مدارکی برای نجات از مرگ

یکی از مواردی که قتل در قانون مجازات اسلامی مجازات قصاص ندارد، دفاع مشروع و دفاع از ناموس است. چند سالی بود که من بازنشسته شده بودم و قضاوت نمی‌کردم و از این سوی میز به آن سوی آمده بودم و در جایگاه وکالت ایستاده بودم که یک پرونده تسخیری در اختیارم گذاشتند و از من خواستند که وکالت متهم آن را به عهده بگیرم.
کد خبر: ۳۵۲۱۹۷

پرونده را که خواندم، متوجه شدم یکی از پرونده‌هایی است که در آن دفاع مشروع اتفاق افتاده است و متهم برای دفاع از ناموس خود چاره‌ای جز این‌که قتل انجام دهد، نداشته است. آنچه این پرونده را با مشکل روبه‌رو می‌کرد، این بود که به اندازه کافی مدرک برای تبرئه متهم از قتل عمد جمع‌آوری نشده بود.

بعد از خواندن پرونده، اولین کاری که باید می‌کردم، ملاقات با متهم پرونده بود.او را در زندان دیدم و بعد از این‌که وکالت گرفتم از او خواستم که جزئیات پرونده را به طور کامل برایم بگوید.

ماجرا از این قرار بود که مرد جوان برای مهمانی به خانه یکی از دوستانش رفته و در آنجا مانده بود.

این‌طور که خودش می‌گفت، نیمه شب دوستش که در تهران با هم آشنا شده بودند به سراغ او رفته و می‌خواسته او را مورد آزار و اذیت قرار دهد که با مقاومت مرد جوان روبه‌رو شده است.

دوستش که مست بوده روی او چاقو کشیده و تهدید به قتل کرده بود. مرد جوان نیز برای این‌که بتواند از دام او رهایی یابد، طوری وانمود کرده بود که انگار قصد دارد به خواسته دوستش تن دهد اما او را غافلگیر کرده و یک ضربه به بدنش وارد می‌کند که همین ضربه هم باعث مرگ او شده بود.

مرد جوان از اتفاقی که افتاده بود خیلی ناراحت بود و می‌ترسید.به او قول دادم هر کاری که از دستم بر می‌آید برایش انجام دهم. به محل زندگی متهم رفتم و ضمن تحقیقات کامل از او، ‌استشهاد نامه‌ای هم جمع کردم.

بعد وضعیت اخلاقی مقتول را مورد بررسی قرار دادم و متوجه شدم که وی پیش از این نیز چنین مواردی داشته و خوش نام نبوده است.

ضمن این‌که باید نواقص پرونده را هم برطرف می‌کردم، به پزشکی قانونی رفتم و از آنها خواستم تا وضعیت مقتول را به لحاظ تحرک جنسی مورد بررسی قرار دهند. آن‌طور که گزارش شد، شواهدی به دست آمد که نشان می‌داد مقتول واقعا قصد آزار و اذیت را داشته است.

روز دادگاه فرا رسید و من در کنار متهم در دادگاه حاضر شدم. بعد از این‌که اولیای‌دم آمدند و تقاضای قصاص کردند‌ متهم در جایگاه حاضر شد و از خود دفاع کرد. پسر جوان هر آنچه را که درباره مقتول به من گفته بود، دوباره تکرار کرد.

من هم بعد از او دفاعیات خود را مطرح کردم و مدارکی را که از پزشکی قانونی داشتم به دادگاه ارائه کردم، ضمن این‌که یافته‌های خود را در مورد این‌که مقتول و قاتل چگونه افرادی بوده‌اند را به دادگاه ارائه دادم.

بعد از پایان جلسه دادگاه با توجه به مدارکی که ارائه شد، عمل متهم دفاع مشروع محسوب شد و او با پرداخت دیه از زندان رهایی یافت.

وکلا مانند پزشکان که قسم می‌خورند تحت هر شرایطی بیماران را درمان کنند، در آغاز کار خود قسم می‌خورند تا زمانی که موکل بخواهد از او دفاع کنند.

من در این پرونده وکیل تسخیری بودم و پولی دریافت نمی‌کردم اما نجات جان موکلم برایم از همه چیز مهم‌تر بود و خدا را شاکرم که توانستم این کار را بکنم.

منصور یاورزاده - قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها