ایشی‌گورو یک ژاپنی مدل 54 در سرزمین خاطرات

وقتی موسیقیدان غمگین قصه می‌نویسد

کازوئو ایشی‌گورو در ربع قرنی که از نویسندگی‌اش می‌گذرد، 6 رمان و یک مجموعه داستان نوشته و با این حال میلیون‌ها نسخه از آنها را به فروش رسانده است. برای همین خیلی‌ها در دنیا منتظرند تا او یک اثر دیگر منتشر کند و برای همین این نویسنده چشم بادامی با همین محدود آثارش در ایران هم کاملا شناخته شده است و اثرش را مترجمی همچون نجف دریابندری ترجمه می‌کند.
کد خبر: ۳۵۵۰۷۵

کازوئو ایشی‌گورو حالا بیش از 50 سال دارد و می‌شود گفت دیگر تقریبا چیزی از زادگاهش به یاد ندارد. او فقط 5 سال داشت که با خانواده‌اش از ژاپن راهی انگلستان شد و ماموریت پدرش سرانجام جنبه دائمی پیدا کرد و خانواده‌اش برای همیشه در لندن تیره و دلگیر ماندگار شدند. هرچند او گفته خیلی دلش نمی‌خواست نویسنده شود، اما در این کار و با وجود تنها چند رمان و اخیرا یک مجموعه داستان حسابی موفق بوده است.

کازوئو که پس از دبیرستان به دانشگاه کنت رفت و در رشته زبان انگلیسی و فلسفه فارغ‌التحصیل شد، در رشته «نویسندگی خلاق» فوق‌لیسانس‌اش را گرفت. او که اول سراغ موسیقی رفته بود و به ترانه‌سرایی می‌پرداخت، هیچ‌وقت با ترانه‌هایش مطرح نشد. اما همین قلم به دست‌گرفتن و تلاش برای بیان احساسات در قالب یک ترانه تمرین خوبی بود تا بعدها بتواند قصه‌هایش را شکل دهد. او وقتی 23 سال داشت، عکس‌هایی را که از کودکی‌اش در ژاپن به جای مانده بود، از زاویه‌ای دیگر نگاه کرد، در عالم خیال فرو رفت و برای اولین بار فکر کرد که برای بیان این حس نوستالژیک باید کاری بکند. او با نوشتن 2 رمان درباره سرزمین مادری‌اش به این نوستالژی ادای دین کرد و بعد به آنجا رسید که انسان امروز، انسانی جهان وطن است و درد همه آدم‌ها یکی است.

وقتی او شروع به نوشتن کرد، خیلی زود موفقیت به او رو کرد و پس از نوشتن 3 داستان کوتاه در سال 1981 و یک رمان، وقتی در سال 1983 مجله گرانت اسم او را در فهرست بهترین نویسندگان جوان انگلیسى جاى داد، دیگر می‌شد مطمئن بود که او می‌داند دارد چه کار می‌کند.

با وجود این کازوئو ریشه در ژاپن دارد و در انگلستان بزرگ شده، اما پس از نوشتن آن دو رمان، دیگر کاری به حرف‌هایی از مقوله تفاوت و شباهت و تقاطع فرهنگ‏ها ندارد. برای او انسان، انسان است و همه ضعف‌هایش را از هر فرهنگ و قومیتی که بیاید با خودش دارد. آدم‌ها خیلی سریع می‌توانند در زندانی که خودشان ساخته‌اند، اسیر شوند و بعد دیگر کاری ندارند جز این که بنشینند و عمری با این خاطرات سرو کله بزنند. خاطرات چیزی هستند که آدم‌ها را در خود غرق می‌کنند و هر چقدر هم دست و پا بزنی باز باید با همه توهمات درست و غلط زندگی‌ات روبه‌رو شوی.

او زنده نگه‌داشتن خاطرات را وظیفه خودش و همنسلانش می‌داند. می‌گوید جنگ یکی از آن نقطه عطف‌های بزرگ زندگی بشری بود که هرگز نباید فراموشش کرد و با وجود این که نسل خود او در جنگ حضور نداشته، می‌گوید زیر سایه آن بزرگ شده است. او می‌گوید نباید با این احساس که در گوشه امن صلح و آرامش زندگی می‌کنیم، خاطرات مرگ انسان‌های بی‌گناه را به فراموشی بسپاریم، چون در این صورت درس‌های تاریخ را به فراموشی سپرده‌ایم.

برای همین 3 کتاب اول ایشی‌گورو برگرفته از تشویش‌های درونی او درباره جنگ است؛ جستجویی در گذشته برای این‌که روشن شود چه اتفاق‌هایی افتاده است و آدم‌ها بعد از روبه‌رو شدن با یک فاجعه بزرگ چگونه رفتار می‌کنند. او می‌گوید این چیزی است که ما در رمان‌ها به آن نیاز داریم؛ عمیق بودن.

لندن در پس زمینه بمباران ناکازاکی

«منظره کمرنگ تپه‌ها» اولین تجربه او در زمینه نوشتن که در سال 1982 منتشر شده در حومه دنج اطراف لندن می‌گذرد، اما بمباران ناکازاکى پس‌زمینه رمان است. این رمان به عنوان اولین اثر نویسنده، همان مهری را بر خود دارد که بر کارهای بعدی او هم خورده است. یک سبک روایی که خاطرات آدم‌هایی را بازگو می‌کند. اتسوکو، مثل کازوئو سال‌ها قبل به انگلستان آمده و حالا شاید مثل یک بعدازظهر از زندگی ایشی‌گورو، از پنجره به باران نگاه می‌کند و در امواج خاطراتش غوطه می‌خورد، اما اینجا یک زن ژاپنی است که دارد خاطراتش را بازگو می‌کند و هرچند به زندگی مشترکش هم می‌پردازد، اما در این داستان خود شوهر حضوری ندارد.

شناور در دنیای هنر

رمان «هنرمند در دنیاى شناور» دومین رمان او در زمینه موسیقى است. هنرمند دنیاى شناور، باورهایى دارد که زندگى خود را وقف آن کرده است، اما عاقبت به اشتباه‏ خود پى می‌برد. ایشی‌گورو که این رمان را در سال 1986 منتشر کرد با آن جایزه وایت برد را به خانه برد.

یک هاراگیری ناموفق

«تسلی‌ناپذیر» چهارمین اثر ایشی‌گورو در سال 1995، هرچند نتوانست با نظر موافق منتقدان روبه‌رو شود، اما داستانی خاص خود اوست. در این داستان او به موسیقی، هنر مورد علاقه‌اش برگشته و در یک شهر اروپایی بدون نام، داستانی جاده‌ای را خلق می‌کند؛ سفری تمام نشدنی با یک اتومبیل که سرنشینانش قصد رفتن به کنسرتی را دارند که هرگز اجرا نمی‌شود.

ایشی‌گورو که در این رمان از جنگ فاصله گرفته به بررسی این مساله می‌پردازد که زندگی مسیر پرپیچ و خمی دارد و با فرصت‌هایی که از دستمان می‌رود، شانس‌های زیادی را هم از دست می‌دهیم.

این کتاب درباره مردمانی است که فکر می‌کنند می‌توانند زندگی از دست رفته‌شان را دوباره احیا کنند. رایدر، پیانیست اعتقاد دارد که اگر در دوران کودکی موزیسین بهتری بود، زندگی والدین او به جهنم تبدیل نمی‌شد و با وجود این که سال‌ها بعد او یک موزیسین ماهر شد، اما برای جبران گذشته خیلی دیر بود.

این کتاب دشوار که بسیاری از قوانین نوشتن را می‌شکند، واکنش‌های جالبی را در انگلستان برانگیخت، اما در آمریکا نقد‌های مثبتی نگرفت و منتقدان آن را یک هاراگیری برای نویسنده مطرح، نامیدند. با این حال در خیلی از نظرسنجی‌های انگلیسی، «تسلی‌ناپذیر» یکی از بهترین کتاب‌های دهه آخر قرن بیستم بود.

بازگشت اژدهای پیروزمند

5 سال بعد، ایشی‌گورو «وقتی یتیم بودیم» را نوشت. این کتاب که به پرفروش‌ترین رمان سال 2000 بدل شد، برای او جایزه بوکر را به ارمغان آورد و علاوه بر آن توانست منتقدهایی را که از «تسلی نیافته» حسابی دلخور بودند، آرام کند. این کتاب در 3 بخش می‌گذرد، لندن، هتلی به اسم کاتای در شانگهای و دوباره لندن. بنکس، یکی از مشهورترین کارآگاهان لندن که حسابی مورد علاقه مردم است و موفقیت‌هایش در روزنامه‌ها با آب و تاب نقل می‌شود، از پس یک پرونده برنیامده است؛ ماجرای گمشدن پدر و مادرش در شانگهای چین. او وقتی بچه بود آنها را گم کرد و زمانی در پی یافتنشان برآمد که چین و ژاپن در حال جنگیدن بودند. کریستوفر بنکس با این باور بزرگ شد که می‌تواند آنها را پیدا کند و زمان را به عقب برگرداند و به این ترتیب، این بار دوران کودکی را با خوشی سپری کند.

یک دنیای تخیلی در «هرگز ترکم نکن»

آخرین رمان، یعنی ششمین رمانی که از او منتشر شده، «هرگز رهایم نکن» در سال 2005 است. با این رمان او یک بار دیگر به فهرست جایزه بوکر راه یافت و این بار با یک رمان تیره و غم‌انگیز این کار را انجام داد. این رمان که درباره انسان‌های شبیه‌سازی شده است، پر از حس تعلیق است و چند شخصیت اصلی آن در آزمایشگاه و به روش کلونینگ ایجاد شده‌اند. هدف از این کار هم استفاده از اعضای بدن آنهاست. حالا یکی از این آدم‌ها که 31 ساله است، خاطرات وحشتناکش را از این کشف برایمان تعریف می‌کند.

با شبانه‌ها

در «شبانه‌ها» که مجموعه 5 داستان کوتاه درباره دنیای موسیقی است، ایشی‌گورو از زوایای مختلف از جمله دغدغه‌های دنیای مد و هنر، موفقیت و ظاهرسازی غیرهنری سراغ موسیقی می‌رود. این مجموعه در سال 2009 منتشر شد.

از برخی داستان‌های ایشی‌گورو اقتباس سینمایی موفقی صورت گرفته و حتی برمبنای آنها اپرا هم ساخته شده و در قالب تئاتر هم بر صحنه رفته‌اند. جدیدترین فیلمی که از یکی از آثار او ساخته شده، «هرگز ترکم نکن» است که قرار است به عنوان افتتاحیه جشنواره لندن نمایش داده شود. بیشتر آثار او با ترجمه چند مترجم در ایران در دسترس دوستداران ادبیات قرار دارد.

ناموفق در 2 دنیای متفاوت

استیونز، قهرمان رمان «بازمانده روز» که در سال 1989 نوشته شده، زندگى را همان‌طور که هست مى‏پذیرد و همه سعی‌اش این است که نقش کوچکى ‏را که سرنوشت به عهده‌اش گذاشته، به بهترین وجه ایفا کند.

در بازمانده روز ـ که سومین اثر ایشی‌گورو است ـ او سراغ افسانه‏هایى که درباره انگلستان بر سر زبان‏هاست، رفته و با وجود این که هرگز در یک عمارت بزرگ اربابی در حومه شهر که در آن پیشخدمت‌ها باید به صف بایستند، زندگی نکرده اما بخوبی از پس توصیف آن برمی‌آید. اما همه این قصه را می‌توان از وجه استعاری هم نگاه کرد و استیونز که پیشخدمت مخصوص این عمارت است، مى‏تواند نمادى سیاسى هم باشد؛ نمادی از آدم‌هایی که از مراکز قدرت دور هستند و می‌کوشند تا منزلت خود را در حرف‌هایی که می‌زنند به دست بیاورند.

نویسنده که معتقد است نه تاریخ‌نگار است و نه جامعه‏شناس، او از تاریخ به عنوان پیرنگ رمانش استفاده کرده تا بتواند قصه‌اش را تعریف کند. یک قصه موازی درباره دنیای 2 دسته از آدم‌ها: ارباب‌ها و پیشخدمت‌ها و ناکامی‌هایشان... اما طبقه‌بندی این رمان در این قالب، خیلی سطحی‌انگارانه است. در حالی که پیشخدمت‌های این رمان در پی ایجاد ارتباطی عمیق با هم هستند و از پس آن بر نمی‌آیند، ارباب خانه هم که می‌کوشد تا رابطه بین آلمانی‌ها و انگلیسی‌ها را در شرایطی که بوی جنگ جهانی دوم از همه‌جا برمی‌آید ترمیم کند، موفقیتی به دست نمی‌آورد و بعدها به خیانت متهم می‌شود و این ورطه‌ای ا‌ست که خیلی از آدم‌ها می‌توانند در زندگی روزمره در آن بیفتند و ناکام بمانند. این رمان برای ایشی‌گورو جایزه معتبر بوکر را به ‌ارمغان آورد.

مترجم: آرزو پناهی/ منبع: تلگراف

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها