به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهشها، دفتر مطالعات زیربنایی این مرکز با اعلام این مطلب که درهمه برنامههای توسعه کشور تاکنون رویه متعارفی وجود د اشته وآن اینکه اهداف معین شده در برنامهها هیچگاه با توان اجرایی و به ویژه منابع مالی کشور هماهنگ نبوده است، افزود: طی این برنامه اغلب و به ویژه در خصوص بخش کشاورزی، بودجهها در حدود 25-35 درصد پیشبینی ها نسبت به اهداف برنامه، تخصیص یافتهاند بررسی لایحه بودجه سال 1389 نیز نشان میدهد چنانکه میزان اعتباری که دولت برای اجرای برنامه در سال اول در نظر گرفته است از حد تعیین شده آن در برنامه کمتر است.
این گزارش میافزاید: عدم استقرار مدیریت یکپارچه منابع آب، پایینبودن بهرهوری آب و سرمایهگذار در آب و خاک از مشکلات مهم این بخش به شمار میروند. در عرصه تولید محصولات زراعی و باغی میتوان از ناکارآمدی سیاستهای حمایتی ( که منتج از عدم تناسب نظام تعرفهای و یارانهها با ساختار تولید و بازار است)، ضعف در حفظ منابع تولید، ناکارآمدی نظام توزیع و تنظیم بازار، کم توجهی به پایداری تولید به ویژه متأثر از اجرای طرحهای محوری که در آنها به پایداری تولید توجه کافی نشده است، به عنوان عمدهترین چالشها نام برد.
از سوی دیگر برنامه توسعه، نحوه تخصیص منابع محدود به اهداف مختلف و گاه متضاد را معین میکند با توجه به محدودیت منابع، ضروری است اهمیت اهداف معین گشته، تا بر حسب موجودی منابع به آنها پرداخته شود و منابع بر حسب توان کشور و اولویت، به مهمترین مسائل تخصیص یابد. اولویت با مسائلی است که با حل آنها خلأها و عقب ماندگیها با سرعت بیشتری جبران میشوند.
اغلب در برنامهها به نحوه تخصیص منابع توجه میشود که گاه از آن به عنوان راه دسترسی دستگاههای اجرایی به بودجه یاد میشود و تصور دستگاههای اجرایی از برنامه به عنوان جایگاه تعیین سهم از بودجه در یک دوره پنج ساله است، لذا نگاه دستگاههای اجرایی اغلب به برنامه به عنوان محل در نظر گرفتن و تأمین هزینههاست و اغلب برنامههای توسعه فهرستی از آمال و آرزوهاست و در حالی که باید در بودجهریزی تحت الشعاع برنامهریزی و متأثر از آن باشد و با سیاستهای برنامه چسبندگی داشته باشد در کشور ما برنامهریزی متأثر از بودجهریزی است، اما برنامه پنج ساله توسعه، فقط محل تخصیص منابع نیست و باید با توجه به نتایج برنامههای توسعه گذشته به تغییر رویکردها و رویهها بپردازد.