در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خسی در میقات ، زن زیادی ، غربزدگی ، مدیر مدرسه ، نفرین زمین ، در خدمت و خیانت روشنفکران، دید و بازدید و... از جمله کتابها و آثار «سید جلال آلاحمد» هستند که نام و مضمونشان برای بسیاری از مردم و اهل قلم آشنا است.
جلال را بسیاری به عنوان قصهنویس میشناسند ـ البته اگر نمایشنامهنویسی را هم نوعی از ادبیات روایی و داستانی فرض کنیم ـ و عدهای دیگر او را مقالهنویس، روزنامهنگار و روشنفکری معرفی میکنند که همزمان به عنوان عنصری سیاسی فعالیت داشته است.
درباره آلاحمد فراوان گفته و نوشته شده است، اما آنچه که از آن میتوان به عنوان مهمترین مولفه شخصیتی او یاد کرد روحیه پویا و همواره در حال حرکت جلال است و همین روحیه باعث شد تا او از هر چیزی که نشانی از کهنگی، روزمرگی و عادت داشته گریزان باشد، حتی دقیقا همین روحیه جلال است که باعث میشود او که پدرش امام جماعت مسجد بود و در خانوادهای کاملا مذهبی رشد کرده بود تحصیل در نجف را رها کند و به دانشسرای عالی برود و ادبیات بخواند و باز همین روحیه و ریشه خانوادگی است که باعث میشود پایاننامه تحصیلاتش را با نام «احسن القصص» به سوره یوسف اختصاص دهد.
سید جلال آلاحمد به واقع شخصیتی پیوسته در جریان بود مردی که اهل سفر بود سفر به درون و سفر به برون و باز همین روحیه و سفر کردن دائم باعث شد از جوانی با انگشتری عقیق به دست و سری تراشیده یک مبارز چپ و عضو حزب توده به وجود بیاید و باز همین پیوستگی در رفتن او را دوباره در مسیر تکامل قرار داد و «توبه روشنفکری» کرد و میتوان گفت جلال آلاحمد با این توبه جریان روشنفکری اصیل و مردمی را از غربت درآورد.
سینا علیمحمدی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: