صبح روز هفتم داستان مردی است خلافکار که بتازگی از زندان آزاد شده اما همسر و فرزندش حاضر به پذیرش او نیستند. همان روز اول آزادی او با تمامی جزئیات، 7 بار برای او تکرار میشود و او اگرچه سعی میکند از این تکرار در جهت اهداف سوء خود سود ببرد اما با دیدن نتیجه این اعمال، رفتار خود را اصلاح میکند و این مطلب ادامه مییابد تا آن که در روز هفتم زندگی تازهای را آغاز مینماید.
صبح روز هفتم اختیار و اراده انسانی را در تغییر سرنوشت خود آشکار کرده و این قدرت را به رخ او میکشد. همچنین در این اثر لزوم تسلیم انسانی را در برابر حقایقی همچون مرگ بیان کرده و خارج از اراده بودن آن را بدرستی و با حفظ اختیار انسان آشکار مینماید.
نکته مهم دیگری که باید درباره صبح روز هفتم به آن اشاره کرد، تاکیدی است که این فیلم بر نقش تعلیم در تربیت انسانی مینماید و حضور یک مربی یا یک معلم را ضروری میشمرد. صبح روز هفتم با بهرهگیری از تلمیحی شیرین و بجا به مقایسه تربیت انسان و اسب پرداخته و بیان میدارد که انسان به تربیتی فراتر نیازمند است و آن تربیتی است که سبب تعالی روحی و اخلاقی شخص گردیده و به همین دلیل است که از وجود یک پیرمرد ساده اهل معرفت در داستان کمک گرفته و فطرت شخصیت اصلی داستان را بیدار مینماید.
صبح روز هفتم مفهوم ساده اما پرارزشی را در قالب یک فیلم با درونمایه طنز به شایستگی بیان میدارد. زبان فیلم، شیرین و قابل فهم است و برای ارائه یک محتوای تربیتی ارزشمند نیز بدرستی از طنز بهره گرفته شده است که البته نمیتوان در این راه بازی خوب شهرام حقیقتدوست را نادیده گرفت.
طاهره باقری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم