در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی و دوستش موسی از مدتها قبل یکدیگر را میشناختند و با کارگری روزمزد زندگیشان را میچرخاندند آنها دو هفته قبل یک سفارش کار گرفتند و به رستورانی در خیابان جمهوری رفتند تا چاه فاضلاب آنجا را لایروبی کنند.
ساعت 44/2 بامداد در حالی که دو کارگر کارشان را شروع کرده بودند موسی داخل چاه رفت. دقایقی از این موضوع گذشت اما خبری از او نشد. علی که نگران دوستش شده بود چند بار با فریاد وی را صدا زد و وقتی جوابی نشنید اطمینان پیدا کرد جان موسی در خطر است به همین خاطر درنگ را جایز ندانست و برای نجات دوستش دست به کار شد او در شرایطی داخل چاه رفت که میدانست ممکن است اتفاقی تلخ رخ بدهد.
علی وقتی به عمق 20 متری چاه فاضلاب رسید دیگر نتوانست از آنجا بیرون بیاید و دقایقی بعد گروه نجات شماره یک سازمان آتشنشانی که از واقعه مطلع شده بود رهسپار محل حادثه شد و امدادگران بعد از ورود به چاه مشاهده کردند هر دو کارگر دچار گازگرفتگی شده و جان خود را از دست دادهاند.
احمدصادقی، فرمانده گروه نجات شماره یک آتشنشانی تهران میگوید: امدادگران در نخستین مرحله عملیات با استفاده از دستگاههای سیلندر هوا و دم، گازهای سمی چاه را به طور کامل تخلیه کردند اما متاسفانه هر دو کارگر به خاطر استنشاق گازهای سمی، خفه شده بودند.
البته علی میتوانست به جای پذیرفتن خطر از سازمان آتشنشانی کمک بگیرد و در این صورت خودش اکنون زنده بود ولی به هر حال فداکاری وی را هم نمیتوان نادیده گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: