کارنامه تلویزیونی حسن فتحی

کارگردانی که مؤلف است

نام حسن فتحی بیش از سینما با تلویزیون گره خورده است، هرچند او در سینما نیز با همین چند فیلمی که ساخته توانایی و هنرش را به همه ثابت کرده است. توانایی او در سریال‌سازی به کار کردن در این مدیوم اعتبار ویژه‌ای بخشید و نظر بسیاری از سینماگران و منتقدانی را که نسبت به این رسانه بدبین بودند، تغییر داد.
کد خبر: ۳۵۱۴۰۹

 مجموعه‌های تلویزیونی همسایه‌ها، پهلوانان نمی‌میرند، فردا دیر است، روشن‌تر از خاموشی، شب دهم، میوه ممنوعه و مدار صفر درجه و تله‌تئاترهای معمای یک قتل، تله موش و فیلم تلویزیونی نسخه خطی حاصل 14 سال حضور و فعالیت مستمر حسن فتحی در عرصه برنامه‌سازی تلویزیونی است. اگرچه برخی کار کردن برای تلویزیون را سطحی و بی‌کیفیت می‌دانند، اما تجربه نشان داده است مدیوم تلویزیون با وجود طیف گسترده مخاطبانی که نسبت به سینما دارد، در جلب نظر آنان نیز تیزهوشی و توانایی بیشتری را می‌طلبد. چه ‌بسیار کارگردان‌های موفق سینما که در یک دهه اخیر به تلویزیون آمدند و سریال ساختند، اما با شکست مواجه شدند و نتوانستند موفقیت خود را در سینما تکرار کنند. این‌که در مدیوم تلویزیون و محدودیت‌های بیشتری که نسبت به سینما دارد، بتوان سریال‌های مخاطب و منتقدپسندی ساخت، نشانه هوشمندی و توانایی کارگردانش است و حسن فتحی در این زمینه کارنامه درخشانی دارد. نام او نخستین‌بار در تیتراژ مجموعه تلویزیونی همسایه‌ها (زمستان 1372) در مقام کارگردان دیده شد. مجموعه‌ای که برای ماه رمضان آن سال تدارک دیده شده بود و هر چند سکوی پرش بلندی برای او به شمار نمی‌آمد، اما استانداردهایی به مراتب بالاتر از اغلب مجموعه‌های آن زمان سیما داشت.

دومین مجموعه موفق او که بدون شک تا امروز با کیفیت‌ترین ساخته‌اش در مجموعه‌سازی محسوب می‌شود، مجموعه «شب دهم» بود که در نوروز 81 مقارن ماه محرم از شبکه یک سیما پخش شد. ظرافت قلم فتحی در تلفیق دو مضمون مذهبی و عاطفی، دقت در انتخاب مناسب نقش‌آفرینانی چون حسین یاری، پرویز پورحسینی، رویا تیموریان و بازی خوب بازیگر گمنامی به نام پرویز فلاح‌پور که پیشینه تصویری چندانی نداشت، همراه خوش‌سلیقگی شبکه یک سیما در برقراری تطابق زمانی میان شب‌های محرم سریال و شب‌های محرم آن سال و سرانجام کارگردانی حرفه‌ای فتحی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این موفقیت بودند.

‌این مجموعه تا‌ امروز آخرین موفقیت فتحی در جذب بینندگان میلیونی بوده‌ و سریال‌های فردا دیر است (1377)، روشن‌تر از خاموشی (1382) و مدار صفر درجه که به ترتیب با تمرکز ‌روی موضوعاتی مانند علل و ریشه‌های فردی و اجتماعی پیدایش بیماری‌های روانی و چگونگی درمان بهینه آنها، سرگذشت فیلسوف مشهور ایران زمین یعنی ملاصدرا و اوضاع سیاسی ایران و جهان در بحبوحه جنگ جهانی دوم و جهت‌گیری کشورمان در آن زمان (در بستر یک ملودرام) ‌روانه آنتن شده‌اند، آن طور که باید و شاید در جذب مخاطب موفق عمل نکرده‌اند.

اگرچه فیلمسازی در تلویزیون با سینما تفاوت‌های عمد‌ه‌ای دارد، اما آثار حسن فتحی از مولفه‌ها و عناصر سینمایی مشترکی برخوردار است که به کارهای او هویت و زبان ویژه‌ای می‌بخشد که می‌توان امضاء او را زیر همه این آثار شناخت. در این متن قصد داریم که همین عناصر و مولفه‌ها را مورد بازنگری و واکاوی قرار دهیم تا تصویر کلی و شناسنامه‌داری از آثار حسن فتحی را به تصویر بکشیم. همه آنانی که با سینمای حسن فتحی و آثارش آشنا هستند و یا به آن علاقه دارند، قطعا اولین و مهم‌ترین ویژگی حسن فتحی را در علاقه و دغدغه او نسبت به تاریخ می‌دانند. اغلب آثار او درونمایه تاریخی داشته که در بستر ساختار سینمایی قصه‌گو روایت می‌شوند. اگر جذابیت تاریخ را در ماهیت قصه‌پردازانه آن جستجو کنیم، باید راز موفقیت فتحی را در مهارت قصه‌گویی و روایت‌پردازی جذاب او بدانیم که توانسته است میان واقعیت تاریخی و زبان سینمایی نسبتی منطقی برقرار کند. از منظر نظری میان تاریخ و سینما می‌توان 3 نسبت کلی برقرار کرد.

در نگرش حسن فتحی تاریخ در سینما با تاریخ در مراکز آکادمیک متفاوت است و یک فیلمساز نمی‌تواند و نباید همچون یک دانشجو و پژوهشگر تاریخ به آن بنگرد. تفاوت نگاه مورخ و هنرمند در تاریخ به تفاوت ابزار کار آنها برمی‌گردد و سینما با زبان هنر (نه علم) تاریخ را روایت می‌کند.

توجه به تاریخ در آثار حسن فتحی یکسویه دیگر هم دارد و آن علاقه وی به تاریخ معاصر است. این گرایش را علاوه بر مجموعه‌های تلویزیونی می‌توان در آخرین اثر او «پستچی سه بار در نمی‌زند» بازیافت.

یکی دیگر از عناصر سینمای حسن فتحی که آن را هم به نوعی می‌توان در ذیل تاریخ‌گرایی او تقسیم‌بندی کرد، توجه او به دیالوگ‌پردازی است. قطعا یکی از عواملی که موجب جذابیت آثار او می‌شود، علاقه فتحی به جنس دیالوگ‌ها و پرداختن به آن است که البته این ویژگی نه صرفا در آثار تاریخی که حتی در آثار معمولی نیز به چشم می‌خورد. به عنوان مثال او در میوه ممنوعه که یک کار مناسبتی بود نیز به زیباشناسی دیالوگ‌ها و فاخر بودن آن اهتمام خاصی دارد یا در آخرین کار تلویزیونی‌اش «اشک‌ها و لبخندها» به نوعی دیالوگ‌پردازی موزون و شعرگونه می‌پردازد که بسیار شیرین و جذاب است. هم از این حیث و هم به خاطر برجسته بودن عنصر تاریخ در کارهای حسن فتحی بسیاری سبک او را در فیلمسازی با مرحوم علی حاتمی مقایسه می‌کنند که در جای خالی او غنیمتی ارزشمند به شمار می‌آید. یکی از تمهیدات ظریف و زیبایی او در قیاس دوره‌های سه‌گانه تاریخی معاصر در پستچی سه بار در نمی‌زند، به دیالوگ‌پردازی قصه برمی‌گردد که با هوشمندی بالایی صورت گرفته است. دیالوگ‌هایی که در کلمات قصار سینمایی، ماندگار خواهد شد.

اینک فتحی با ساخت سریال در مسیر زاینده‌رود، بازهم دست به تجربه‌گرایی تازه‌ای می‌زند و هوشمندی خود را در شکل متفاوتی از سریال‌سازی تلویزیونی با بهره‌گیری از فرهنگ و عناصر درام بومی و تلفیق آن با مولفه جذابی مثل فوتبال نشان می‌دهد و بین ورزش و سینما پل می‌زند و از ظرفیت‌های آن در عالم تصویر و قصه بهره می‌گیرد. شاید در مسیر زاینده‌رود، مسیر تازه‌ای را در برابر فتحی قرار دهد، چه در تلویزیون و چه در سینما.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها