندهلات بودند، اما چشمآبی نبودند. شرور بودند، اما کمتر میرفتند به سراغ کودکان. کمتر میرفتند سراغ زنان، حتی اهل دود و دم هم کمتر بودند. حتی اجازه دهید بگوییم که بعضیشان اسمهایی داشتند که آدم را مات ابهت اسمشان میکرد. حتی به حرمت اسمشان سراغ خیلی از خلافها نمیرفتند. حتی دست کودکان بیپناه را میگرفتند تا ظلمی و صدمهای به آنها نرسد. حالا اما انگار هر خلافکاری از راه نرسیده، اسم میگذارد روی خودش. آن هم اسمهای امروزی. خلاف میکند. شرارت میکند. آن هم شرارتهای امروزی.... که در قاموس هیچ مرامی نمیگنجد. حتی مرام خلافکاری.
قطعا هر عقل سلیمی میداند که قصد این نوشته تفاوت گذاشتن بین شرارت آدمها از منظر قضاوت و صدور حکم عادلانه برای اشرار از هر نوع آن خواه قدیمی خواه جدید نیست. اما از نگاهی اجتماعی و با نگاهی فراتر از بحث مقابله با هر نوع شرارتی با هدف تامین امنیت جامعه، تکرار میکنیم که حس ناشناخته و البته غیر متقن به ما میگوید که گویا شرورهای قدیم حتی اسمشان هم مردانهتر بود؛ خلافشان هم.
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: