در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افت کیفیت
زهیر توکلی در یک نشست که به سرودههای عبدالعظیم صاعدی اختصاص یافته است، به شکلی اصولی، پنبه شاعران جوان را زده و از جمله گفته است: «امروز به هر فردی لقب شاعر میدهند و هر جوانی که چند شعر خوب داشته باشد، بسرعت به شهرت میرسد؛ در حالی که در گذشته در انجمنهای ادبی، شعرای جوان حق خواندن اشعارشان را نداشتند و فقط شعرخوانی پیشکسوتان را میشنیدند.»
به این ترتیب مشخص میشود که در انجمنهای ادبی قدیم، دیکتاتوری بدی معمول بوده است و فقط بزرگترها حق شعر خواندن داشتهاند و مشکل عمده شاعران امروز هم این است که حق شعر خواندن دارند و البته این منتقد ادبی مشخص نکرده از آن انجمنهای ادبی مورد اشاره، چند شاعر بیرون آمدهاند.
این قسمت از دیدگاههای این شاعر جوان که احتمالا با شاعران جوان دیگری حشر و نشر دارد نیز خواندنی است، هم برای خوانندگان و هم برای اطلاع ماموران انتظامی: «بعضی از شعرا خصوصا شاعران جوان برای سرودن شعر از موادمخدر و مسکرات یا مواد تحریککننده خیال استفاده میکنند و بعد از مدتی از بین میروند.»
یادآوری این نکته نیز لازم است که به اعتقاد وی، عبدالعظیم صاعدی، یکی از شاعرانی است که افت کیفیت علیرغم 4 دهه سرودن شعر در اشعار وی دیده نمیشود.
مجوز و باز هم تاخیر
طولانیشدن روند کسب مجوز نهفقط برای کتابها، که برای تشکلهای ادبی و هنری و علمی هم موضوع رنجآوری شده است.
هیات موسس انجمن علمی ادبیات تطبیقی ایران، هشتم آبان 87 آخرین مدرک تحصیلی، رزومه زندگی و آثار به همراه حکم کارگزینی خود را به کمیسیون انجمنهای علمی وزارت علوم ارسال کردند و نخستین نشست راهاندازی انجمن ادبیات تطبیقی ایران 26 مرداد سال گذشته برگزار و مجوز فعالیت این انجمن اخیرا صادر شد!
البته استادان شرکتکننده در نشست یادشده در این مدت بیکار ننشستند و با برگزاری 4 نشست هماندیشی، اقدام به انتشار نخستین مجله تخصصی ادبیات تطبیقی ایران و پیگیری راهاندازی رشته ادبیات تطبیقی در مقطع کارشناسی ارشد و پیگیری پیوستن انجمن ادبیات تطبیقی ایران به انجمن بینالمللی ادبیات تطبیقی کردند.
حالا قرار است پس از تصویب اساسنامه انجمن ادبیات تطبیقی، با انتشار فراخوان، کار عضوگیری انجمن آغاز و پس از آن طی مراسمی نشست مجمع عمومی انجمن با حضور اعضاء برگزار شود و در نهایت نیز اعضای هیات مدیره با انتخاب اعضاء، کارشان را آغاز کنند.
مرگ مولف
قولی از دکتر محمدرضا سنگری در یک نشست پژوهشی در یکی از خبرگزاریها نقل شده است: «با پدیده مرگ مولف که بتازگی زیاد مطرح میشود، موافق نیستم. بخصوص وقتی که در زمان حیات شاعر زندگی میکنیم و نیت و مقصود او را میدانیم.»
احتمالا دکتر سنگری باید در مقالهای به صورت مشروحتر درباره نظر خود توضیح بدهد. شاید در انتقال صحبتهای وی، اشتباهی صورت گرفته باشد یا نظر یادشده، خلاصهای از یک بحث مفصل باشد که در آن دیدگاههای منتقدان غربی بخصوص نوشتههای بارت به بحث و تحلیل گذاشته شده باشد؛ چون تا جایی که میدانیم نظریه مرگ مولف به زنده و مرده بودن شاعر ارتباط چندانی ندارد و بیشتر به موضوع نسبت متن با مخاطب توجه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: