طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزون

دوئل در تلویزیون

فیلم «دوئل» ساخته احمدرضا درویش را می‌توان برای چندمین بار به تماشا نشست و از دیدن آن به عنوان یک فیلم کامل سینمایی لذت برد.
کد خبر: ۳۵۵۴۴۳

این فیلم امشب ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش می‌شود. شاید عده‌ای بگویند این فیلم را تاکنون چندین بار از تلویزیون دیده‌اند و برای آنها تکراری است، اما دوئل سکانس‌ها و حتی پلان‌های بزرگ و کوچکی دارد که می‌توان در هر بار دیدن آنها را مرور کرد و به این نتیجه رسید که درویش به عنوان کارگردانی که جنگ را از نزدیک دیده و اتفاقات آن را از نزدیک لمس کرده است در دوئل، دین خود را به مردم خرمشهر ادا می‌کند.

در زمان ساخت دوئل از این فیلم به عنوان یک اثر جاودانه سینمایی یاد شد. فیلمی که برای ساخت آن میلیون‌ها تومان هزینه شد، اما درویش ثابت کرد که این هزینه حیف و میل نشده است و سرمایه در نظر گرفته صرف ساخت فیلمی شده که در تاریخ سینمای ایران به عنوان فیلمی عظیم با پروداکشنی(صحنه) بزرگ خواهد ماند. فیلم دوئل با سکانس مربوط به ایستگاه قطار آغاز می‌شود، ایستگاهی که خیل مردم خرمشهر را نشان می‌دهد که منتظر آمدن قطار هستند تا به وسیله آن بتوانند شهر را ترک کنند. شهری که در محاصره دشمن است و هر لحظه زیر توپ و خمپاره عراقی‌ها صدپاره می‌شود. قطار می‌رسد و قیامتی به پا می‌شود، هر کس تلاش می‌کند هر جور شده خود را به داخل قطار برساند، اما قیامت واقعی زمانی رخ می‌دهد که هواپیماهای عراقی قطار و ایستگاه را بمباران می‌کنند و در اینجاست که یکی از بزرگ‌ترین صحنه‌های جنگ در سینمای ایران شکل می‌گیرد. در کنار این بمباران وحشیانه، درویش پلان‌های کوتاهی را از کشته شدن مردم بی‌دفاع نیز گرفته بود که مردم هرگز این پلان‌ها را که ریشه در صحنه‌های واقعی جنگ داشتند فراموش نمی‌کنند. این سکانس و پلان‌ها را فقط کارگردانی می‌توانست تصویری کند که جنگ را از نزدیک دیده باشد و درویش جنگ را از نزدیک لمس کرده بود. کامبیز دیرباز بازیگری بود که در سکانس‌های اولیه دوئل بازی می‌کرد. در اصل دیرباز یکی از استعدادهایی بود که درویش کشف کرد و او را به دنیای بازیگری معرفی کرد. بازی این بازیگر در همین سکانس‌ها آنقدر درخشان بود که سیمرغ جشنواره فیلم فجر را برای او به ارمغان آورد. بعد از سکانس‌های حمله هوایی عراق به ایستگاه قطار، بهترین سکانس‌های دوئل بازهم در سکانس‌های جنگی این فیلم شکل گرفت. در این سکانس‌ها گاوصندوقی را بر دوش یکی از رزمندگان گذاشته بودند و او باید این گاو صندوق را که به نظر می‌رسید مدارک مهمی درون آن است از میدان جنگ به سلامت عبور دهد. بازیگری که نقش این رزمنده را بازی می‌کرد در این سکانس‌ها عالی بازی کرد، اگر برای چندمین بار دوئل را به تماشا بنشینیم باز هم از دیدن این سکانس‌ها لذت خواهیم برد.

فیلم‌های درویش معمولا دوپاره هستند، قسمت اول به جنگ می‌پردازد و قسمت دوم به شهرها و مردمی نزدیک می‌شود که جنگ را پشت سر گذاشته‌اند و اکنون در آرامش ظاهری زندگی می‌کنند. درویش در کیمیا همین روش را داشت، هجوم و بمباران شهر آبادان و بعد زندگی مردمی که از این شهر گریخته و به مشهد پناه برده بودند. نیمه اول فیلم پر از تنش و هیجان‌های نفسگیر و بعد آرامش. فیلم سرزمین خورشید هم از همین روایت بهره برده بود. ابتدای فیلم در خرمشهر و کوچه پس‌کوچه‌هایی می‌گذشت که رفته رفته به اشغال دشمن درمی‌آمدند و نیمه دوم فیلم آوارگی مردمی بود که در بیابان‌های اطراف خرمشهر آواره شده بودند. در فیلم دوئل هم درویش فیلم خود را به دو قسمت تقسیم کرد؛ بخش اول را به صحنه‌های عظیم جنگ اختصاص داد تا نشان دهد دشمنی که مقابل ایرانی‌ها ایستاده بود دشمن ضعیفی نبود، اما مردم ایران هم ضعیف نبودند و بخش دوم دوئل را به زمانی اختصاص داد که جنگ تمام شده بود و آدم‌هایی که جنگ را از نزدیک لمس کرده بودند اکنون مشغول التیام بخشیدن به زخم‌های خود بودند، اما برخی از زخم‌ها به آسانی التیام پیدا نمی‌کنند و برای مداوی آنها باید هزینه گزافی پرداخت کرد که این هزینه را درویش در نیمه دوم دوئل با روایتی عاشقانه به خوبی به نمایش گذاشت، اما واقعیت این است اگر خواسته باشیم بخش اول فیلم‌های درویش را با قسمت‌های دوم آن قیاس کنیم به این نتیجه می‌رسیم که درویش در ارائه سکانس‌های جنگی بسیار موفق‌تر از بخش‌های دوم آثارش عمل کرده است. بخش اول فیلم‌های او نفسگیر و پرهیجان است و بخش دوم ایستا و بی‌تحرک. حتی در نوع بازی‌ها هم این تفاوت‌ها دیده می‌شود. در نیمه نخست بازیگران بهترین بازی‌ها را به نمایش می‌گذارند و در نیمه دوم انگار که نفس آنها به شماره افتاده باشد. البته در این مورد فیلم کیمیا را می‌توان استثناء دانست؛ چون بیتا فرهی و خسرو شکیبایی در بخش دوم فیلم هم عالی ظاهر شدند.

با همه این تفاسیر امشب می‌توان دوئل را بار دیگر به تماشا نشست تا هم روزهای جنگ را با آن مرور کرد، هم یک فیلم خوب را تماشا کرد و هم به این نتیجه رسید که سینمای دفاع مقدس در ایران اوج و فرودهای بسیار داشته است، اما همواره آثار درویش در اوج بوده‌اند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها