در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا بخوان ـ بخند، جهان را بهم بزن
من هم جهان خلوت خود را بهم زدم
سارا مرا ببخش اگر دستِ خالیام
صد دور افتخار برایت قدم زدم
وقتی جنون جهان مرا پس نمیدهد
یک اتفاق تازه خودم را خودم زدم
سیداحمد حسینی
عکاس دوره گرد
از این کلاه لبهدار
چند خرگوش زنده میخواهید
بیرون بیاورم!؟
در بارانی پوسیدهام
کبوتری خوابِ آسمان دیده است!
اصلا میخواهید
رویِ طناب
راست... راست
راه بروم
و ابرهای ورم کرده را
از چشمهایتان کنار بزنم؟
یا سرم را بگذارم
در دهان شیری که درنده است!؟
از این کلاه لبهدار
دلقکی را بیرون آوردهام
نمایشی در کار نیست
برای نازک خیالی شما
روی توپ راه میروم و
از میان دیوارهای تو در تو
عبور میکنم
باد مرا برده است
و باران کسی را خیس نمیکند
حامد رحمتی
از کوزهی شکسته
از کوزهی شکسته کسی آب خورده است
دیدی که آن صفای قدیمی نمرده است؟
ساعت به ساعت از غمت اینگونه بیقرار
چشمم تمام ثانیهها را شمرده است
من با کدام لهجه صدایت کنم ـ بگو
وفتی که بغض حنجرهام را فشرده است
با من بگو که ذهن تو دور از پرندهها
پرواز را چگونه به خاطر سپرده است
این دل برادرانه ز روزی که رفتهای
شاید هزار دفعه برای تو مرده است
روی حساب این همه دلدادهای ـ چطور!
چشمت مرا بسادگی از یاد برده است؟
داریوش مرادی
گل فروش
بیشترین سود را
از دسته گلهایی میبرم
که به عروسی یا خاکسپاری میروند
و بیشترین لذت را
از شاخه گلی که جوانی
لای کتابهایش
پنهان میکند
حمیدرضا اقبالدوست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: