در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شعر بالا یکی از شعرهای مجموعه «خنده در برف» از عباس صفاری است. برای این هفته خواندن این مجموعه شعر را پیشنهاد میکنیم. میتوانید آن را از نزدیکترین کتابفروشی بخرید یا از دوستانتان برای چند روز قرض بگیرید. صفاری متولد 1330 در شهر یزد است. خنده در برف هم سومین و آخرین دفتر شعر اوست که در اردیبهشت 89 وارد بازار کتاب شده است. «کبریت خیس» و «دوربین قدیمی» 2 دفتر شعر دیگر عباس صفاری هستند. تا حالا جز این سه دفتر شعر، کتابهای دیگری هم از او منتشر شده است که در حقیقت بیشتر کتابهای تحقیقی درباره شعر هستند. اگر تا حالا شعرهایش را خوانده باشید با زبان آن آشنایی دارید؛ توصیفات و آرایههایی که در واقعیت بخوبی میشود لمسشان کرد. خنده در برف هم مجموعهای از شعرهایی است که روال عادی زندگی هر روزه را نشان میدهد و پسزمینه بیشتر شعرهایش هم ناتوانی در ارتباط برقرار کردن یا سوءتفاهمهای سادهای است که در شعرهای صفاری خوب نشستهاند. خودش درباره شعرهای این مجموعه گفته: «در عصر اطلاعات ما با کمبود یا نبود دیالوگ مواجه نیستیم. مشکلات امروزی بشر بیشتر ناشی از برداشتهای متناقضی است که از گفتگوهای ساده و حتی دوستانه ارائه میشود.» این مجموعه شامل 58 شعر است که صفاری آنها را بین سالهای 83 تا 86 سروده است. خنده در برف، در 138 صفحه و با قیمت 2300 تومان توسط نشر مروارید چند ماه پیش وارد بازار شد. پشت جلد کتاب از قول منوچهر آتشی نوشته: این نوع نگاه به مرگ و زندگی، ربطی به پوچاندیشی اروپایی ندارد، بلکه نوعی بازی تازه یا به بازی گرفتن مرگ و زندگی هر دوست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: