ازسرگیری مذاکرات مستقیم بین رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان به باراک اوباما اجازه خواهد داد به شروع دور دیگری از مذاکرات بینتیجه ریاست کند. همچنین فرصتی به بنیامین نتانیاهو میدهد تا تعهد راسخ خود را نسبت به سیاستهای استعماری رژیم صهیونیستی نشان دهد و حقوق بیشتری برای چانهزنی در اختیار نخستوزیر رژیم اشغالگر قرار میدهد. اما این مذاکرات اگرچه میتواند به منافع آنی آمریکا و همدستان صهیونیست آن خدمت کند، هیچ فایدهای برای آرمان صلح نخواهد داشت.
در واقع صرف اعلام شروع مذاکرات، نخستوزیر رژیم اشغالگر را آنقدر جری کرد که اعلام کند شهرکسازی ادامه خواهد یافت و از فلسطینیان خواست ویژگی یهودی رژیم صهیونیستی را به عنوان شرط هر توافق احتمالی آتی به رسمیت بشناسند. آمریکا در حالی که به تشکیلات خودگردان فشار آورد تا از شرایط خود برای شرکت در مذاکرات دست بردارد، به نتانیاهو اجازه داد با خیال راحت و مصونیت شرایط خود را بر کل این فرآیند تحمیل کند.
فلسطینیان اعلام کرده بودند چنانچه رژیم صهیونیستی توقف شهرکسازی را تمدید نکند از مذاکرات خارج خواهند شد، اما بدون توجه به دوره مذاکرات، هنگامی که 26 سپتامبر (زمان پایان مهلت توقف شهرکسازیها) پایان یابد، فرآیندی را آغاز خواهند کرد که اشغالگری رژیم صهیونیستی را ابدی خواهد کرد. این صرفا همان داستان قدیمی «فرآیند صلح» است که وقتی از سال 1993 آغاز شد کنترل اشغالگران را بر فلسطینیان تحکیم کرده و با توحش کامل مقاومت آنان را درهم شکسته است.
همدستی اعراب
مسوولیت تصمیم برای شرکت در مذاکرات ـ علیرغم مخالفت فراگیر فلسطینیان ـ به عهده تشکیلات خودگردان است، اما شناختن و آگاهی از همدستی فزاینده آمریکا و اعراب در فشار برای تسلیم کردن تشکیلات خودگردان، موضوعی مهم خواهد بود. کشورهای عرب به صورت جمعی و فردی فشار سیاسی و مالی فراوانی بر تشکیلات خودگردان وارد کردند تا وارد مذاکرات مستقیم شود. ازجمله قطر -کشوری که ریاست کمیته ویژه اتحادیه عرب را به عهده داشت - به انجام این مذاکرات چراغ سبز نشان داد و نقشی محوری در تشکیل آن داشت.
مصر و اردن نیز به نوبه خود و بیشتر تحت تاثیر منافع شخصی خود، از مدتها پیش برای شروع فوری مذاکرات مستقیم فشار میآوردند و بهانه ظاهری آنها این بود که چنین مذاکراتی به آمریکا فرصت خواهد داد تا از آرمان فلسطین حمایت کند!
در واقع، حمایت رژیمهای عرب از تشکیلات خودگردان همیشه به تمایل رهبری این تشکیلات برای آرام کردن خیال غرب مشروط بوده و اختلافات بین فتح و حماس تهدید کشورهای عرب را جدیتر کرده است. در این میان فشارهای مالی حرف اول را میزده است. کشورهای عرب از 550 میلیون دلار وعده داده شده فقط 115 میلیون دلار به تشکیلات خودگردان دادهاند و همواره نگرانی از فروپاشی مالی را در دل آن حفظ کردهاند. کمکدهندگان غربی نیز کمکهای مالی وعده داده شده را نپرداختهاند و بیشتر آنها را به پیشرفت در فرآیند صلح مشروط کردهاند. هنگامی که اوباما چندی پیش در نامهای به رهبری تشکیلات خودگردان او را تهدید کرد که شناسایی آمریکا را پس خواهد گرفت این تشکیلات خود را با دورنمای انزوای سیاسی و مالی مواجه یافت و این همان شرایطی است که یاسرعرفات هنگامی که کشورهای غربی و عربی او و مردم فلسطین را بیپناه در برابر تهاجم و محاصره رژیم صهیونیستی رها کردند، تجربه کرده بود.
نه ماموریت، نه تسلیم
با وجود این اشخاص فراوانی در سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) و جنبش فتح به تشکیلات خودگردان توصیه کردند تسلیم تهدیدهای آمریکا نشود و چنانچه محمود عباس در مقابل آمریکا مقاومت میکرد حمایت مردمی فراوانی به دست میآورد. اما عباس و مشاوران و نزدیکانش از عوارض بینالمللی عدم شرکت در مذاکرات ترسیدند.
اگرچه عده اندکی از فلسطینیان خارج از حلقه باریک تصمیمگیری با نظر تشکیلات موافق هستند، تنها دلیل این که تصمیم فوق هنوز با مخالفت علنی مردم فلسطین مواجه نشده این است که فلسطینیان اعتقاد راسخ دارند نهتنها مذاکرات نتیجهای نخواهند داشت بلکه زیان بیشتری را برای آنان به دنبال داشته باشد. همچنان که یک مقام ساف ـ که خواست معرفی نشود ـ میگوید: «ما نگران نتیجه مذاکرات نیستیم. هیچ چیز نیست که ابومازن (عباس) بتواند یا بخواهد بپذیرد. اما همان شرکت در این مذاکرات نبرد ما را برای منزوی کردن رژیم اشغالگر ضعیف کرده است.»
فلسطینیان سرشناس ساحل غربی، از جمله بیش از 700نفر از رهبران همه جناحهای ساف، اعلامیهای را در مخالفت با ازسرگیری مذاکرات امضا کردند و خواهان برگزاری اجتماعی در اعتراض به شروع مذاکرات در واشنگتن شدند. اما نیروهای امنیتی کنفرانس مطبوعاتی مخالفان مذاکرات را برهم زدند؛ اقدامی که با انتقاد شدید مواجه شد و عمق اختلافات حاصله ناشی از تصمیم شرکت در مذاکرات را برملا کرد.
عباس کمی بعد ضمن ابراز احترام نسبت به مخالفان، دستور داد درباره اقدام نیروهای امنیتی تحقیق شود، اما این اعتراض شخصیتهای برجسته فلسطینی به آرامی و بدون سر و صدا فراموش نخواهد شد.
عباس بدون هیچ پشتیبانی سازمانی یا مردمی پای به این مذاکرات گذاشت و مسلما هیچ ماموریتی از طرف مردم فلسطین نداشت. در واقع تنها ماموریتی که عباس خواهد داشت این است که چنانچه نتانیاهو بکوشد نظر خود را درباره کشور قطعه قطعه شده فلسطین که محروم از هرگونه حاکمیت واقعی بر زمین یا منابع خود است تحمیل نماید، با او مخالفت کند.
با حمایت بدون شرط آمریکا از مواضع نتانیاهو، فلسطینیان باید تنها منتظر شکست این مذاکرات باشند، زیرا موفقیت آن معادل تسلیم فلسطینیان خواهد بود. به این ترتیب در حالی که آمریکا با تهدید و قلدری موفق شده است رهبری ضعیف تشکیلات خودگردان را به پشت میز مذاکره بکشاند، موفق به تسلیم کردن مردم فلسطین نخواهد شد، زیرا آنها پیش از این نیز نشان دادهاند که قادرند رهبری خود را به عصیان بکشانند.
منبع: الجزیره انگلیسی / مترجم: علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم