در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیهان:یک عملیات تمام عیار
«یک عملیات تمام عیار»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن میخوانید؛سفر دکتر محمود احمدی نژاد به نیویورک که از آغاز ریاست جمهوری هر سال تکرار شده است بعنوان یک «نقطه عطف» در دیپلماسی کشور تلقی شده و منشأ ارزیابی ها و تعبیر و تفسیرهای مختلف گردیده است. این قلم مجموعه آنچه در این سفر دنبال و انجام می شود و اهدافی که پشت این سفر وجود دارد را «آئینه تمام نمای دیپلماسی دولت احمدی نژاد» می داند.
اینک این ششمین بار است که دکتر احمدی نژاد در آستانه برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شده و اگر سفر او برای شرکت در اجلاس بازنگری NPT که امسال انجام شد را اضافه کنیم، این هفتمین سفر است. این سفرها البته صرفا برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل- که یک تریبون برای ابراز نظر کشورهاست و متاسفانه نوعا از جنبه تصمیم گیری و اثرگذاری خالی است- صورت نمی گیرد و اکثر کشورها هم در حد رئیس دولت در اجلاس شرکت نمی کنند. در واقع رئیس جمهور ایران شرکت سالانه در مجمع عمومی سازمان ملل را یک بهانه می داند برای آنکه یک عملیات تمام عیار دیپلماتیک را در خاک و آب و هوای دشمن به اجرا درآورد.
سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک سه بخش عمده را شامل می شود. یک بخش آن رسمی است که شامل نطق مجمع عمومی (و نطق در اجلاس هزاره سوم که امسال برگزار شد) و دیدار با سران کشورهای مختلف می شود، یک بخش آن دیدار با رسانه های مختلف غربی و بویژه آمریکایی و شخصیت های فرهیخته آمریکایی است و بخش دیگر دیدار با ایرانیان مقیم آمریکا است که در فضایی صمیمانه برگزار می شود.
در خصوص این سفرها و آثار و حواشی آن نکات زیر به چشم می خورد:
1- مواضع انقلابی رئیس جمهور در عرصه سیاست خارجی که روح اصلی همه مطالب و اقدامات رئیس جمهور در نیویورک را به خود اختصاص داده است به شدت مورد استقبال افکار عمومی در غرب قرار می گیرد. یک گزارش که توسط رسانه های آمریکایی منتشر گردید بیانگر آن است که در سال گذشته نزدیک به 020 میلیون نفر- یعنی نیمی- از شهروندان آمریکایی حداقل یکی از سخنرانی ها و یا مصاحبه هایی که دکتر احمدی نژاد در خلال سفر 5 روزه به نیویورک ارائه کرده است را با دقت شنیده اند و این در حالی است که همین رسانه ها گفته اند نطق سال 9200 باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل را فقط 7 درصد آمریکایی ها شنیده و یا در رسانه های مکتوب خوانده اند. همین گزارش می گوید 050 میلیون نفر از شهروندان اروپایی و آمریکای شمالی- شامل ایالات متحده و کانادا- نطق دکتر احمدی نژاد در مجمع عمومی پارسال را شنیده و یا در مطبوعات خوانده اند. این یک اتفاق بسیار بزرگ است به گونه ای که رسانه «روسیا الیوم» اعلام کرد هیچ سخنرانی به اندازه احمدی نژاد نتوانسته است، توجه مخاطب را در غرب برانگیزد. چرا؟ به نظر می آید برای پاسخ به این پرسش باید به متن نطق های رئیس جمهور نظر انداخت. دکتر احمدی نژاد در نطق ها و مصاحبه های خود همواره از یک سو به نقد مبانی فکری و دستاوردهای تمدن غرب و اندیشه لیبرالیزم و کاپیتالیسم پرداخته و از سوی دیگر راه حل های برون رفت از بن بست های موجود در اندیشه و کارکرد غرب را با بیانی صریح و در هیاتی منطقی ارائه کرده است پس می توانیم بگوئیم احمدی نژاد حرفهایی می زند که ملت ها آماده شنیدن آن هستند و خود را نیازمند آن می بینند.
2- مواجهه رسانه های غرب با سفر احمدی نژاد و سخنان او همواره مبتنی بر روش های تکبرآلود و در عین حال انفعال بوده است. رسانه های عمده آمریکایی نظیر CNN، Fax News، ABC و NBC از دو روز قبل ورود هیات ایرانی به نیویورک شروع به تبلیغات شدیدا منفی علیه رئیس جمهور ایران می کنند. Fax News امسال دو روز این عبارت را زیرنویس می کرد: «به ما کمک کنید تا از ورود تصویر احمدی نژاد به درون خانه های آمریکایی ها جلوگیری کنیم.» این تبلیغات بیش از آنکه سفر رئیس جمهور ایران را به حاشیه ببرد در متن توجه افکار عمومی قرار داد و سخنان وی را علیه تمدن غرب مدلل گرداند. نشانه واضح آن این است که رسانه های آمریکایی علیرغم راه انداختن موج منفی علیه هیات ایرانی، برای گرفتن وقت مصاحبه با دکتر احمدی نژاد به صف ایستادند و زبده ترین عنصر خود را برای پرسیدن سؤالات مهمتر به مصاحبه فرستادند. این به خوبی نشان می دهد که به عنوان مثال مصاحبه CNN با دکتر احمدی نژاد برخاسته از یک تصمیم در کادر اداره کننده این شبکه تلویزیونی نیست بلکه ناشی از فشار شدید مخاطبان این رسانه به گردانندگان آن است و لذا CNN از بیم از دست دادن مخاطب به مصاحبه با رئیس جمهور می نشیند.
3- مواجهه دولت آمریکا و دولتهای مرتبط با آن نیز در جریان این سفر قابل توجه است. آمریکا و تعداد دیگری از کشورها در هنگام ایراد نطق توسط رئیس جمهور در مجمع عمومی سالن اجلاس را ترک کردند و رسانه های غرب با نشان دادن تصاویر صندلی های خالی، تلاش کردند تا نوعی اعتراض عمومی را به مفاد نطق دکتر احمدی نژاد القا نمایند اما واقعیت این است که اولا همه آن هیات هایی که سالن اجلاس را ترک می کنند در عمل با آمریکایی ها چندان همراهی ندارند و این عدم حضور با فشار آمریکا و به عنوان یک حرکت سمبولیک انجام می شود. اینکه 33 هیات در اجلاس امسال هنگام نطق دکتر احمدی نژاد سالن را ترک گفته اند ولی علیرغم گذشت یک ماه از مهلت شورای امنیت به کشورهای مختلف برای ارائه گزارش اجرای تحریم ها علیه ایران، فقط 71 کشور اجابت کرده اند، نشانه ای از این مسئله است. ثانیا همیشه تعداد هیات هایی که در محل اجلاس مجمع عمومی باقی مانده و با دقت کامل به سخنان رئیس جمهور ایران گوش داده اند بیش از چهاربرابر هیات های ترک کننده بوده اند و این به خوبی نشان می دهد که تبلیغات و فشارهای دیپلماتیک آمریکا نتوانسته از توجه هیات های دیپلماتیک به این نطق بکاهد. امسال 951 هیات دیپلماتیک در حین سخنرانی دکتر احمدی نژاد در اجلاس مجمع عمومی حضور داشتند.
4- تجربه به خوبی نشان داده است که هیات های ترک کننده محل اجلاس به اتاق های مجاور می روند و با استفاده از زبده ترین مترجم ها، واژه به واژه نطق رئیس جمهور ایران را دنبال کرده و آنها را «بسیار مهم» و «فوق العاده» می دانند نشانه واضح آن این است که آنان یکی یکی در همان دقایق اولیه پس از پایان سخنان احمدی نژاد به موضع گیری رسمی درباره مفاد اصلی «نطقی که قرار است شنیده نشود» می پردازند. نمونه آن موضع گیری رسمی سخنگوی هیات آمریکایی، رئیس هیات آلمانی، رئیس هیات انگلیسی و یکی از اعضای هیات فرانسوی دقایقی پس از پایان نطق پریشب احمدی نژاد در مجمع عمومی است.
5- توجه جدی به آنچه ایران می گوید بیانگر آن است که یک اتفاق مهم در عرصه افکار عمومی و به تبع آن در ذهنیت دولت ها و هیات های دیپلماتیک افتاده است و این حتما از تحولات بسیار مهمی در آینده نزدیک خبر می دهد و جهان خود را برای پذیرش واقعه ای که در چند قدمی او قرار دارد آماده کرده است و برای وقوع آن لحظه شماری می کند.
اتفاقا رئیس جمهوری اسلامی ایران از چند سال پیش روی این واقعه انگشت گذاشته و امروز کشورهای زیادی هستند که می گویند «حق با ایران است» یعنی وقوع تحولات بزرگ را حتمی می دانند. متاسفانه در صحنه داخلی، بعضی از دسته ها و افراد کوته فکر با انگشت گذاشتن روی بعضی از مشکلات داخلی، حرف زدن از این تحولات را «زیاده گویی» معرفی می نمایند. کسی نمی گوید بار این تحولات فقط بر دوش ایران است، نه حرف این است که سرآغاز و سلسله جنبان این تحولات ایران است و باید به معمار این تحولات عظیم که بنیانگذار راحل انقلاب اسلامی- حضرت امام خمینی قدس سره الشریف- است آفرین گفت که وقتی ایران غرق در انواع مشکلات و چالش ها بود با تیزبینی این تحولات حتمی را نوید می دادند و با صراحت می فرمودند: «اسلام ابرقدرت ها را به خاک مذلت می نشاند».
6- امروز بی فایده بودن مقاومت در برابر ایران بسیار آشکار شده به گونه ای که بارها مقامات لجوج غربی هم به آن اذعان کرده اند. جان بولتون نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل به فاصله یکی- دو ساعت پس از نطق دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل با صراحت اعلام کرد که آمریکابازنده اصلی تحولاتی است که ایران از آن خبر می دهد. وی به شبکه وابسته به وزارت دفاع آمریکا گفت: «با آنکه 33 هیات شرکت کننده در نشست عمومی سازمان ملل متحد جلسه را ترک کردند باز هم هیات های 951 کشور جهان در محل ماندند. این وضع نشان می دهد که آمریکا در طرف بازنده قرار دارد».
شبکه فاکس نیوز که با بولتون مصاحبه می کرد اشاره ای هم به تحریم ها و تهدیدها علیه ایران کرد و در جمع بندی نهایی گفت: «امیدواریم تحریم ها بر ضد ایران به نتیجه ای برسد اما شواهدی که تاکنون مشاهده کرده ایم دال بر این است که این وضعیت نمی تواند عینیت پیدا کند.»
7- در طول سالهای گذشته، احمدی نژاد از لزوم اصلاح ساختار سازمان ملل، تقویت نقش مجمع عمومی دربرابر شورای امنیت، حذف حق وتو، نقش آفرینی برابر کشورها در تصمیم گیری ها در مهمترین سازمان بین المللی و... سخن گفته و روند کنونی این سازمان را ظالمانه خوانده است. این سخنان او هیچ اعتراضی را در صحن سازمان ملل و یا در حاشیه آن برنیانگیخته است. این نشان می دهد که واقعا سازمان ملل در معرض تغییر جدی قرار دارد. وقتی بیش از 071 کشور جهان این سخنان را قبول دارند، چنین سازمانی که براساس حضور کشورها بنا گذاشته شده نمی تواند مسیر کنونی را ادامه دهد. پس تغییر در ساختار و کارکرد سازمان ملل قطعی است و وقتی این تغییر قطعی باشد تغییر در ساخت نظام بین الملل هم قطعی خواهد بود.
8- نطق دکتر محمود احمدی نژاد در سازمان ملل ترکیبی از آموزه های اسلامی و تحلیلی دقیق از وضع کنونی عالم است. ترکیب آموزه های دینی با نیاز امروز بشر و متناسب دیدن این آموزه ها با این نیازها از سوی هیات های مختلف که ترکیبی از مسیحیان، مسلمانان، بودائیان و... می باشند، نشان می دهد که به عصر طلوع حاکمیت اندیشه دینی با محوریت دین آخرالزمان - اسلام- نزدیک شده ایم و این مهمترین هراس میراث داران نظام بین المللی منبعث از جنگ جهانی دوم است که غرب در قالب قرآن سوزی و اهانت به پیامبر رحمت(ص) آن را بازتاب می دهد.
تهران امروز:این 43 نفر ...
«این 43 نفر ...»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم سیدجواد سیدپور است که در آن میخوانید؛به گفته عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی هشت هزار میلیارد تومان از معوقات بانکی مربوط به 84 نفر است. ضمن اینکه 6هزار میلیارد تومان از این مبلغ را 43 نفر به دوش میکشند. به بیان دیگر این 84 نفر – اعم از حقیقی و حقوقی – حدود هشتهزار میلیارد تومان یا به عبارتی هشت میلیارد دلار وام از نظام بانکی گرفتهاند و بعد از گذشت چند سال هنوز بدهی خود را بازپرداخت نکردهاند.
نفس وجود بدهی به نظام بانکی به خودی خود ایرادی ندارد بلکه مشکل از آنجا ایجاد میشود که «میزان بدهی»و «زمان بازپرداخت» شرایطی را دامن میزند که باعث اختلال در نظم اقتصادی جامعه و برنامههای توسعهای کشور میشود. وقتی هشت هزار میلیارد تومان از منابع کشور معطل میماند، روشنترین پیامد آن، کاهش سرمایهگذاری است. وقتی سرمایهگذاری کاهش یابد به تبع آن باید منتظر کندی رشد اقتصادی بود. زمانی که رشد اقتصادی کاهش پیدا میکند بازار کار و اشتغال وضعیت نابسامانی مییابد و بر خیل بیکاران افزوده خواهد شد.
وقتی کار، اشتغال و سرمایهگذاری کم شود درآمدهای مالیاتی دولت نیز فروکش میکند. کاهش درآمد دولت یعنی افت کیفیت زیرساختهای اقتصادی و تنزل خدمات عمومی در جامعه. اقتصاد یک ارگانیسم زنده و سیستم به هم وابسته است. نه میشود آنرا جزیرهای دید و نه میتوان آن را پاره پاره ارزیابی کرد بنابراین وقتی در بدنه این ارگانیسم پدیدهای بغرنج مثل مطالبات معوق بروز میکند بر کل سیستم تاثیر میگذارد.
کوچکترین تاثیر پدیده مطالبات معوق بانکی عدم پرداخت وامهای جدید به بنگاههای دیگر است که خود همین مسئله ضمن آنکه کمبود نقدینگی را دامن میزند قیمت پول را در جامعه اقتصادی افزایش میدهد و باعث رکود در بخشهایی میشود که نیازمند منابع بانکی هستند.
وقتی جامعهای با رکود مواجه میشود باید در انتظار پیامدهای اجتماعی آن در زیربخشهای اقتصادی و سازوارههای اجتماعی باشد. پس دور از ذهن نیست اگر اعوجاجات اجتماعی را متاثر از کجتابیهای اقتصاد بدانیم. به زبان دیگر و به بیان روشن کسی که حجم وسیعی از پول جامعه را در اختیار خود گرفته و آن را باز پس نمیدهد، دانسته یا نادانسته به نظامهای اجتماعی آسیب جدی وارد میکند و روند توسعه در کشور را بر هم میزند، حال چه نیت ابتدایی او درست باشد یا نادرست، تاثیری در نتیجه و عاقبت عمل او ندارد و چنین چیزی هم بهلحاظ اجتماعی و هم از لسان قانون جرم است و مجرم باید محاکمه شود.
اما متاسفانه تاکنون خبری از محاکمه چنین افراد و اشخاصی نشده و نتیجه درستی بهدست نیامده است. این موضوع ناشی از خلأ قانونی است یا هر چیز دیگر، باید فکری به حالش کرد زیرا برخورد شایسته و مدبرانه با ناهنجاریهای اقتصادی میتواند مانع از سوءاستفاده کسانی شود که با پول بیتالمال به آلاف و الوف میرسند و پشت به مردم به آباد کردن کاخ خود و خراب کردن معیشت اجتماع سرگرم هستند.
رسالت:تجلیل از فرزند ملت
«تجلیل از فرزند ملت»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛سخنرانی محمود احمدی نژاد در اجلاس توسعه هزاره ملل متحد در مسیر رویکرد دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی، پیام ملت ایران را به گوش جهانیان رساند. رئیس جمهور طی سفر مهم خود به نیویورک در دل دشمن ضمن تأثیر گذاری بر نگرشهای عمومیبرای شکل دهی و اجرای سیاستهای عادلانه بین المللی و همچنین تجدید نظرطلبی در وضعیت موجود اداره جهان با ارائه پیشنهاد نامگذاری دهه دوم به دهه "مدیریت مشترک جهان" از سوی سازمان ملل به نحو مطلوبی توانست از اسلام، نظام و انقلاب دفاع کند و حرف دل ملت مسلمان ایران را به گوش جهانیان برساند.
دیپلماسی عمومی که در سالهای اخیر به خاطر ماهیت نرم پیام انقلاب اسلامی مورد توجه دستگاه سیاست خارجی کشور و به خصوص شخص رئیس جمهور قرار گرفته است رویکرد جدیدی است که با هدف اطلاع رسانی یا تأثیر گذاری بر افکار عمومی در کشورهای دیگر انجام می پذیرد.
اصطلاح دیپلماسی عمومیاولین بار در آمریکا و در سال 1965 توسط "ادموند گولیون" رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی "فلچر" در دانشگاه "تافت" و همراه با تأسیس مرکز ادوارد مورو برای دیپلماسی عمومی به کار گرفته شد. دیپلماسی خط 2 (Track II diplomacy) یا همان دیپلماسی عمومی نوع خاصی از دیپلماسی غیر رسمی است که با استفاده از ظرفیت های دانشگاهی، رسانه ای، اجتماعی و حتی توسل به مقامات اداری و نظامی بازنشسته و ... در صدد پیشبرد اهداف ملی و تقویت منافع ملی در عرصه بین المللی است. "مارتین منینگ" کتابدار ارشد اسناد دیپلماسی عمومیوزارت امور خارجه آمریکا تصریح میکند که "دیپلماسی عمومیشامل برنامههای مرتبط با انتشار کتاب و تشکیل کتابخانهها، پخش رادیو و تلویزیونی بین المللی، برنامههای مبادلات آموزشی و فرهنگی، آموزش زبان، نمایشگاهها و جشنوارههای هنری و اعزام هنرمندان نمایشی و اجرایی به خارج از کشور است." کتاب فرهنگ اصطلاحات روابط بین المللی که به وسیله وزارت امور خارجه آمریکا منتشر شده است "دیپلماسی عمومی" را برنامههای مورد حمایت دولت تعریف کرده است که با هدف اطلاع رسانی یا تأثیر گذاری بر افکار عمومی در کشورهای دیگر انجام و شامل انتشارات، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی و رادیو وتلویزیون میشود.
در دیپلماسی خط دو تلاش می شود اهداف ملی زیر پوست سیاست خارجی رسمی(official diplomacy) پیگیری شود و زمینه ها برای تقویت منافع ملی در روابط با سایر کشورها و تاثیرگذاری بر افکار عمومی هموار گردد.
رئیس جمهور در ششمین سفر خود به نیویورک با تاکید بر رویکرد خط 2 در سیاست خارجی و با توجه به فضای عمومی که آمریکایی ها با دستاویز قرار دادن قطعنامه 1929 شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی ساخته و پرداخته بودند موفق شد ضمن تلطیف اتمسفر رسانه ای و سیاسی در آمریکا و برقراری ارتباط با نهادهای اجتماعی و آکادمیک به نحو موثر بر افکار عمومی بین المللی تاثیر گذار باشد. یکی از اقدامات هدفمند احمدی نژاد در حاشیه اجلاس توسعه هزاره مصاحبه با رسانه های مختلف آمریکایی بود و علی رغم تمهیدات دستگاه اطلاع رسانی آمریکا برای تحریم خبری و تخطئه دیدگاه جمهوری اسلامی در موضوعات مختلف توانست رکورد جدید و مطلوبی از خود به جای بگذارد.
فاکس نیوز که پیش از سفر رئیس جمهور اسلامی ایران این خطر را پیش از همه احساس کرده بود در پیشنهادی به سایر رسانه های آمریکا از آنها خواست تا هیچ یک با محمود احمدی نژاد مصاحبه نکنند اما ویژگی های خاص رئیس جمهور و جذابیت های خبری و مهمتر از همه گفتمان اصیلی که جمهوری اسلامی ایران آن را در جهان نمایندگی می کند مانع از تحقق توصیه این شبکه خبری وابسته به پنتاگون شد. رسانه های آمریکایی در چند روزی که مهمان ویژه اجلاس نیویورک در آمریکا حضور داشت به طور بی سابقه ای به رئیس جمهور اسلامی ایران از خود اقبال نشان دادند و احمدی نژاد نیز نهایت استفاده را از این فرصت برای پیشبرد اهداف و پیام های گفتمان انقلاب اسلامی برد.
"باربار سالوین" یکی از خبرنگارانی که سابقه مصاحبه با احمدی نژاد را در سال 2006 داشت در آستانه سفر رئیس جمهور به نیویورک در مقاله ای تحت عنوان "چگونه با احمدی نژاد مصاحبه کنیم" تلاش کرد تجارب خود را در اختیار سایر خبرنگاران و رسانه های آمریکایی قرار دهد. وی در "فارین پالیسی" به این مضمون نوشت: گزارشگران باید دانشی عمیق نسبت به اقتصاد ایران و وضعیت سیاست در ایران داشته باشند چرا که احمدی نژاد در موضوعاتی چون اسرائیل و هولوکاست از تسلط فوق العاده ای برخوردار است و به سادگی می تواند مخاطبان شبکه های آمریکایی را به چنگ خود درآورد."
به منظور مواجهه با دیپلماسی رسانه ای رئیس جمهور اسلامی ایران حتی سازمان خبرنگاران در آمریکا با برقراری دوره های فشرده آموزشی از خبرنگاران خواست بر موارد حقوق بشری در ایران تمرکز کنند تا مانع از تاثیرگذاری رئیس جمهور ایران بر شهروندان ایالت های مختلف در آمریکا گردند. برخی مراکز نیز ضمن طراحی یک سری سئوالات برای خبرنگاران تلاش کردند مسیرهای نفوذ احمدی نژاد و منطق گفتمان انقلاب اسلامی در موضوعات مختلف را مسدود کنند. متاسفانه یک ایرانی وطن فروش در موسسه تحقیقاتی خاور نزدیک واشنگتن به نام "مهدی خلجی" نیز به منظور بایکوت کردن احمدی نژاد به خبرنگاران آمریکایی توصیه کرد به احمدی نژاد اسائه ادب کنند.
اما رئیس جمهور اسلامی ایران با شجاعت، فراست و نکته سنجی خاصی توانست این توطئه دستگاه خبری آمریکا را در هم بشکند و ظرفیت های عظیم جمهوری اسلامی برای انتشار پیام نرم انقلاب حتی به وسیله ابزارها وبلندگوهای دشمن را به نمایش بگذارد. این مجاهدت و فوز عظیم که ماحصل چندین ماه همفکری و هم اندیشی نخبگان سیاست خارجی اعم از ارگانیک و غیر ارگانیک است دستاورد دیگری برای جمهوری اسلامی است که واقعا قابل تجلیل و تمجید است.
فرزند ملت در جهاد نرم با استکبار بار دیگر مام میهن را سرافراز کرد و نشان داد که می توان اعوجاجات جنگ نرم دشمن را با اتکال به ذات اقدس الهی و همچنین باور به گفتمان انقلاب اسلامی و حمایت گسترده مردمی زیر پا گذاشت و پیام انقلاب اسلامی را بدون هراس و هرگونه وادادگی در برابر بیگانگان حتی با استفاده از ابزارهای رسانهای خود دشمن به گوش جهانیان رسانید.
امروز نوبت نخبگان سیاسی کشور است که با مدل سازی و صورت بندی دکترین "مدیریت مشترک جهانی" ضمن تقویت غنای این پیشنهاد رئیس جمهور زمینه را برای تحقق یک الگوی عادلانه برای اداره جهان و رفع چالشهای گسترده بین المللی فراهم کنند. الگویی که هزاره سوم را به هزاره ظهور همه خوبیها و زیباییها و استقرار عدالت تبدیل نماید.
مردم سالاری:دستاورد سفر احمدی نژاد به نیویورک
«دستاورد سفر احمدی نژاد به نیویورک برای توسعه احزاب و سازمان های مردم نهاد»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن میخوانید؛مهمترین رویداد بین المللی کشور در هفته گذشته حضور رئیس جمهور احمدی نژاد در نیویورک و برنامه های ایشان در آنجا و سخنرانی در اجلا س سالا نه سازمان ملل متحد و سخنرانی در اجلا س جانبی هزاره سوم و چند دیدار و چند مصاحبه بود. در مورد این برنامه ها نکاتی به نظرم آمد که برای قضاوت عمومی به آنها اشاره ای می کنم.
1- یکی از موثرترین برنامه های رئیس جمهور در این سفر دیدار با نمایندگان O-G-N های صلح طلب یا طرفدار صلح و ضدجنگ بود. در این دیدار نمایندگانی از چند ده تشکل نقطه نظرات خود را مطرح و نظرات و دیدگاه های رئیس جمهور را شنیدند. از آنجا که این افراد به نمایندگی از تعداد زیادی از افراد عضو تشکل خود در این نشست حضور یافته بودند قطعا به روش ارتباطات دو مرحله و چند مرحله ای این دیدگاه ها به افراد مختلف و رسانه های مختلف و نقاط مختلف آمریکا و جهان منتقل خواهد شد.
اساسا نهاد مدنی همین ویژگی رادارد، بانک جهانی «سازمان های مردم نهاد یا غیردولتی» را چنین تعریف می کند: ««سازمان های غیردولتی» که در کشور سازمانهای مردم نهاد یا اختصارا سمن نامیده می شوند، شامل موسسات خصوصی درکشورها می باشند که از توسعه بین المللی پشتیبانی می کنند. آنها گروه های محلی می باشند که در سطح منطقه ای یا ملی ساماندهی شده اند» یا در یک تعریف دیگر:«سازمان های غیر دولتی، تشکل یا سازمانی از گروه های داوطلب مردمی است که غیردولتی، غیرانتفاعی بوده و هدف آن رفع نیاز کل جامعه یا گروه هایی از جامعه می باشد این سازمان های مستقل، انعطاف پذیر، دموکراتیک و مردمی به توانمند کردن گروه های محروم از نظر اجتماعی یا اقتصادی اقدام می کنند.» اگر چنین نهادهائی در آمریکا وجود نداشت، آیا رئیس جمهور می توانست با این سهولت از دیدگاه های آنان مطلع و آنان را ازدیدگاه های خود آگاه کند؟ قطعا پاسخ (نه) است، پس بپذیریم که نهادهای مدنی و گروه های اجتماعی و احزاب یک دست آورد بشری است برای آن که زندگی و حیات اجتماعی با شرکت فعال تمامی اجزا و عناصر در سطح کلا ن نظام اجتماعی بر اسامی نیازها و خواسته ها از یک سو و علا ئق و نگرش ها و ارزش های مشترک از سویی دیگر، تداوم یابد. یا خود سازمان ملل به عنوان یک نهاد جهانی برای پنجمین بار این فرصت را برای شما و کشور فراهم نمود تا دیدگاه ها و نظرات و نگرش ها و علا ئق خود را به جهانیان اعلا م کنیدآیا بهتر نیست توسعه احزاب، توسعه سازمان های مردم نهاد را به خود آنها واگذارید و با حمایت های مادی و معنوی و ایجاد محیط فعالیت، زمینه ارتباط واقعی با بدنه جامعه را به دست آورید؟
2- در مورد سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل هم سخنانخوبی گفته شد و هم خوب سخن گفته شد، اما در این که جایگاه این سخنان درست انتخاب شده بود یا نه،من تردید دارم. آیا بهتر نیست در مجامعی ازاین نوع با توجه به دستور جلسه اجلا س سخن گفته شود و با اعمال نوعی دیپلماسی دقت شود که سران کشورها،هنگام سخنرانی سالن را ترک نکنند تا حاشیه سازی های شکلی مانعی برای شنیدن اصل پیام نشود؟
البته نگارنده آگاه است که سخنرانی در چنین مجامعی ظرفیت رسانهای عظیمی را در اختیار پیام و پیام دهنده قرار می دهد و برخی این فرصت را آنقدر مهم می دانند که حاشیه ها را قابل اعتنا نمی بینند، اما درعصر اطلا عات به دست آوردن فرصت هایی از این نوع نه تنها مشکل نیست که بسیار هم در دسترس است برای تایید این ادعا کافیست به آمار مراجعین به وب سایت شخصی رئیس جمهور توجه شود یا سایر سایت ها و شبکه ها.
3-استفاده بهینه از فرصت و حضور در مصاحبه ها با رسانه های مختلف بسیار خوب است اما در فنون روزنامه نگاری و رسانه ای یک اصل پذیرفته شده عمومی این است که در مصاحبه ها نباید مصاحبه کننده را در نظر داشت، بلکه همه توجه باید به بیننده و خواننده مصاحبه باشد، باید با آنها حرف زد نه با مصاحبه کننده به نظر در بعضی موارد این اصل مهم نادیده گرفته می شد بهتر است در یک جمع حرفه ای از اساتید ارتباطات و روزنامه نگاران با تجربه نوار مصاحبه ها تجزیه و تحلیل شود.
البته در مواردی که ذکر شد اگر اشکالا ت هم وارد باشد، این اشکالا ت به رئیس جمهور نیست، قطعا متوجه کارشناسان و سازمان هایی که مسوولیت این موارد را دارند بر می گردد. مشارکت شاخص مهم توسعه است و توسعه پایدار دارای محوری است که مشارکت آحاد مردم در توسعه مرکزی ترین نقطه این محور است و این مشارکت تمامی زمینه ها و عرصه های زندگی جمعی را در بر می گیرد و مشارکت سیاسی (تصمیم گیری) و مشارکت اجتماعی و مشارکت اقتصادی و بالا خره مشارکت فرهنگی ناظر است و سخن امروز من هم جلوه ای از این مشارکت و انشا»الله مفید افتد.
جمهوری اسلامی:روسیاهی برای روسها
«روسیاهی برای روسها»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛سیاستهای متضاد دولتمردان کاخ کرملین در قبال جمهوری اسلامی ایران، بر این اعتقاد که به روسیه نمیتوان اعتماد کرد مهر تأیید زده و به دولتمردان ایرانی هشدار میدهد که بیش از این روی همسایه شمالی خود حساب نکنند.
روز چهارشنبه گذشته، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه از تصمیم مسئولان دولتی این کشور مبنی بر عدم تحویل سامانه پدافند موشکی "اس 300" به ایران خبر داد و علت آنرا قرار داشتن این موشکها تحت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران در چارچوب قطعنامه 1929 دانست. ماکاروف، درباره اینکه آیا این تصمیم به معنای لغو قرارداد روسیه با ایران در مورد خرید موشکهای "اس 300" از روسیه است یا نه؟ نظر روشنی نداد ولی گفت این بستگی به رفتار و عملکرد ایران دارد.
خبرگزاریها از امضای دستور توقف عملیات تحویل موشکهای "اس 300" به ایران توسط شخص "مدودف" رئیسجمهور روسیه خبر دادهاند و این رویداد را نشانه هماهنگی کامل سران کرملین با دولت آمریکا برای وارد آوردن فشار بر ایران میدانند.
علاوه بر این، روسیه ورود 12 نفر از مهندسان و مقامات هستهای ایران، که به دستور شخص "دیمیتری مدودف" رئیسجمهور روسیه ورود آنها به روسیه و عبور آنها از خاک این کشور ممنوع شده، را اعلام کرده است. خبرگزاری روسی نووستی اعلام کرد این اقدام رئیسجمهور روسیه نیز در چارچوب اجرای قطعنامه 1929 و تحریم ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل صورت گرفته است.
علاوه بر اینها رئیسجمهور روسیه، دستور جلوگیری از حضور ایران در طرحهای استخراج اورانیوم روسیه را صادر نموده و انتقال سلاحهای سنگین از جمله هواپیماهای جنگی، هلیکوپترهای تهاجمی، تانک، خودروهای زرهی، کشتیهای نظامی و انواع موشکها را به ایران ممنوع نموده است. در همین حال، وزیر خارجه برزیل از تدارک قطعنامهای خبر داد که به موجب آن، روسیه، چین، هند و برزیل از مجمع عمومی سازمان ملل میخواهد تحریمهای یک جانبه توسط کشورها که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل نرسیده باشد را نکوهش کند. هر چند وزیر خارجه برزیل از روسیه نیز در جمع پیشنهاد دهندگان این قطعنامه نام برده ولی خود روسها چیزی در این باره نگفتهاند.
حتی اگر روسها هم پای چنین پیشنهادی را امضا کرده باشند، برخورد سیاسی آنها با ایران شبیه همان حریصی است که در جریان تقسیم ارثیه پدر، خطاب به برادر خود گفت: این گربه معو معو کن بابا از آن تو - وان قاطر چموش لگدزن از آن من!
روس ها، حداقل دو دهه برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر تعلل ورزیدند، در صدور قطعنامههای غیرقانونی علیه ایران در موضوع هستهای با آمریکا همراهی کردند، در جنگ تحمیلی 8 ساله رژیم بعث عراق علیه ایران با تحویل پیشرفتهترین سلاحهای خود به صدام از وی حمایت کرده و نسبت به ایران خصومت ورزیدند، بارها در انجام تعهدات خود در قبال ایران کوتاهی و تخلف کردند و اکنون بار دیگر با توسل به سیاست دوگانه از یکطرف به بهانه اجرای قطعنامه 1929 و تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل از عمل به قرارداد مربوط به سامانه پدافندی موشکهای "اس 300" خودداری میکنند و تصمیمات منفی دیگری در زمینه انتقال سلاحهای سنگین به ایران و جلوگیری از ورود مهندسان و مسئولان هستهای ایران به روسیه اتخاذ میکنند و از طرف دیگر در تدارک قطعنامه بی خاصیتی مشارکت مینمایند که تحریمهای یک جانبه علیه ایران را فقط نکوهش میکند!
مجموعه حرکات اخیر دولتمردان روس را میتوان در چند نکته خلاصه کرد و انحرافی بودن آنرا نشان داد.
اول آنکه قرارداد "اس 300" در سال 1384 با روسیه امضاء شده و تعلل روسیه موجب شد این سامانه موشکی تاکنون به ایران تحویل نشود. روسها باید بابت این تخلف خود پاسخگو باشند به ویژه آنکه ایران به تعهدات خود در این قرارداد عمل کرده وطرف روسی هیچ بهانهای برای این تخلف ندارد.
دوم آنکه قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل، غیرقانونی است، زیرا براساس گزارشهای متعدد آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیتهای هستهای ایران صلح آمیز است و هیچ نشانهای برای انحراف آن به سوی نظامی گری وجود ندارد. بنابر این، اصل تصویب این قطعنامه یک اقدام سیاسی و خارج از چارچوب مقررات بینالمللی و خلاف قانون است.
سوم آنکه روسیه درحالی که از این واقعیت اطلاع داشت، میبایست با استفاده از حق وتوی خود مانع تصویب قطعنامه 1929 میشد. متأسفانه روسها نه تنها به وظیفه اخلاقی خود در جریان مطرح شدن این قطعنامه غیرقانونی عمل نکردند بلکه خود نیز به آن رأی دادند و در واقع آنچه اکنون بهانه خودداری از تحویل موشکهای "اس 300" شده همان چیزی است که خود روسها نیز در تکوین آن شرکت داشتهاند.
چهارم آنکه این قرارداد به سامانه پدافندی مربوط است نه یک سلاح تهاجمی. روسها چگونه میتوانند یک سامانه پدافندی را مشمول قطعنامهای بدانند که مدعی است میخواهد ایران را از داشتن سلاح تهاجمی محروم نماید؟ این نکته نشان میدهد روسها با آمریکائیها در وارد آوردن فشار بر ایران آنهم خارج از چارچوب مقررات و حقوق شناخته شده بینالمللی هماهنگ هستند.
و پنجم آنکه همین هماهنگی در قطعنامه پیشنهادی مورد اشاره وزیر خارجه برزیل نیز مشهود است. قطعنامه مورد نظر درصدد نکوهش اعمال تحریمهای یک جانبه کشورها علیه ایران فراتر از آنچه در قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل آمده است میباشد. مفهوم این اقدام اینست که پیشنهاد دهندگان این قطعنامه، یکبار دیگر مفاد قطعنامه غیرقانونی 1929 را تأیید میکنند و البته کشورهائی که از آن فراتر بروند را فقط مستوجب نکوهش! میدانند و نه هیچ اقدام عملی بازدارنده.
روشن است که دولتمردان روسیه با این قبیل اقدامات خود کاملاً درصدد بازی با ا یران با هدف گرفتن امتیازهای بیشتر از آمریکا هستند. به عبارت روشن تر، قانون، اخلاق و منافع مشروع ایران را فدای معامله با آمریکا مینمایند و از قربانی کردن شرافت و اصالت خود به همراه مصالح ملتها برای چانه زنیهای کثیف سیاسی با آمریکا ابائی ندارند.
بدین ترتیب، ملت ایران حق دارد به روسها اعتماد نکند و از مسئولین کشور بخواهد در مناسبات خود با روسیه تجدیدنظر نمایند. این نکته هم لازم است برای روسها معلوم باشد که مردم ایران با تجربه 30 سالهای که از تحریمهای گوناگون دارند، از این گردنه نیز عبور خواهند کرد و روسیاهی برای روسها باقی خواهد ماند.
ابتکار: ظهور و افول گفتمانهای سیاسی در ایران
«ظهور و افول گفتمانهای سیاسی در ایران»(گفتمان راست رادیکال)عنوان قسمت هفتم سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم دکتر رسول بابائی است که در آن میخوانید؛گفتمان راست رادیکال از دل گفتمان راست سنتی بیرون آمد. این گفتمان با داشتن سرمایه سیاسی تشکیلاتی مانند انصار حزب الله از دوره بعد از جنگ امکان نفوذ بر میدان سیاسی را داشته است. این گفتمان با پیروزی احمدی نژاد در سال 1384 در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری عملا بخش مهمی از سرمایه سیاسی حکومتی را به خود اختصاص داد. برخی به کنایه گفتمان راست رادیکال را “بلند شدن راست از دنده چپ” نامیده اند. ریشههای این گفتمان را باید در تحولات جنگ و پس از آن جستجو کرد.
عده زیادی از رزمندگان که در دوره جنگ با همت و ایثار خود توانسته بودند از تهاجم نظامی عراق به خاک کشور جلوگیری کنند و هشت سال در برابر حملات دشمن دفاع و مقاومت کرده بودند، با شروع دوره سازندگی و رشد سرمایه داری و رواج فرهنگ مصرفی دچار نوعی سرخوردگی شده بودند و در کانونهای خود گرد آمده و علم مخالفت با دولت سازندگی را سر دادند. این گروهها با اقدامات خود که هدف اشان جلوگیری از انحراف انقلاب بود، به گروههای فشار مشهور شدند. بعدها با برآمدن دولت مشهور به اصلاحات درسال 1376 نیز این گروهها همچنان به مخالفتهای خود ادامه دادند و به ویژه بر بعد فرهنگی متمرکز شدند؛ این گروهها با داشتن تشکیلات سنتی مانند هیاتهای مذهبی در تاثیر گذاری بالایی برخوردار بودند و در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری(1376) با حضور فعال خود توانستند بخشی از قدرت از دست رفته خود در دهه 1360 را باز پس بگیرند.
سرمایه کلامی: راست رادیکال از حیث گفتمانی پدیده نسبتا رنگارنگی است و به نظر برخی ترکیبی از چپ سنتی و راست سنتی در دهه 1360 است. از حیث تاکید بر ساخت سیاسی به راست و از حیث تاکید بر اقتصاد عدالت محور و سوسیالیستی به چپ سنتی نزدیک است. با این همه نمیتوان انکار کرد که با تاکید بر محورهایی مانند ولایت فقیه یا حتی ذوب شدن در ولایت فقیه یا ولی فقیه فراتر از قانون اساسی راست است و با بسیاری از آموزههای چپ مدرن مانند تساهل، یا خوش بینی نسبت به فرهنگ بیگانه، مدرنیته و سیاست تنش زدایی مخالف است. این گفتمان از حیث نظری عمدتا متکی به اندیشههای سنتی است و با هرگونه التقاط با اندیشههای غربی مخالف است. عناصر اصلی این گفتمان را میتواند در اندیشههای کسانی مانند آیت الله مصباح یزدی جستجو کرد که با ارائه یک دستگاه گفتمانی نسبتا منسجم به رویارویی با روشنفکری دینی رو به گسترش بعد از انقلاب رفته است.
به زعم ما این دستگاه گفتمانی به دلیل اتکا بر آموزههای واحد و یکدست کمتر دارای تناقض منطقی است؛ بر خلاف گفتمان چپ مدرن که در تناقض گفتمانی میان سنت و مدرنیته گرفتار شده است، این سنت شفافیت نظری دارد؛ لیکن مشکل اصلی این گفتمان اساسا بیرون گفتمانی است زیرا که به نظر میرسد که جهان در حال دگرگونی است و بسیاری از شیوههای زیست اجتماعی، فرهنگی و لوازم زندگی صنعتی در حال وارد شدن هستند و امکان رویارویی با آنها هم وجود ندارد. در ذیل تلاش میکنیم تا با تاکید بر اندیشهها و آراء آیت الله مصباح یزدی عناصر گفتمانی راست رادیکال را مورد بررسی قرار دهیم. البته نیاز به تکرار نیست که منظور ما این نیست که رهبری این گفتمان متعلق به ایشان است، بلکه ایشان عناصر گفتمانی آنرا صورت بندی، مفصل بندی و منسجم کرده اند و برخی از گروهها و یا افراد با اتکا بدان پروژه سیاسی خود را به پیش میبرند. در واقع میان اندیشمند و گروههای حامل آن اندیشهها باید تمایز قائل شد.
سرمایه کلامی مبنایی: گفتمان راست رادیکال هر چند در برخی وجوه شباهت و قرابت نزدیکی با راست سنتی دارد ولی نباید یکسره آن را با راست سنتی یکسان گرفت. شباهت در یک بعد به معنای شباهت در کل مفصل بندی نیست و برخی از پژوهشگران با تلقی گفتمان راست رادیکال و راست سنتی آن را در زیر مجموعه اسلام سیاسی فقاهتی قرار داده اند. به نظر ما، ترکیب مفاهیم و گزارهها در مفصل بندی متفاوتی صورت گرفته است و از این رو ما در اینجا از دو گفتمان متفاوت بحث میکنیم.
گفتمان راست رادیکال نیز همانند راست سنتی بر اولویت دین در زندگی انسان تاکید دارد و بر این باور است که هدف دین در نهایت رستگاری انسان بوده است و خداوند بر جهان قوانینی را حاکم کرده است که فقط با اطاعت از آنها میتوان به رستگاری رسید.
از این رو، در تعارض میان منافع دنیوی و مصالح اخروی انسان مومن باید جانب دوم را بگیرد و حفظ دین داری و معنویت بر دنیاداری مقدم است. آیت الله مصباح یزدی بر خلاف کسانی که بر طبل عقلانیت انسان میکوبند و معتقدند که خداوند به انسان عقل داده است و آدمی باید از عقل خود تبعیت کند، مساله تقلید را پیش میکشد و معتقد است که بدون تاسی به پیامبر و ائمه اطهار “ما نیز چون کسانی که از این نعمت بزرگ محرومند، در جهالت و بی خبری باقی میماندیم و به گمراهیهایی که فرقههای گوناگون در گوشه و کنار عالم بدان مبتلا گردیده اند مبتلا میگشتیم.” به این معنا، راه مسلمان واقعی از قبل معین شده است و مرز میان باطل و حق از سوی خداوند کاملا ترسیم شده است.
ایشان بر همین اساس با سکولاریسم و در قدم بعدی با پلورالیسم مخالف هستند و این دو را انحراف از اصل دین میدانند. آیت الله مصباح یزدی در کتاب نظریه سیاسی اسلام به صراحت اعلام میکنند که در فرهنگ الهی و اسلامی محور نه انسان همانند اومانیسم غربی بلکه محور الله است و “اللهیسم” در تقابل با اومانیسم و سکولاریسم قرار دارد. بر همین اساس برخلاف این تصور که قرائتهای گوناگون و متعددی از دین وجود دارد، ایشان بر این نکته تاکید میکنند که دین دارای یک حقیقت گوهرین است و فقها و روحانیت منبع شناخت این حقیقت الهی هستند. از این رو کسانی که بر کوس قرائتهای گوناگون از دین میزنند و نقش روحانیت را نایده میگیرند، از دین اسلام خروج کرده اند و در عمل در جبهه نفاق و کفر قرار گرفته اند.
سرمایه کلامی سیاسی: گفتمان راست رادیکال با چنین درکی از فلسفه زندگی به طور کلی، دیدگاههای خاصی را در خصوص نظام سیاسی مطلوب ارائه میکند. بارزترین خصوصیت این گفتمان مخالفت آشکار با دموکراسی و ستونهای اصلی آن مانند عقلانیت عامه، برابری و آزادی است و طرح نظریهای که با عنوان حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه مشهور شده است. در ادامه با تاکید بر اندیشههای آیت الله مصباح یزدی برخی از این گزارههای گفتمانی را مورد بررسی قرار میدهیم.
آیت الله مصباح یزدی با دموکراسی در مفهوم رایج مخالف هستند زیرا مبتنی بر پذیرش رای اکثریت و نفی امر دین در سیاست استوار شده است.
ایشان با رد مفهوم اکثریت، بالطبع مفاهیم دیگر دموکراسی مانند برابری و آزادی مطلق را نیز رد میکنند. به نظر ایشان آزادی در دین اسلام به این معنا نیست که فرد یا اجتماع هر گونه که خواست ولو در تعارض با اصول و احکام دینی دست به انتخاب بزند. به نظر وی، “اسلامی که ما سراغ داریم میگوید همان طور که شما در خوردن و آشامیدن محدودیت دارید، در صحبت کردن هم محدودیت دارید.” و بنابراین مسلمان واقعی از آزادی مطلق در عقیده و بیان برخوردار نیست. به همین سان، هر چند که گوهر انسانیت در همه انسانها یکی است و انسان درجه یک و درجه دو نداریم، ولی شهروند درجه یک و درجه دو وجود دارد؛ به این معنا شهروندی که با اصول حاکم بر نظام سیاسی اسلام توافق کامل داشته باشد، شهروند درجه یک است و کسانی که به هر دلیل با اصول و احکام اسلامی سر تعارض دارند، بالطبع شهروند درجه دوم محسوب میشوند.
این عدم برابری مساله دیگری را وارد دستگاه فکری ایشان میکند که میتوان از آن با عنوان گزینش نام برد. در نظام اسلامی به دلیل تفاوتهایی که بین شهروندان وجود دارد باید امور به کسانی سپرده شود که دارای صلاحیت و شایستگیهای خاصی هستند. ازاین روی ایشان به جای نظام دموکراسی از حکومت اسلامی حمایت و پشتیبانی میکنند که البته به تعبیر خودشان حکومت اسلامی مترادف با تئوکراسی هم نیست و تفاوت ماهوی با تئوکراسی دارد.
حکومت اسلامی در تمایز از دموکراسی و تئوکراسی دارای ویژگی خاصی است؛ حکومت اسلامی مبتنی بر احکام الهی است و ولی فقیه بر طبق شرع و در محدوده قوانین و احکام الهی حکومت میکند ولی بر خلاف دموکراسی مشروعیت خود را از مردم نمیگیرد. مشروعیت حکومت اسلامی الهی است و برخلاف گفتمان چپ مدرن که مشروعیت را امری مردمی میداند، گفتمان راست رادیکال در تعارض کامل با آن قرار میگیرد.
ولایت فقیه نظریه بنیادین حکومت اسلامی است و بدون آن حکومت طاغوت است. از این رو ولی فقیه دارای استعداد درونی برای حکومت کردن دارد و مشروعیت خود را از منبع بیرونی اخذ نمیکند. ولی فقیه دارای توانایی است که میتواند جامعه را به سوی هدف اصلی اش که همان زندگی بر حسب دستورات و احکام الهی است هدایت کند.
اذن ولی فقیه شامل بسیاری از امور و حتی خود قانون اساسی هم میشود. برخلاف کسانی مانند سید محمد خاتمی و گفتمان چپ مدرن که قانون اساسی را بالاتر از ولی فقیه میدانند و به این دلیل ولایت فقیه را میپذیرند که مشروعیت مردمی و قانونی یافته است، آیت الله مصباح یزدی بر این باورند که قانون اساسی به اذن و امضا ولی فقیه دارای اعتبار شده است. ایشان در فقرهای نسبتا طولانی تمایز “قانون اساسی مورد تایید ولی فقیه” با “ولی فقیه مورد تایید قانون اساسی” را توضیح میدهند.
با چنین تفسیری از نقش ولایت فقیه و مشروعیت آن، اطاعت و تابعیت نیز نه تنها وجوب عرفی و قانونی مییابد بلکه دارای وجوب شرعی نیز هست. ایشان با استناد به امام صادق (ع) مخالفت با ولی فقیه را شرک به خدا و گناه و موجب مجازات الهی میداند.به همین سان ایشان پیروزی انقلاب و موفقیت در جنگ را محصول اطاعت گسترده وتمکین خالصانه مردم به ولایت فقیه میدانند. در همین جا نیز ذکر این نکته لازم است که ایشان تفسیری متفاوتی هم از وقوع انقلاب اسلامی دارند و بر خلاف کسانی که آن را انقلاب برای توسعه اقتصادی یا توسعه سیاسی میدانند و بر این باورند که انقلاب برای همنشینی آزادی و دین رخ داده است( گفتمان چپ مدرن)، به نظر ایشان انقلاب اسلامی برای تحقق مصالح معنوی صورت گرفته است.
سیاست روز:ترزا و بایکوت رسانهای
«ترزا و بایکوت رسانهای»عنوان سرمقالهی روزنامهی سیاست روز به قلم علی تتماج است که در آن میخوانید؛دیروز جامعه جهانی شاهد انتشار خبر اجرای حکم اعدام خانم ترزا لویس پس از 7 سال زندان به جرم اجیر کردن دو مرد برای اجرای طرح قتل همسرش در ایالت ویرجینیای آمریکا بود. زنی که به اعتراف پزشکان و بسیاری از روانشناسان، عقبمانده ذهنی بوده به گونهای که حتی توانایی اجرای کارهای روزانه خود را نداشته چه رسد به آنکه طرح قتل همسر خود را طراحی و اجرا کرده باشد.
اعدام این زن عقبمانده ذهنی که به اذعان جهانیان برابر با اعدام حقوق بشر در کشور مدعی حقوق بشر میباشد در حالی روی داد که واکنشها و موضعگیری محافل سیاسی و رسانهای آمریکا در قبال آن نکتهای قابل توجه است.
آنان که در زمینه وضعیت حقوق بشر در سایر کشورها به ویژه در مورد زنان به جنجالسازی رسانهای و تبلیغاتی میپردازند و حتی در مجامع جهانی به پروندهسازی مبادرت میورزند نه تنها اعتراضی به اعدام ترزا - این زن عقبمانده ذهنی - صورت نداده بلکه با سکوت خود برای انحراف افکار عمومی از این اعدام ضد بشری به عاملی برای اعدام این زن مبدل شدند.
البته سکوت مرگبار محافل سیاسی و رسانهای آمریکا و اروپا در برابر چنین اعدامهایی در آمریکا برای نخستینبار نیست چنانکه براساس گزارشهای نهادهای بینالملل در سالهای اخیر از جمع صدها اعدامی، 44 زن عقبمانده بودهاند و 53 زن نیز در آستانه اعدام قرار دارند در حالی که این مدعیان حقوق بشر همچنان راه سکوت در پیش گرفتهاند و هیچ سخنی از این مسائل به زبان نمیآورند.
البته نمونه دیگر این سکوت مرگبار و نگاه کاسبکارانه در زمینه حقوق بشر غربی را در تحولاتی مانند پرونده مروه الشروینی بانوی محجبه مصری که به جرم مسلمان بودن در دادگاه آلمان و در پیش چشم قاضی با 18 ضربه چاقو به شهادت رسید و یا جنایاتی که اشغالگران عراق و افغانستان و فلسطین انجام دادهاند و... میتوان مشاهده کرد.
بررسی نگاه محافل سیاسی و رسانهای غرب در زمینه حقوق بشر به ویژه دیدگاههای منفعتطلبانه و گزینشی آنها چند نکته اساسی را آشکار میسازد.
اولا حقوق بشر برای غرب صرفا ابزاری برای فریب افکار عمومی است که در نهایت به عاملی برای تحقق اهداف این کشورها مبدل شده است. آنان هر زمان منافعشان تامین شود، فریاد حقوق بشر به ویژه حمایت از زنان را سر داده و با ادعای ناجی بشریت تبلیغات گسترده رسانهای و سیاسی را به راه میاندازند چنانکه نمود آن را در تحولات پس از انتخابات ایران و بسیاری از تحولات جهانی میتوان مشاهده کرد.
جالب توجه آنکه آنها در شرایطی که منافعشان تامین نشود راه سکوت و بیتفاوتی را در پیش میگیرند چنانکه نمود آن را در اعدام ترزا لویس و یا پرونده مروهالشروینی و جنایات روی داده در عراق، افغانستان و فلسطین میتوان مشاهده کرد.
ثانیا، نکته بسیار مهم آنکه غرب با برخورداری از غولهای رسانهای ضمن سرپوش نهادن بر وضعیت نامطلوب حقوق بشر خود، دخالت در امور سایر کشورها به بهانههای بشردوستانه را اجرایی میسازد. این مسئله بار دیگر اصل ایجاد رسانه فعال در عرصه بینالملل از سوی کشورهای عدالتخواه مانند جمهوری اسلامی ایران را الزامآور میسازد.
رسانهای که ضمن مقابله با تحولات رسانهای و تبلیغات غربی برای مداخله در امور سایر کشورها، حقایق حاکم بر غرب به ویژه در زمینه حقوق بشر را آشکار سازد. این مسئله میتواند به احقاق حقوق انسانها در سراسر جهان از جمله در کشورهای غربی که حقوق مردمشان در ابعاد مختلف از سوی دولتمردان نقض میشود منجر شود.
در جمعبندی کلی میتوان گفت که پرونده اعدام ترزا لویس تنها بخش کوچکی از وضعیت اسفناک و ضد بشری حاکم بر غرب است که به دلیل بایکوتهای رسانهای و سانسورهای خبری از نظر افکار عمومی پنهان گردیده است. اکنون زمان آن رسیده تا کشورهای مستقل از جمله جمهوری اسلامی ایران با حضور فعال در عرصه رسانهای در سطح بینالملل ضمن افشای حقایق حاکم بر دموکراسی ادعای غرب به مقابله با استمرار جنایاتی چون اعدام لویس بپردازند. امری که صرفا با اتحاد کشورهای مستقل در تدوین حقوق بشر جدید و ایجاد رسانه بینالمللی برای مقابله با سانسورهای خبری جهتدار غرب اجرایی میشود.
آفرینش:نگاه ایران به آفریقا
«نگاه ایران به آفریقا»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن میخوانید؛قاره آفریقا یا قاره سیاه با داشتن بیش از50 کشور، اندک اندک در حال بازیافتن نقش بیشتر در مناسبات سیاسی و اقتصادی بین المللی است این روند باعث شده است تا در یک دهه گذشته کشور های در حال توسعه نگاه جدی تر به قاره سیاه داشته باشند نگاهی که در سیاست خارجی کشور هایی نظیر چین هند برزیل و ترکیه و..باعث شده است تا با توجه به پتانسیل های گوناگون این قاره استفاده از آن در دستور سیاست خارجی بسیاری از کشور ها باشد در این بین چندی پیش هم اندیشی ایران و افریقا که در تهران برگزار شد; هر چند گام مهمی در نگاه جدی تر در سیاست خارجی کشورمان به افریقا است اما مسلما نیاز به توجهی افزون دارد.
در واقع کشورهای آفریقایی اکنون نقش راهبردی و مهمی در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان ایفا می کنند و بازیگران و قدر تهای جهانی هر روز بیشتر از دیروز از اهمیت آفریقا آگاه می شوند و روابط خود را با آفریقا تقویت می کنند.در این راستا آفریقا هم از نظر سیاسی، و هم از نظر اقتصادی پتانسیل ها و ظرفیت های گوناگون و فراوانی دارد .در این راستا بطور مثال روابط تجاری چین با افریقا اکنون بالغ بر 100 میلیارد دلار است که نشان دهنده موفقیت چین در پیشبرد اهداف آفریقایی است علاوه بر آن ترکیه، برزیل وهند و بسیاری از کشور ها با افزایش روابط سیاسی با کشور های این قاره اینک به نگاهی جدی به بازار های گسترده این قاره دارند در این میان این کشور ها در چند سال گذشته توانسته اند با برگزاری اجلاس سران خود با کشورهای افریقایی با در کی واقعی از پتانسیل های این کشورها توجهی جدی به گسترش روابط سیاسی وبویژه اقتصادی با این کشورها داشته باشند در این راستا کشور ما چنانچه خواستار حضوری جدی در قاره سیاه است باید نگاهی جدی تر به این قاره داشته باشد .هر چند برگزاری هم اندیشی ایران وآفریقا و تعریف رویکرد جدید دولت در روابط با آفریقا و ترسیم نقشه راه جدید برای ارتقای این مناسبات گامی در این مسیر است اما در مقایسه با رقیبان منطقه ای وجهانی که با برگزاری اجلاس های سران و گسترش صادرات به این قاره تلاش هایی جدی انجام می دهند امر چندان بزرگی نیست.
در واقع حجم مبادلات ایران و آفریقا در سال 2008 میلادی پنج میلیارد و ششصد و پنجاه میلیون دلار (شامل مواد نفتی و غیرنفتی) بوده است .در این بین صادرات غیرنفتی ایران در این سال به آفریقا، 284 میلیون دلار و واردات 245 میلیون دلار بوده که خود نشان دهنده آن است که متاسفانه روابط ایران با کشورهای افریقایی علی رغم پتانسیل های زیادی که وجود دارد موفق نبوده و دستاوردهای زیادی نداشته است در حالی که ظرفیت ها و توانمندی های ایران در حوزه های مختلف صدور خدمات فنی و مهندسی ،تولید اتومبیل، تراکتور، ایجاد مراکز صنعتی، انرژی و صنایع نفت و گاز، معدن بسیار بوده و کشور میتواند با استفاده از ظرفیت های قابل توجه آنان در زمینه های سرمایه گذاری و بازرگانی با کشورهای آفریقایی تلاش های بزرگی را بردارد تلاش هایی که با توجه به نبود سابقه استعماری ایران جدا از افزایش صادرات و کسب بازار این کشور ها می تواند به گسترش حضور ایران در این قاره بیانجامد.
آرمان:تقویت نقش منطقهای و حل المسائلی ایران در نیویورک
«تقویت نقش منطقهای و حل المسائلی ایران در نیویورک»عنوان سرمقالهی روزنامهی آرمان به قلم کیهان برزگر است که در آن میخوانید؛حضور آقای احمدی نژاد در نیویورک فرصتی دیگر برای طرح دیدگاههای ایران در یک صحنه بین المللی بود. هرچند ایشان همانند گذشته جنبههای مهمی از مسایل کلی جهانی را در این سفر مطرح کردند اما دیدگاه ایشان این بار متمرکز تر و با تاکید بیشتری بر نقش ایران در حل مسایل منطقهای بود. چنین سیاستی باید تقویت شود. مشکلات ملی و منطقهای
بخشی از مدیریت مسایل جهانی هستند و انتظار جامعه بین المللی از ملت ها نیز ایفای نقش ملی در مسایل جهانی است. نگاه حل المسایلی ایران به موضوعات منطقهای ، تاثیرات بیشتری در تقویت جایگاه جهانی ایران خواهد داشت. مهمترین موضوعات منطقهای با تاثیرگذاری جهانی که ایران می تواند در آن نقش فوری ، کارساز و حلالمسایلی داشته باشد عبارتند از : 1- کمک به حل بحرانهای منطقهای در عراق، افغانستان و صلح در خاور میانه 2- مبارزه با تروریسم منطقهای و جهانی 3- خلع سلاح عمومی منطقه ای
این موضوعات سرتیترهای اصلی صلح و امنیت بین المللی در سپتامبر 2010 هستند. ویژگی ژئوپلتیک و ایدئولوژیک ایران به گونهای است که این کشور را مهمترین بازیگر منطقهای برای حل و فصل مسایل فوق می کند.باید ایران از این موقعیت استثنایی استفاده کند . ایران می تواند به جامعه جهانی در حل بحران عراق و افغانستان و مبارزه با تروریسم منطقهای و جهانی کمک کند. نهایتا حرکت و فعالیت ایران در چهارچوب منع تسلیحات کشتار جمعی و اتمی نقش مهمی در ایجاد یک جنبش خلع سلاح منطقهای و جهانی خواهد داشت.
سیاست اخیر حتی مورد توجه و حمایت سایر بازیگران مهم منطقهای از جمله ترکیه ، مصر و عربستان سعودی قرار گرفته است.سفر آقای احمدی نژاد معمولا با دو هدف صورت گرفته است . یکی ارتباط مستقیم با جامعه آمریکایی و تلاش در جهت نزدیکی با دیدگاههای ایران و امریکا در حل مسایل منطقهای و دوم طرح دیدگاههای ایران در مجمع عمومی سازمان ملل. هر دو جنبه دارای اهمیت زیادی است.
رسانههای امریکایی بخش مهمی از تبلیغات عمومی جهانی و به تبع شکل گیری سیاستهای له یا علیه ایران هستند. مجمع عمومی نیز بخش مهمی از ایجاد ارتباطات سیاسی در سطح عالی سران دولت ها و طرح مسایل روشنفکری و انتقادی در سطح جهانی است .
در سفر اخیر آقای احمدی نژاد به نقش حل المسائلی ایران با تاکید بیشتری توجه شده است.پیشنهاد برگزاری کنفرانس شناخت و راههای مبارزه با تروریسم در تهران ، طرح.مسایل و مشکلات افغانستان و عراق و صلح خاورمیانه با نگاه انتقادی و نهایتا پیشنهاد نامگذاری سال 2011به عنوان سال خلع سلاح عمومی ( هرچند با مخالفت قدرتهای بزرگ روبرو می شود) و با شعار انرژی هستهای برای همه ، تسلیحات هستهای برای هیچکس و تاکید بر تم استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای همگی به نوعی نشانه سیاستهای عملی ایران برای حل مسایل منطقهای با ابعاد جهانی هستند. طرح این مسایل هرچند به صورت انتقادی دارای منطق صحیح و مشروعیت در نزد دولتهای ملل متحد و افکار عمومی جهانی است به تبع به سیاستهای ایران جنبه حل المسایلی و نه صرفا شعار و انتقاد می دهد.
هرچند اوباما در اظهاراتی مثبت در مجمع عمومی آمادگی آمریکا برای مذاکره با ایران را اعلام کرد اما فضای سیاسی واشنگتن تحت تاثیر استراتژی فعلی آمریکا یعنی تحریمهای سخت برای باز کردن راههای مذاکره با ایران و به امید نتیجه بخش بودن این استراتژی غلط ، این بار نیز مانع از برقراری مستقیم آقای احمدی نژاد و اوباما شد.
اظهارات هدفمند هیلاری کلینتون مبنی بر تقویت نقش نظامیان در ایران درست قبل از سفر آقای احمدی نژاد نیز به نوعی با این هدف صورت گرفت.اما حضور آقای احمدی نژاد یک قدم دیگر در نزدیکی دیدگاههای متضاد ایران و آمریکا است که نتیجه آن شاید در مذاکرات آینده هستهای منعکس شود جمهوری اسلامی ایران باید سیاست حضور فعال در فضاهای استراتژیک منطقهای که ایران در آن دارای نقش کار ساز است را بیفزاید.
جهان صنعت:التزام عملی به منویات رهبر معظم انقلاب
«التزام عملی به منویات رهبر معظم انقلاب»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت به قلم مصطفی سعیدیپور است که در آن میخوانید؛ چندی پیش بود که موضوع التزام به قانون میان مجلس و دولت رفت و برگشتی ادامهدار شد و تا حدی پیش رفت که مجلس دولت را در موضوعات مختلف پایبند به قانون ندانست تا دولت هم مجلس را قانونمند نداند.
پس از بالا گرفتن این مباحث بود که رهبرانقلاب در توصیهای به دولت و مجلس خواستار حل و فصل اختلافها در سطوحی شدند که به مردم تنش وارد نشود و موضوعات با آرامش حل شود اما در ادامه با طرح موضوع نظارت مجلس بر قوه مجریه که مجلسنشینان به آن اشاره میداشتند این محمود احمدینژاد بود که پیش از سفر به آمریکا با صراحت اعلام کرد که دیگر مجلس در راس امور نیست.
این گفته که با دیدگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران در تعارض بود، خود محل اختلاف تازهای شد و نشان داد التزام عملی به گفتههای رهبر معظم انقلاب تا چه حد است.اما ماجرای بیتفاوتی دولت برای ارایه گزارش عملکردی برنامه چهارم توسعه کشور که از سال 86 تاکنون ادامه دارد محل تازهای شده است که سرانجام مجلسنشینان هم تحرکی داشته باشند و پس از مشخص شدن نتایج تحقیق و تفحص از برنامه چهارم برای توصیه رهبرمعظم انقلاب که به اجرای سند چشمانداز 20 ساله تاکید داشتند اهتمام کنند.
هرچند این نکته که بخشی از مجلسنشینان (در مجلسی که سالهاست با دولت احمدینژاد کنار آمده) طرحی را به منظور تشکیل کمیته پیگیری ماده 158 قانون برنامه چهارم دنبال میکنند جزو وظایف نظارتی مجلس به شمار میرود اما به نظر میرسد با توجه به سابقه کوتاه آمدن مجلس در سالهای اخیر و امضاهایی که نرسیده به صحن پس گرفته شدهاند این انتظار بیراه نیست که باز هم منویات رهبری با التزام عملی به اجرا درنیاید و تنها شعار ولایتمداری شنیده شود چراکه رهبری خواستار آرامش و توسعه هستند اما آنچه میان دولت و مجلس دیده میشود چیز دیگری است و آنچه از روند اجرای برنامه چهارم گفته میشود توسعه حداقلی و عقبماندگی از برنامه و سند چشمانداز 20 ساله کشور است چراکه در این سالها رییسجمهور کمکم کار را به جایی رساند که امروز مجلس را دیگر در راس امور نداند!
دنیای اقتصاد:لوازم تغییر
«لوازم تغییر»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن میخوانید؛سخنان محمود احمدینژاد، رییسجمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بازتابهای متفاوتی داشت.
گروهی سخنان ضدآمریکایی او را نشانه عزت دانسته و آن را ستودند و گروهی دیگر این سخنان را آرمانگرایانه توصیف کردند. ستایندگان عمدتا در داخل کشور و معترضان بیشتر مقامهای آمریکایی و اروپایی بودند. نطقهای مشابه احمدینژاد در سالهای گذشته نیز همین دو گروه را در برابر هم قرار میداد؛ با این تفاوت که در داخل کشور گرایش عمومی به جانبداری بود و انتقادها نوعا بسیار پوشیده و با احتیاط مطرح میشد.
فارغ از آنچه هواداران و مخالفان احمدینژاد گفتهاند، تحقق آرمانها و پیشنهادهای وی اسباب و لوازمی میخواهد که همه یا بیشتر آن را در داخل کشور باید جستوجو کرد.
محور اساسی نطق رییسجمهور ایران این بود که مدیریت کنونی جهان عادلانه نیست و استقرار نظام جدید در گرو کاهش قدرت کشورهای دارنده حق وتو؛ بهویژه ایالات متحده آمریکا است. حال اگر قرار باشد مناسبات کنونی تغییر کند و اشکال دیگر روابط بر جهان حاکم شود، قبل از هر چیز باید کشور پیشنهاددهنده تغییر به ابزار و ادوات اجرای این پیشنهاد مجهز شود. این تمهیدات چیست و چگونه عمل میکند؟
نظم کنونی جهان که در سازمان ملل متحد و ارکان آن تبلور یافته، محصول قریب 130 سال نبرد سیاسی و نظامی قدرتهای جهانی در فاصله سالهای 1814 تا 1945 است. این نبردها با کشمکشهای سیاسی و نظامی محدود آغاز شد و در نهایت با جنگهای جهانی اول و دوم فیصله یافت. پس از این جنگها، چهار کشور؛ یعنی آمریکا، شوروی، انگلستان و فرانسه بهعنوان فاتحان جنگ و چین به عنوان قدرتی نوظهور، صاحب حق ویژه و امتیازی به نام «وتو» شدند. در دو دهه اخیر وضع جهان تا حدودی تغییر کرده، اما این تغییر هنوز به حدی تاثیرگذار نشده است که قدرتهای پنجگانه دارای حق وتو را به زیر بکشد. در جهان امروز، این پنجکشور و متحدان و همراهان آنها (اتحادیه اروپا و اتحادیههای همپوشان اپک، آسهآن، گروه 20 و نفتا) بیش از 80 درصد اقتصاد و بازرگانی جهان را در اختیار دارند. کشورهای پرشماری نیز که عمدتا در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه قرار دارند، در کنار آن منظومه اول به صورت عناصر ناراضی یا منتقدان خاموش به حیات دشوار خود ادامه میدهند. حال اگر قرار باشد تغییری در وضع جهان رخ دهد، در وهله نخست باید کشورهای گروه دوم تواناییهای اقتصادی، تکنولوژیک و علمی قابل اعتنایی کسب کنند و این تواناییها را به قدرت سیاسی تبدیل کنند تا بتوانند بر نظم جهانی اثر بگذارند.
به همین علت، نقطه عزیمت برای این دسته از کشورها از جمله ایران، اقتصاد است. دولت جمهوری اسلامی ایران، برای آنکه برای سخنان رییس جمهور، پشتوانههای عملی و قابل اتکا فراهم آورد، بیش و پیش از هر چیز به رفع کاستیهای اقتصادی از جمله ایجاد تعادل در شاخصهای کلان اقتصادی؛ یعنی تورم، اشتغال، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی نیاز دارد تا از آنها نردبانی بسازد و آرمانهای سند چشمانداز 20 ساله را محقق کند.
روزی که ایران به برنامههای آن سند؛ یعنی تبدیل شدن به قدرت اول منطقه دست یابد، بهتر میتواند از ضرورت تغییر در مدیریت جهان سخن بگوید. تاکید دو هفته پیش مقام معظم رهبری به ضرورت دستیابی به اهداف سند چشمانداز در سالی که ایشان آن را سال همت مضاعف و کار مضاعف نامیدهاند، در این شرایط بهترین راهنمای دولت محترم است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: