در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای تماشای نمایش «باغ زالزالک» باید به تماشاخانه سنگلج در خیابان بهشت، روبهروی پارک شهر بروید. نمایش سیاهبازی، تماشاخانه سنگلج و پارک شهر هر کدام یادگارهایی هستند از هویت فرهنگی و شهری؛ یادگارها و نشانههایی که تهران امروز هر روز بیش از گذشته از آنها تهی میشود.
یادگارهایی که گویی سرسختانه برای بقا در این آشفته بازار میجنگند و هیچ تضمینی نیست که زیر چرخهای این حرکت نمیدانیم به کجا و شتابان برای چه له شوند و تنها نامشان در کتابها و فرهنگنامهها باقی بماند.
به اطرافتان نگاه کنید، از شهری که زمانی به باغهای زیبا و انارهای درشتش معروف بوده، در بسیاری از مناطقش چه باقیمانده؟ مشتی ساختمان بدقواره تکیه داده به هم با مسیرهایی در میان که دیگر نه خیابان است و نه بزرگراه و بزودی پارکینگ عمومی گستردهای خواهد بود که تنها نام و ظاهری از یک شبکه ارتباطی دارد.
نمایش باغ زالزالک فرصتی است تا ساعتی به تماشای همین اندک نشانههای باقیمانده از هویت شهری و فرهنگی بنشینیم و در آن با شخصیتی به نام فیروز که در پی باز پس گرفتن باغ خودش از دست سلطان است، همراه شویم.
سیاهبازی، نمایشی بیادعاست که در غوغای کمدیهای سخیف سینمایی میرود تا آخرین نشانههایش هم از یاد برود و شاید در آینده تنها در جشنوارهها بتوان سراغی از آن گرفت. پس تا دیر نشده بعدازظهر یکی از همین روزها از خیابان مواج حافظ و زیرگذر میدان هشت گنبد (حسنآباد) عبور کنید تا چشمانداز پارک شهر را قبل از خیابان بهشت در سمت چپ خود بیابید.
بعد هم در تماشاخانه 45 ساله سنگلج به دیدن نمایشی بنشینید که گرچه از همان کهن الگوهای نمایش سنتی سیاهبازی یا تخت حوضی همچون بازی اغراق شده و به وجود آوردن طنز کلامی از طریق بیان کلمات با جابهجا گفتن حروف توسط شخصیت سیاه برای خنداندن بهره میجوید، اما این حسن را دارد که مجبور نیستید همانند یکی از این کمدیهای سوپرمارکتی به نمایش چگونگی توالت رفتن یکی از بازیگران که دستش در بخشی از فیلم به دست بازیگر دیگر دستبند شده، بخندید.
سعید توجهی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: