در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شبنشینیها که بخش عمدهای از گذران اوقات فراغت بود، زاییده آن روزهایی است که آدمها با آهنگ طبیعت همراه میشدند. سپیده صبح شروع کار روزانه بود و غروب آفتاب پایانی برای آن و فرصتی در گذران اوقات فراغت. هرچند که تمام فصول میزبان گرد هم آمدن در جمع خویشان بود اما تاریکی زود هنگام، شبهای زمستان را با گذران فراغت بیش از پیش پیوند میزد.
امروز اما انگار جنس گذران اوقات فراغت فرق کرده و جنس آن دیگر از گذشتهها نیست. حالا خیلی وقت است که چشمها آن روزهای با هم بودن و با هم خندیدن را نمیبیند. دیگر خبری از روزهایی نیست که بزرگترها میزبان جمع کوچکترها در شبنشینیهای شادیآور بودند.
گرد هم آمدن؛ شیوه فراغتی گذشتهها
آن زمانها که امکانات آن قدرها مثل امروز نبود، گذران اوقات فراغت در چند شبنشینی و گرد هم آمدن تعریف میشد. گذران اوقات فراغت بیشتر در درون فضای خانه و گرد خویشان بود و شبنشینیها شیوه فراغتی خانوادهها. سرگرمیها که از فضای خانه بیرون میرفت در قهوهخانهها جای میگرفت. قهوهخانهها در آن روزها پاتوقی بود که همه را به طرف خود میکشید و برای همگان از هر قشری سرگرمیآفرین بود. یعقوب موسوی، جامعهشناس و استاد دانشگاه الزهرا معتقد است: «گذران اوقات فراغت در گذشته بدون سازمانبندی، طرح و سیاستی مشخص و اغلب به صورت بومی بوده است. بخشی از اوقات فراغت مردم در گذشتهها به دید و بازدید، گرد هم آمدن در اجتماعات پاتوق نظیر قهوهخانهها و گپ و گو در کوچه پسکوچهها، میادین و فضاهای عمومی سپری میشده است. علاوه بر گپ و گفتگو، نقالی، شعرخوانی و شاهنامهخوانی، بازگویی داستانهای از گذشتههای دورتر، شرکت در محافل در ایام مختلف، مهمانیها، شبنشینیها و سفرهای دستهجمعی نیز بخشهایی از فعالیت گروههای مسن و حتی جوانها بوده است.»
گرد هم آمدن در خیابانها و میدانها و بازارچهها و نشستن پای معرکه پهلوانها و بساط پردهخوانان آنقدر جذابیت داشت که جماعتی کثیر را به دور خود جمع میکرد. گذران اوقات فراغت برای آدمهای گذشته بیشتر ابتکاری بود و بنا بر حالوهوا و فصلها تغییر میکرد. تابستانها رفتن میان طبیعت و گردشگاهها ی شمیران و محلههای قلهک و تجریش و درکه و دربند و ییلاقهای اطراف شهر بود و زمستانها هم همان جمعهای خانوادگی اوقاتی خوش را رقم میزد.
دکتر امانالله قرائیمقدم، استاد دانشگاه تربیت معلم میگوید: «علاوه بر تفریحاتی نظیر شبچره که جزو سرگرمیهای اصلی مردم محسوب میشد در اواخر دوره قاجار و همزمان با ورود اتومبیل مردم بیشتر وقت خود را در مکانهای تفریحی مثل اوین ـ درکه و باغها سپری میکردند که این روند با پیدایش تلویزیون دگرگون شد.»
اوقات فراغت در آن زمانها بیشتر با دید و بازدید و همچنین سیر و سفر که خود کولهباری از تجربه برای مسافران بود، گره میخورد. علاوه بر اینها از دیرباز وزرشهای باستانی نیز فضایی برای پر کردن اوقات فراغت بود. دکتر یعقوب موسوی معتقد است: «در بین بازیهای جمعی چوگان، تماشای ورزش زورخانهای، کشتی و اسبسواری از سرگرمیهای عمده بوده، همچنین در ادبیات تاریخی آمده است که سفر و گشت و گذارها همراه با کوچ و کاروان نیز بخشی از اوقات فراغت مردمان قدیم بوده است.»
اوقات فراغت در میان امروزیها
حالا شهرهای خاکستری با انبوه ماشینها انگار حس و حال تفریح را بلعیده است. صف ماشینهایی که پشت هم قطار میشوند، ترس از انتظارهای طولانی در میان ماشینهای به هم فشرده فکر گذران اوقات فراغت در بیرون خانه را به کابوسی سهمگین بدل میکند. این اسارت در زندان زندگی ماشینی دنیای امروز است که تاب تحمل از آدمها را آن قدر ربوده که دیگر نمیخواهند خستگیهای روزانه را با خستگیهای ماندن پشت چراغ قرمزها دوچندان کنند. همین پیچیدگیهای زندگی شهری است که بعضیها را از محیط طبیعی به دور میکند و موجب میشود که ماندن در حصار تنگ آپارتمانهای کوچک را بر هر چیز دیگری ترجیح دهند. امروز با وجود انواع وسایل حمل و نقل اما خیلی از آدمها باز هم ماندن در خانه و نشستن پای تلویزیون را بهترین تفریح دنیا برای گذران اوقات فراغت میدانند که نه خرجی دارد و نه رنج گیر کردن در ترافیک و دود و دم و خستگیهای زندگی شهرنشینی.
با این حال هنوز هستند آدمهایی که در جستجوی لحظهای آرامش خود را از تنگنای حصارهای آپارتمانها و خانهها میرهانند و دلمشغولیها و خستگیها را با سبزی طبیعت میزدایند و به آرامش میرسند. رسم رفتن به دامان طبیعت هنوز برعکس خیلی چیزهای دیگر زنده است و پرطرفدار در میان خیلیها. هنوز هم روزهای تعطیل مثل گذشتهها دامان طبیعت میزبان آدمهایی است که سنگینی کولهبار روزمرگیها شانههایشان را آزرده است و دامان طبیعت برای آنان مرهمی است بر دلتنگیهایشان.
امروز سیر و سفر نیز هنوز هم پای ثابت پر کردن فراغت آدمهاست و هر چند سفر، سنتی دیرینه در میان آدمها بوده، اما فرهنگ سفرکردن در تعطیلات با وجود امکانات متنوع بیش از گذشته قوت گرفته است. سفر ذهنها را برای مدتی از تنگنای آشفتگیها و خستگیها بیرون میکشد و از اسارت روزمرگیها میرهاند و هم روحی شاداب را برای شروعی دوباره میآفریند.
گذران اوقات فراغت برای بچهها نیز چهرهای دیگر گرفته است آن موقعها اوقات فراغت در کوچههای خاکی و گرم تابستان معنا میگرفت. تعطیلات تابستان که از راه میرسید، کوچهها پسکوچهها از غوغای بازی بچهها با توپ پلاستیکی پر میشد و گذران اوقات فراغت نیز تنها در همین بازیها و خستگیهایش خلاصه میشد. امروز اما آسمان کوچههای گرمازده تابستان کمتر از گذشته هیاهوی کودکان را در آغوش میکشد. حالا زندگی با سبکی دیگر و امکانات بهتر گذران اوقات فراغت بچهها را در رفتن به کلاسهای متنوع ورزشی، تفریحی یا نشستن پای بازیهای کامپیوتری پر میکند.
اما آنچه که حضورش در سرگرمیها همواره پنهان است، زیبایی لم دادن در صندلی راحتی و صفحه به صفحه ورق زدن و دور شدن از یکنواختیهای زندگی روزانه است که هنوزهم مثل گذشته غایب همیشگی گذران فراغت است و خیلیها انگار غرق شدن در مناظر زیبای یک کتاب و کندوکاو در آن را برای اوقاتی دلپذیر کشف نکردهاند. غرقشدن در جهانی دیگر لذتی بیانتهاست که خیلیها تا به حال طعم آن را نچشیدهاند.
پیوندهای گذشته کمرنگ میشوند
آن موقعها که سینما و تلویزیونی نبود و نه کتابخانه و پارک و باشگاهی، ختم همه راهها در گذراندن اوقات فراغت همان قهوهخانه و فضای بیرون از خانهها بود. پای اینها که به وسط آمد، اوقات فراغت از بیرون به درون خانواده کشیده شد و آن جمعهای خویشاوندی را بر هم ریخت و در عین حال دریچهای نو پیش روی آدمها گشود. شهرنشینی و خستگیهای دنیای صنعتی شده حالا آنقدر بر ذهنها فشار میآورد که هیچ نشانی از آن روزها باقی نمیگذارد. هرچند نشان از گذشتهها را البته متفاوت با شکل سنتی آن میتوان در شهرهای کوچک یافت، اما زندگی در شهرهای بزرگ گرد همنشینیها و سپری اوقات فراغت در شکل سنتی را لابهلای خستگیهای خود دفن میکند.
سبک زندگی روزمره انسانهای امروزی آنقدر تغییر کرده که به ناگاه گریبانگیر اوقات فراغت شده است و آن را همپای همه چیزهای دیگر به ناچار تغییر داده، زنجیره خویشاوندی را گسسته، آن را معلق در فضا رها کرده و سپری اوقات فراغت را در جمعهای خانوادگی پاشانده است. ارتباطات معنوی آدمها حالا مثل گذشتهها آن قدر پررنگ نیست که مراسمی همچون شبنشینی و مهمانیهای دستهجمعی را در خود جای دهد.
دکتر یعقوب موسوی، استاد دانشگاه الزهرا میگوید: امروزه نیازهای عاطفی بسیار ناچیز هستند یا اصلا احساس نمیشوند. همبستگی عاطفی و اجتماعی که در گذشته عاملی در جهت گردهم آمدن مردم بود در جامعه امروزی کمرنگ و تضعیف شده است.
این جامعهشناس معتقد است: «اگر برای نمونه افراد به سفرهای جمعی از طریق تورهای مسافرتی هم دست میزنند این همبستگی و گرد هم جمع شدن نه همچون گذشته، بلکه حاصل قرار گرفتن این افراد در یک محیط شغلی است و همچون گذشته نیست و امروزه تمامیهمبستگیها صنفی، شغلی و محیطی است. امروزه رسانههای جمعی و بویژه تلویزیون و به طور کلی امکانات الکترونیکی اوقات فراغت را پر میکنند همچنین بخش دیگری از اوقات فراغت را سفرهای بین شهری آن هم با اقامت در هتلها و نه خانه اقوام و آشنایان پر میکند.»
باورهای فرهنگی تغییر میکنند
هرچند هنوز رگههایی کمرنگ درگذران اوقات فراغت از گذشته بر جای مانده اما دنیای امروز با همه تغییراتش پلهای گذران فراغت بین گذشته و امروز را ویران میکند. جامعهشناسان میگویند احیای سنتهای گذشته در گذران اوقات فراغت پلی است بین اعضای اجتماع که آنها را به هم پیوند میزند. با این وجود شاید انتظار پابرجایی سنتهای گذشته درجامعه جدید که از بسیاری جهات دستخوش تغییر شده است انتظاری بیجاست. جامعه جدید هر چند شیوهها را دستخوش تغییر کرده است، اما مزیتهایی را در زمینه امکانات اوقات فراغت پیش روی انسان قرار داده است.
دکتر یعقوب موسوی میگوید: اصولا به دلیل این تغییرات، مقایسه چگونگی سپری اوقات فراغت در جوامع گذشته با جوامع کنونی امکان پذیر نیست. هرچند که فعالیتهایی برای گذران اوقات فراغت در گذشته نیز وجود داشته است، اما اوقات فراغت به مفهوم امروزی غایب بوده است. درگذشته کار با نقالی و دیگر فعالیتها پیوند داشته است وبا وجود انواع سرگرمیها،اما جوامع گذشته در پر کردن اوقات فراغت با مشکل روبهرو بودهاند. بسیاری از درگیریهای قومی، قبیلهای، نزاعها و خصومتها به دلیل نبود برنامه در پر کردن اوقات فراغت بوده است. بنابراین نمیتوان از گذشته تصوری طلایی داشت.
دکتر حسین فرجاد، جامعهشناس معتقد است: در باورهای فرهنگی گذشتگان، شبنشینی و شبچره و مراسمی از این دست در زمره فعالیتهای گذران اوقات فراغت بوده است، اما امروزه رسانه و کامپیوتر جایگزین آن شده است و حتی در زمینه سفرها هم تغییراتی حاصل شده است. در واقع این جایگزینی ناشی از تغییر درباورهای فرهنگی مردم است.
در هر حال با گذشت زمان آدمها با همه چیزهای اطرافشان تغییر میکنند و همپای همه اینها سرگرمیها را نیز تغییر میدهند. حالا خیلی وقت است که سرگرمیهای آدمهای دیروز که شادی را در گردهم آمدن میدیدند، برای نسل امروز حتی شنیدنی نیست. در باورهای فرهنگی امروزیها چیزهای دیگری جایگزین شده است، خوب یا بد زمانه تغییر میکند و تغییرات که به جامعه وارد میشوند تیر خلاص را بر گذشتهها نشانه میروند.
مهسا خدابخشی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: