گفتگو با یاسر جعفری، بازیگر سریال «جراحت»

سهم امیرحافظ در جراحت

سیدیاسر جعفری که این روزها او را در نقش امیرحافظ در سریال جراحت می‌بینیم جوانی است که به قول خودش بازیگری و ورود به این دنیای پرهیجان برایش همیشه دغدغه بوده است. او به واسطه حضور در کلاس‌های آموزش بازیگری امین تارخ رسما وارد دنیای بازیگری شده و تا به حال در فیلم‌های سینمایی دختران و اتوبوس به ایفای نقش پرداخته است. حضور او در سریال جراحت اولین تجربه تلویزیونی او به شمار می‌آید. جعفری همه هدفش رسیدن به مراحل بالاتر بازیگری است. او از روندی که تا به حال سپری کرده راضی است. با جعفری به گفتگو نشستیم تا او برایمان از نقش امیرحافظ بیشتر بگوید.
کد خبر: ۳۵۳۱۰۵

کلید بازیگری شما چگونه زده شد؟

من 2 سال پیش به طور حرفه‌ای کارم را در این زمینه آغاز کردم. البته همیشه بازیگری دغدغه‌ام بود و علاقه خاصی به این حرفه داشتم و دوست داشتم بازیگری را به عنوان یک شغل انتخاب کنم بنابراین در کلاس‌های آزاد بازیگری آقای امین تارخ ثبت‌نام کردم و آموزش دیدم.

چرا به این حرفه علاقه‌مند شدید؟

چون در این کار تنوع زیادی وجود دارد و مانند مشاغل دیگر نیست که آدم را خسته کند و به تکرار بیندازد. هیچ گاه دوست نداشتم کارمند باشم تا هر روز مجبور شوم یک کار تکراری را انجام دهم. بازیگری این اجازه را به من می‌دهد که هیجان داشته باشم.

خب در بازیگری دوست داشتید به چه چیزی برسید؟

به خود بازیگری. نمی‌گویم لذت این کار را دوست ندارم اما مهم برای من خود بازیگری است. خیلی دوست دارم متن یک نویسنده را به واسطه بازی‌ام زنده کنم.

پس به جای دیگران زندگی کردن را می‌پسندید؟

خیلی زیاد. من به جای دیگران هم می‌توانم فکر کنم و هم می‌توانم در موقعیت‌های مختلف قرار بگیرم.

اما در حال حاضر رقابت زیادی در این عرصه بین هم‌نسلان شما وجود دارد. با این موضوع چطور کنار می‌آیید؟

می‌توانم بگویم من کمی هم شانس آوردم. البته ناگفته نماند که در مدت آموزشم تمرینات زیادی را انجام می‌دادم که بسیار موثر بودند.

و اما جراحت، از حضورتان و نقش امیرحافظ بگویید.

من پیش از جراحت در 2 فیلم سینمایی بازی کرده بودم. یکی دختران به کارگردانی قاسم جعفری و دیگری اتوبوس به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور و از همان زمانی که در فیلم اتوبوس بازی می‌کردم قرار شد نقش امیرحافظ را نیز در جراحت بازی کنم.

فکر می‌کردید که این قدر زود کاروبارتان بگیرد؟

بله، ولی اعتراف می‌کنم که تصورم این قدر سریع نبود، اما از آن آدم‌هایی هستم که در هر کاری که وارد می‌شوم پی‌اش را می‌گیرم تا بالاخره به یک نتیجه‌ای برسم.

شما از سینما به تلویزیون آمدید. این سیر چگونه بود؟ آیا تاثیری در بازی‌تان مقابل تلویزیون داشت؟

بله، قطعا تاثیر می‌گذارد چون بازی در سینما به مراتب سخت‌تر است و امکان خطا حداقل است، اما در تلویزیون کار به این سختی نیست. هر چند که در تلویزیون بازیگر به واسطه مخاطب گسترده‌اش بیشتر مورد قضاوت قرار می‌گیرد. این موضوع در سینما وجود ندارد یا حداقل کمتر است.

قصه جراحت را چقدر دوست داشتید؟

به نظرم سعید نعمت‌الله یکی از نویسندگان خوب و بادرایت است که با سن و سال کمش بسیار پخته و سنجیده می‌نویسد. به عقیده من در جراحت جنبه‌هایی به تصویر کشیده شد که تا بحال ندیده بودیم.

قصه امیرحافظ را چقدر باورکردید؟

باور کردم که توانستم در قالب او فرو روم و نقش را بازی کنم.

نظرتان در مورد دیالوگ‌های خاص سعید نعمت‌الله چیست؟

من هم قبول دارم که دیالوگ‌های او، دیالوگ‌های خاصی است، اما ما برای ادا کردنش مشکلی نداشتیم چون قبل از کار، دورخوانی داشتیم و از همان موقع من دیالوگ‌هایم را حفظ می‌کردم و ملکه ذهنم شده بودند. بنابراین ادا کردنش کار سختی نبود.

چقدر زمان داشتید تا به امیرحافظ برسید؟

من بلافاصله پس از اتمام کارم در فیلم اتوبوس به این سریال پیوستم. فکر می‌کنم اسفند سال گذشته بود و فروردین هم کلید زدیم. زمان زیادی نداشتم اما در همین مدت کم هم توانستم به امیرحافظ برسم.

بازی مقابل استاد چطور بود؟ منظورم امین تارخ است؟

آقای تارخ هم استادم هستند و هم دوست خوبم. خیلی هم خوب با جوان‌ترها ارتباط برقرار می‌کنند. به هر حال تجربه خیلی خوبی بود. توانستم در کنار اساتیدی مثل خانم قاسمی، آتنه فقیه‌نصیری و آقای عمرانی بازی کنم.

اضطراب نداشتید؟

خیر، اتفاقا به نظرم هر چقدر که نقش مقابلت قوی‌تر کار کند آدم اعتمادبه‌‌نفس هم زیادتر می‌شود.

شما با یک سریال مناسبتی به تلویزیون آمدید و معمولا سریال‌های مناسبتی هم بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. ترسی از این که زیرتیغ منتقدان خواهید رفت نداشتید؟

به هر حال ترس از دیده شدن وجود دارد.

و همین طور پذیرفته شدن؟

بله، ولی از نقد هراسی ندارم و تا به حال هم خیلی از نقدها را خوانده‌ام.

مساله‌ای که در مورد امیرحافظ وجود دارد این است که او نسبت به اکرم بلاتکلیف است و نمی‌داند که می‌خواهد چه کار کند. چرا او تا این حد دودل و سرگردان است؟

چون او اساسا شخصیتی است که بدون فکر کار می‌کند و بعد از انجام دادن کارها تازه فکر می‌کند. او دو طرف را می‌خواهد، اما آن دو طرف می‌خواهند که او فقط یک طرف را بخواهد. بنابراین بین زن و مادرش نمی‌داند باید کدام را انتخاب کند. در صورتی که اکرم عاقلانه‌تر رفتار می‌کند.

امیرحافظ چند درصد سهم شما و چند درصد سهم کارگردان و نویسنده است؟

صددرصد سهم من و نویسنده و کارگردان است. من بیش از تصویربرداری برای امیرحافظ شناسنامه‌ای را طراحی کردم و آقای عسگرپور و سعید نعمت‌الله هم بسیار کمکم کردند و جزییات این شخصیت‌ را برایم توضیح دادند.

حرکت یا دیالوگ خاصی را خودتان به امیرحافظ اضافه نکردید؟

یادم نیست، اما پیشنهادهای زیادی را همان موقع می‌دادم که مورد قبول قرار می‌گرفت، ولی به طور اخص می‌توانم بگویم سبک خنده‌های امیرحافظ مال خودم است.

بداهه هم می‌گفتید؟

خیلی کم، چون فیلمنامه آن قدر کامل بود که نیازی به این کار نبود.

بهترین ‌سکانس جراحت از نظر شما کدام سکانس است؟

دعوایی که در خانه پامنار شکل گرفت آن هم بین انسی، اقدس و اکرم. آن سکانس را خیلی دوست دارم.

جنس بازی‌تان بین اولین سکانس و آخرین سکانس چقدر فرق کرده بود؟

خب قطعا خیلی پخته‌تر شده بود. هر سکانسی که تمام می‌شد یک تجربه تازه به من اضافه می‌شد.

آخرین سکانسی که بازی کردید، کدام بود؟

همان آتش گرفتن خانه ونک.

فشار کار زیاد بود یا خیر؟

خیر. ما دقیقه 90 شروع به کار نکردیم بنابراین فرصت کافی داشتیم. درست روز اول ماه رمضان کار ما تمام شد.

قبول داری که یک جاهایی امیرحافظ حرص مخاطب را در می‌آورد؟

بله، چون بلاتکلیف است. او فقط ازدواجش را باور کرده است. برای همین راحت رفت سر زندگی‌اش و در عالم بچگی‌اش پناه برد به کامیاب. به هر حال او در شرایط بدی قرار گرفته بود.

خانواده‌ای که در جراحت می‌بینیم برعکس این که خیلی سنتی هستند اما خیلی زود از هم دور می‌شوند. این مساله را قبول دارید؟

بله، چون در یک شرایطی قرار گرفته‌اند که باید خیلی چیزها برایشان حل شود. بنابراین چاره‌ای ندارند و مجبورند که از هم فاصله بگیرند.

اما پس از مدتی با یک خانواده اصیل و هویت‌دار روبه‌رو شدیم که همین خودش خوب بود؟

بله، کاملا حرف شما را قبول دارم. من این جو صمیمی را خیلی دوست دارم. خانواده پدربزرگ من هم همین طور هستند و از این طریق خودم این جو را حس کرده بودم و برای خودم بودن در این خانواده سنتی شیرین و دلنشین بود.

دوست دارید چه نوع نقش‌هایی را بازی کنید؟

من همه جور نقش را دوست دارم و می‌خواهم تجربه کنم و بیاموزم.

اگر نقشی مثل امیرحافظ دوباره به شما پیشنهاد شود می‌پذیرید؟

خیر، حتی اگر به قیمت این باشد که مدت زیادی کار نکنم.

کار با با مهدخت مهدوی‌فر یا همان اکرم چطور بود؟

خوب بود، او تجربه‌ اولش بود اما خیلی خوب با هم همگام شده بودیم. البته عوامل پشت صحنه هم بسیار ما را یاری کردند.

فکر می‌کردید که جراحت در بین دیگر کارهای ماه رمضان موفق شود؟

بله، هم بخاطر داستان خوبی که داشت و هم بخاطر وقت کافی که داشتیم، حتما کار مورد قبول قرار می‌گرفت. به هر حال خوشحالم که مخاطبین هم جراحت را دوست داشتند.

در این مدت چقدر امضا دادید؟

خیلی زیاد اما باور کنید حس خاصی برایم نداشت.

در بین سریال‌های مناسبتی امسال کدام یک را دیده‌اید؟

در مسیر زاینده‌رود را دیدم و به نظرم کار خیلی موفقی است.

یک انتقاد به سریال جراحت البته به عنوان یک مخاطب؟

فعلا نمی‌توانم آن را نقد کنم چون بسیار دوستش دارم.

عصیان جوان‌ها

در سریال جراحت «امیر حافظ» و« اکرم» نمونه‌ای از میلیون‌ها جوانی هستند که در کشور ما زندگی می‌کنند. جوان‌هایی که با تربیت سنتی بزرگ شده‌اند و می‌دانند که باید به بزرگترها احترام بگذارند و روی حرف آنها حرفی نزنند. بزرگ‌ترها می‌توانند برای امروز و فردای آنها تصمیم بگیرند و جوان‌ها بنا به احترام از این برنامه‌ریزی تبعیت می‌کنند، اما اگر برنامه‌ریزی بزرگ‌ترها از روی منطق نباشد، جوان‌های امروزی این برنامه‌ریزی را تاب نخواهند آورد؛ اتفاقی که در سریال جراحت به زیبایی ترسیم شد. آنجایی که امیرحافظ و اکرم در کلانتری اعلام می‌کنند که پدر و مادر ندارند و همچنین آنجایی که امیر حافظ در همین کلانتری فریاد می‌زند که حاضر است در زندان بماند، اما با پدر و مادرش نرود.او فریاد نسلی است که از برنامه‌ریزی بزرگ‌ترها خسته شده است چون بزرگ‌ترها فقط روی منافع خودشان برای جوان‌ها تصمیم می‌گیرند. آنها اول خودشان را می‌بینند و بعد فرزندانشان را.جوان امروز این خودخواهی را می‌بیند، صبر می‌کند، اما عاقبت کاسه صبرش لبریز می‌شود علیه همه این خودخواهی‌ها بر می‌آشوبد. جراحت می‌تواند برای خانواده‌های ایرانی هشداری جدی باشد؛ وقتی جوان‌ها با صبوری پای خانواده و تصمیمات آن می‌ایستند، بزرگان خانواده هم باید جانب اعتدال را نگه دارند و آینده جوانان را با خودخواهی‌های خود نابود نکنند.

محبوبه ریاستی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها