در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر چه بیشتر از عرضه آخرین نسل کنسولها میگذرد، اقدامات نوآورانه تولیدکنندگان در مورد امتیازات این کنسولها بیشتر میشود. یکی از این کارها، استفاده از شبکههایی است که هر یک از کنسولهای اکسباکس و پلیاستیشن3 بهآن متصل میشود. طلوع مردگان2: پرونده صفر (Dead Rising 2: Case Zero)، یکی از همین تکههایی است که بصورت محتوای قابل دریافت در شبکه اکسباکسلایو وجود دارد و کم از سری بعدی این بازی که قرار است ماه آینده عرضه شود، ندارد و برای طرفداران این بازی اکشن ضدزامبی حتما پیشنهاد میشود.
این بازی طعم و بوی یک بازی در راه را کاملا در خود دارد اما نباید بگذارید این بازی فوقالعاده ولی کوتاه، هیجان شما را برای بازی اصلی کم کند. این تکه همانند یک گاز از غذایی خوشمزه است و مجبورید برای چشیدن کامل غذا، یک ماه صبر کنید.
در این فاصله، داستان و محیط منحصربهفردی که فقط برای این محتوا ایجاد شده است، شما را برای بازی اصلی آماده خواهد کرد. نسبت به 4 سال پیش که نخستین نسخه طلوع مردگان عرضه شد، گیمپلی بازی دستخوش تغییرات زیادی شده است ولی ساختار استرسزای آن کماکان حفظ شده و بهاوج خود رسیده است.
پرونده صفر سهسال پس از رویدادهای نخستین طلوع مردگان رخ میدهد، اما هجوم زامبیها هنوز متوقف نشده است. چاکگرین بهجای فرانکوست نقش ستاره ماجرا را بازی میکند. البته چاک یک مشکل خیلی جدی دارد، دختر 6ساله وی توسط یکی از همین هیولاها گاز گرفته شده است. خوشبختانه بیماری کاملا به بدن وی سرایت نکرده و هر دوازده ساعت باید داروی زامبرکس را بهوی تزریق کرد تا بیماری را دور نگه داشت.
این مشکل موقعیتی را در بازی ایجاد میکند که بهدنبال داروهای مهم بگردید و بتوانید دلیل موجهی برای حمله بهدل زامبیها پیدا کنید. صرفنظر از مدت کوتاه این بازی (که طی یکی دو ساعته بهپایان میرسد)، قصه بازی کاملا طویل است. پویش کوتاه و ساده برای نجات جان کودک، هیچ پیغامی علیه هیچ شرکت و جنبشی در خود ندارد و همه چیز کاملا جالب بهنظر میرسد و بسته به شیوه بازی شما، پایانهای مختلفی برای این محتوا در نظر گرفته شده است و همین باعث میشود که این بازی کوتاه ارزش چندین بار بازی کردن را داشته باشد.
ساختار بازی در طلوع مردگان کاملا هوشمندانه است. حرکت در دنیا آزاد است و محدود به عبور از مسیر خاصی نیستید، اما وقتی بهدنبال کامل کردن ماموریتها و کشتن زامبیها هستید، باید حواستان به تیکتیک ساعت نیز باشد. ساعت بازی نیز سریع میگذرد و باید حواستان به یافتن دارو باشد تا بتوانید زنده از شهر خارج شوید و اگر یک ماموریت را از دست دادید، دیگر وقت بازگشت ندارید.
هر چند که ساختار بازی نسبت به بازی قبلی تغییر چندانی نکرده، اما شیوه بازی کمی متفاوت از نسخه قبلی است. ذخیره بازی در 3 جای جداگانه انجام میشود، بنابراین دیگر نیازی نیست نگران این باشید که آیا ماموریت قبلی را درست رفتهاید یا نه؟ و میتوانید بهمراحل قبلی بازگردید. همچنین نگرانیای که از گذشت زمان ایجاد میشود، شما را حتی بیشتر از هجوم زامبیها مستاصل میکند. خط مشی بازی شما را بهجلو میراند و مجبورتان میکند در این دنیا باقی بمانید و هر انتخابی که بکنید، باید مسوولیت آن را نیز قبول کنید و عواقب آن را تحمل کنید.
شهر استیلکریک که پرونده صفر در آن اتفاق میافتد، خیلی بزرگ نیست و میتوانید از یک گوشه نقشه طی یکی دو دقیقه به آن سوی نقشه بروید و بیش از ده دوازده ساختمان قابل ورود در این بازی وجود ندارد. از آنجا که باید در خیابانهای تکراری قدم بگذارید، این موضوع کمی دلسردکننده خواهد شد، اما در کل بازی لذتبخش است. نبردها نسبت به بازی قبلی کمی تغییر کرده است ولی همانند نسخه قبلی کاملا خونآلود است. هر چیزی که از روی زمین بردارید (از روزنامه و آشغال غذا گرفته تا جدول کلمات متقاطع) را میتوان علیه دشمنان نامرده بهکار برد. هر سلاحی یک نقطه ضعف دارد و بههمین دلیل میتوان از سلاحهای مختلف استفاده کرد و بدین ترتیب بهیک اسلحه تکیه نخواهید کرد.
نسبت به نسخه قبلی، بزرگترین تفاوت در نبردها ترکیب سلاحهاست. برخی از وسیلهها میتوانند با هم بهکار روند و بهابزارهای جالبی برای کشتن بدل شوند. مثلا میتوانید یک شاتگان را بهیک دوشاخه متصل کنید و چیزی بسازید که زامبیها از آن میترسند.
میتوان زامبیها را با نوک تیز این سلاح گیر انداخت و با شلیک یک گلوله، به آسمان فرستاد. همچنین میتوان این دوشاخه را با افزودن یک باتری، به یک شوکدهنده نیز بدل کرد. در طول بازی، چندین روش برای ترکیب اشیا بهشما ارائه میشود.
بهیاد داشته باشد که این ترکیبها محدود هستند و نمیتوان یک آجر را لای روزنامه پیچید و به یک پنجره پرتاب کرد.
کل بازی یک غولآخر دارد که زامبیها در مقابل وی کاملا موجودات متمدنی بهنظر میرسند؛ هرچند نبرد با وی آسان است و آنقدر آیتم جانبخشی این ور و آن ور وجود دارد که از بابت مرگ خیالتان راحت است. البته بهدلیل داستان تاریک و سلاحهای مرگآوری که وی دارد، این مرحله از بازی را جذاب میکند.
همچنین در بازی یک مرحله وجود دارد که در آن، چاک که قبلا یک قهرمان موتورسوار بوده، مجبور به موتورسواری میشود.
این بخش از بازی بسیار کوتاه است، اما از بس که کنترل آن دشوار است، بهضعیفترین بخش این محتوا تبدیل میشود. ضرباهنگ داستانی پرونده صفر نیز کمی کند است و باید چندین فصل از بازی را پشت سر بگذارید تا نخستین آدمهای نجات یافته از چنگال زامبیها را ببینید.
دنبال کردن نجاتیافتهها جالب است ولی هوش مصنوعی بهکار رفته در کلههای نجاتیافتهها با زامبیها برابری میکند و باید مرتب آنها را هدایت کنید تا در چنگال هیولاها گرفتار نشوند. یک نکته دیگر که از طلوع مردگان قبلی در این بازی بهارث رسیده است، زمان بارگذاری زیاد آن است. هر موقع که بخواهید بازی را ذخیره کنید، باید تقریبا یکی دو دقیقه صبر کنید.
در این چهارسال تغییرات زیادی در بازی طلوع مردگان رخ نداده، ولی نمیشود با این فرض، این محتوای قابل دریافت را فراموش کرد. ساختار منحصربهفرد و مبتنی بر زمان این بازی، متفاوت از دیگر بازیهای ژانر دنیای آزاد است که قبلا دیده شده است و هر کسی که از بازی اصلی لذت برده باشد، این بازی را هم فوقالعاده زیبا خواهد یافت و زمان زیادی را برای سپری کردن بازی با دیدن آخربازیهای متفاوت سپری میکند.
محمدرضا قربانی
منبع: گیماسپات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: