چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

وقتی که زی‌زی‌گولو به دنیا آمد!

عادل بزدوده نام آشنای تمام کسانی است که سریال‌های «قصه‌های تابه‌تا» و «خانه مادربزرگ» را عاشقانه دوست دارند. وی متولد سال 1335 و فارغ‌التحصیل کارشناسی نمایش عروسکی از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران است. از سال 1353 فعالیت هنری خود را با بازی در نمایش «مکتب خونه» شروع و سال‌ها به عنوان مربی در کتابخانه‌ها فعالیت می‌کرد.
کد خبر: ۳۵۵۳۲۷

بزدوده هم‌اکنون به عنوان طراح و سازنده عروسک، عروسک گردان، نویسنده و کارگردان برای کودکان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار است. او در تئاتر و تلویزیون هم فعالیت می‌کند و بشدت عاشق عروسک است. اولین نمایشی را که وی کارگردانی کرده «آهای تو دیگه کی هستی» است که در سال 1372 اجرا شد. از کارهای بزدوده می‌توان به الو الو من جوجوام، کارآگاه، اتل متل توتوله، شهر موش‌ها و... اشاره کرد.

یکی از خاطره‌انگیزترین حوادثی که توانسته تاثیر زیادی بر زندگی و حرفه بزدوده بگذارد به تولد 2عروسک به نام‌های مخمل و زی‌زی‌گولو برمی‌گردد: این دو عروسک در شرایط بسیار خاص متولد شدند، بخصوص زی‌زی‌گولو. یادم است چند تا از خانواده آن عروسک ساختم، اما خانم برومند قبول نمی‌کرد تا این که یک شب تا 5 صبح در خلوت خودم بدون وقفه روی این عروسک کار کردم. وقتی کارم تمام شد به خانم برومند خبر دادم که این بچه به دنیا آمد و همان لحظه بردم نشانش دادم. خوشش آمد و هر دو از این اتفاق لذت بردیم. عروسک مخمل برای خانه مادربزرگ هم همین وضعیت را داشت. قرار شد من این عروسک را بسازم، اما این بار در خلوت نبود. بقیه دوستان نظاره‌گر خلق این عروسک در کنار من بودند. به هر حال آدم وقتی در خلوت خودش هست، راحت‌تر می‌تواند کار کند. به هر شیوه‌ای که می‌شد این عروسک را ساختم و همین که جلوی دوربین رفت و تاثیرات مثبتی را در اذهان گذاشت، خیالم راحت شد.

اما اتفاقی که بزدوده را در شرایط بدی قرار داد، زمانی بود که کامبیز صمیمی مفخم دیده از جهان فرو بست: حدود 12 شب درباره عروسک‌ها و کار با هم صحبت کردیم، چون باید با همدیگر پروژه‌ای را برای تلویزیون آماده می‌کردیم. فردا صبح پدر همسرم خبر فوت کامبیز را داد. آن لحظه انگار دنیا روی سرم خراب شد. از یک سو باید تعهدات اخلاقی و حرفه‌ای‌ام را در برابر تلویزیون انجام می‌دادم و از سوی دیگر کامبیز را از دست داده بودم و نوعی شوک به من وارد شده بود. شرایط مناسبی نداشتم، اما با وجود این چون به همدیگر قول داده بودیم کار کنیم، خودم را ملزم کردم که عروسک‌ها را بسازم. مشورت‌های او باعث شد وظیفه‌ام را به تنهایی و خوب انجام دهم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها