گزارشی از نشست ادبی ماهانه عصر روشن

زشت و زیبای یک نسل

نشست‌های نقد و بررسی شعر و داستان موسوم به عصر روشن، نخستین پنجشنبه هر ماه در انتشارات عصر روشن برگزار می‌شود. آخرین نشست برگزار شده در این سلسله جلسات به موضوع «نسل جدید داستان‌نویسان ایرانی» اختصاص داشت. در این نشست، نخست یوسف علیخانی داستان «پناه بر خدا» از مجموعه «عروس بید» را سپس حسن محمودی، بخش‌هایی از داستان بلند «صبرایوب» و «محمدهاشم اکبریانی» داستان کوتاه «سیب‌زمینی و خنده» را برای حاضران خواندند و پس از آن نشست بررسی «نسل جدید داستان‌نویسی ایران» با حضور محمد قاسم‌زاده و علیرضا محمودی ایرانمهر برگزار شد.
کد خبر: ۳۵۱۲۵۷

نسل یا دوره، کدامیک؟

علیرضا بهرامی، مجری برنامه از منتقدان حاضر در نشست پرسید از نسل در حوزه ادبیات چه تعریفی دارند و چه ویژگی‌هایی باید بروز کرده باشد که براساس آن بتوان گفت یک نسل جدید داستان‌نویسی بروز کرده است.

محمد قاسم‌زاده با تاکید بر این که با طبقه‌بندی‌ براساس سن و سال، مخالف است، گفت: گاهی اتفاقاتی در دهه‌هایی رخ می‌دهد که با اتفاقات دیگری که به دنبال آن می‌افتد، قطع می‌شود. این‌گونه اتفاقات می‌توانند سر و ته دوره‌ای را مشخص کنند. برای مثال در دهه 1320 به لحاظ سیاسی اتفاقاتی افتاد که به ادبیات 12 سال بعد از آن رنگ و بوی خاصی بخشید و در سال 1332 با تغییر این حال و هوا، یک نسل ایجاد شد. ادبیات 1332 تا 1341 را نیز می‌توان دوره‌ای دانست که پر از یاس و ناامیدی است؛ در حالی ‌که ادبیات دوره‌ 1340 به بعد، ادبیاتی پرشور و مترقی است و اگرچه رنگ و بوی سیاسی هم دارد؛ اما فارغ از فشارهای احزاب و گروه‌های سیاسی است.

وی با بیان این‌که اتفاقات خارج از فضای ادبی بر ادبیات تاثیرگذارند، گفت: در دهه 80 فضای سیاسی چنان جامعه را به خود مشغول کرد که اگر ادبیات با آن همراهی نمی‌کرد، پرت می‌افتاد. من معتقدم؛ نسلی جدید از داستان‌نویسان ایران دارند، شکل می‌گیرند، اما این‌که بخواهیم شروع و انتهای این نسل را کجا بدانیم، چون در دل این دوره هستیم، برایمان ممکن نیست. جریان‌های ادبی که از دهه‌ 70 به وجود آمدند، ریشه‌ شکل‌گیری این نسل هستند، اگرچه برخی خیلی جرقه‌وار رفتند؛ اما افرادی از دل این جریان به وجود آمدند که باقی ماندند.

قاسم‌زاده در ادامه گفت: نسل جدید به ادبیات هوشیارتر نگاه می‌کنند، اگرچه این نسل مسائل بسیار زیادی خارج از ادبیات دارد، اما ادبیات او کمتر درگیر این فضاهاست.

وی به محروم بودن این نسل از وجود نشریات ادبی اشاره و خاطرنشان کرد: اگرچه اکنون امکانات فضای اینترنت و وبلاگ‌نویسی وجود دارد، اما آیا وبلاگ می‌تواند جای کتاب و مجله را برای نویسنده بگیرد؟ البته باید توجه داشت که این نسل امکانات ارتباطی بیشتری در اختیار دارد، نگاه به ادبیات جهان هم سرعت گرفته است، ضمن این که در دوره‌های پیش تعداد نویسندگان کم بود، اما امروز با جریانی متکثر روبه‌رو هستیم.

در ادامه، علیرضا محمودی ایرانمهر با اشاره به این که واژه «نسل» به خاطر همراه بودن با مفهوم زمان گمراه‌کننده است خواستار به کار بردن واژه جریان شد و گفت: تعدادی آدم‌ها با تعاملات اجتماعی، شیوه زندگی و نگاشتن همسو در این دوره هستند که می‌توان آنها را در یک جریان طبقه‌بندی کرد، برای مثال می‌توان آثار نویسندگانی چون پیمان اسماعیلی، حامد حبیبی و امیرحسین خورشیدفر را بررسی کرد که با وجود تفاوت‌های سبک شخصی قابل طبقه‌بندی در جریان هستند. وی گفت: اتفاقا من معتقدم می‌شود قضاوت کرد و این قضاوت خیلی هم پیشگویانه نیست؛ بلکه براساس آثاری است که می‌بینیم، می‌شود مقایسه کرد و به یک تصویر روشن از اتفاقاتی که دارد می‌افتد، رسید، اما زمان قضاوت می‌کند که کدام آثار می‌مانند و ماندگار خواهند شد.

ضعف‌های جریان جدید

موضوع دیگر نشست، ضعف‌هایی بود که این نسل یا جریان در کار خود با آن مواجه است. قاسم‌زاده جواب خود را با یادآوری یک موضوع آغاز کرد و گفت: وقتی از بورخس، مارکز و دکتروف که سبک کارشان با هم بسیار متفاوت است، می‌پرسند مهم‌ترین کتاب زندگی شما کدام است، ‌همه پاسخ می‌دهند «جزیره گنج» استیونسن، زیرا همه روایت را از او آموخته‌اند، حتی اگر با او مخالف بودند، ضدروایت نوشتند و روایت را به کار نبردند.

وی اضافه کرد: شما کتاب «چرا کلاسیک‌ها را باید خواند» ایتالو کالوینو را ببینید. در این کتاب، نویسنده از چندین نویسنده نام می‌برد؛ در حالی که خود کالوینو، یک نویسنده ضدروایت است، همه کلاسیک‌ها را تا نویسندگان متاخر فرانسوی خوانده است و حتی از 7 پیکر نظامی نام می‌برد و آن را از شاهکارهای شگفت ادبیات جهان می‌داند. خلأیی که من در این نسل می‌بینم، بی‌توجهی آنها به خواندن آثار کلاسیک است. نویسندگان باید به عمق ادبیات کلاسیک جهان و کشور خود بروند، حتی اگر بخواهند در مخالفت با آن حرف بزنند. قاسم‌زاده همچنین تاکید کرد: 80 درصد ادبیات کلاسیک ایران قابل خواندن نیست؛ اما در میان آن روایت‌هایی پیدا می‌شود که به نویسنده کمک می‌کند، زیرا گاهی مایه‌ها‌ی مدرنی در این داستان‌ها وجود دارد که به نویسندگان ما کمک کند تا دیدگاه‌هایشان قوام یابد. به اعتقاد او، مطالعه آثار کلاسیک باعث افزایش دایره واژگان نویسنده می‌شود.

البته محمودی ایرانمهر با اظهارات قاسم‌زاده موافق نبود، چراکه به گفته وی، نویسندگان جوان به خواندن آثار کلاسیک ایران و جهان علاقه دارند و حتی در حال بازنویسی آنها هم هستند. به گفته وی، نسل جدید با انتقاد از بی‌پروایی در دستکاری نحو زبان فارسی در آثار نسل جدید باعث به وجود آمدن یک نوع لحن محزون ملال‌انگیز و کمی ویرا‌نگر در زبان این نسل شده که اگر نتوانیم از این سیطره بیرون بیاییم، پیامد آن نبود ارتباطی است که با توده پیش می‌آید.

استقبال از آثار نسل جدید

در این قسمت از بحث، موضوع نشر و استقبال از چاپ آثار داستان‌نویسان جوان مطرح شد که محمودی ایرانمهر با اشاره به عدم وجود نسبت متعادل میان تولید و مطالعه آثار جدید در ایران گفت: بیش از 400 کتاب اول شعر و داستان در ایران چاپ می‌شود که با توجه به این‌ آمار، ما از فرانسه بیشتر کتاب چاپ اول داریم؛ اما مساله این است که چند کتاب در ایران دیده و خوانده می‌شود؟ مگر چقدر ظرفیت برای خواندن این آثار وجود دارد؟

او گفت: تا وقتی که انسان از فردیت درکی نداشته باشد و نیاز به آن پیدا نشود، نمی‌تواند رمان بخواند؛ زیرا رمان خواندن یک عمل فردی است. کوندرا می‌گوید زمانی که نهادهای اجتماعی در حال بازسازی اسطوره‌های مورد نیاز انسان هستند، ادبیات در خدمت این تعریف است. تا زمانی که ادبیات به یک نهاد اجتماعی تبدیل می‌شود و نوع نگاه را تغییر می‌دهد، شروع می‌کند به تعریف دوباره‌ جهان و به همین علت انسان نیازمند و علاقه‌مند به ادبیات است. چرا مردم به ادبیات علاقه‌مند هستند؟ چون نیازی را از آنها پاسخ می‌گوید؛ اما اگر در اینجا این علاقه وجود ندارد، به این علت است که این نیاز هنوز اساسا شکل نگرفته است و تازه دارد شکل می‌گیرد. وی در ادامه گفت: این که می‌بینیم نسلی از زنان خانه‌دار به وجود آمده‌اند که به نوعی از ادبیات نیاز دارند و «بامداد خمار» را می‌خوانند یا کتاب‌های رویا پیرزاد به چاپ‌های متعدد می‌رسند و یا نسلی به وجود آمده است که وبلاگ می‌نویسد و کتاب فرهاد جعفری را می‌خواند، تغییر را می‌بینیم؛ اما چند سال پیش بسیاری از کتاب‌ها نخوانده می‌ماند. بسیاری از نویسندگان مجبور بودند تا کتاب‌هایشان را بسختی به فروش برسانند. خود ما کتاب‌هایمان را می‌زدیم زیر بغلمان و می‌بردیم کتابفروشی؛ اما اکنون کتابی را چاپ می‌کنی و بدون آن‌که خودت به دنبالش بروی، به چاپ‌های چهارم و پنجم می‌رسد؛ این نشانه تغییر در جامعه است.

او در ادامه یادآور شد: نیاز به ادبیات است که از دل مدرنیته به وجود آمده است. جامعه‌ ایرانی اکنون به دلیل فکر و نیاز مدرن درک می‌کند مطبوعاتش چقدر به دردش می‌خورد و درواقع برای پر کردن اوقات فراغت او نیست.

در طول 15 سال اخیر می‌شود بررسی کرد و دید باز و بسته شدن روزنامه‌ها در فروش کتاب‌ها چقدر تاثیر می‌گذاشت. نسل جدید را با توجه به این واکنش‌ها باید بررسی کرد. چرا امروز کتاب حافظ خیاوی به چاپ هشتم و مجموعه داستان پیمان اسماعیلی به چاپ پنجم رسیده است؟ حتما چیزی پشت این اتفاق است و آن چیز چیست؟ درواقع اتفاقی دارد در ایران رخ می‌دهد و همه‌ داریم به آن واکنش نشان می‌دهیم، اما شکل این واکنش‌ها متفاوت است. محمود دولت‌آبادی هم واکنش نشان می‌دهد. وقتی او «نون نوشتن» را می‌نویسد، دارد واکنش نشان می‌دهد. همین امر است که نمی‌شود این نسل را از نظر سنی جدا کرد. همین است که من نمی‌توانم «نون نوشتن» را از نوشته‌ حامد حبیبی که یک نویسنده جوان است، تفکیک کنم. هر دو دارند به اوضاع ادبیات امروز واکنش نشان می‌دهند. محمودی ایرانمهر سپس در پاسخ به پرسش خبرنگار ما که پرسید چرا در ایران رویکرد به نوشتن داستان کوتاه بیشتر است تا رمان، تصریح کرد: رمان بیشتر خوانده می‌شود؛ اما تولید داستان کوتاه بیشتر است. جامعه در حال تجربه بیشتر با داستان کوتاه سروکار دارد؛ در حالی ‌که در جامعه‌ای مثل جامعه‌ اروپا که ادبیات در آن نهادینه شده، رویکرد به رمان بیشتر است. در جامعه ایران مثل آمریکا که رویکرد به نوعی تلاش برای کشف وجود دارد، به داستان کوتاه این اندازه بها داده می‌شود.

محمد قاسم‌زاده بحث را به سمت انتقاد از وضعیت آموزش ادبیات در مدرسه و دانشگاه برد و گفت: اگر در غرب به نویسنده توجه می‌شود، پل‌های این کار را هم دارند. من کتابی را دیدم که جزو 200 نسخه‌ای از یکی از آثار گونترگراس بود که ناشر اختصاصا برای منتقدان ادبی پیش از نشر منتشر کرده بود. در کشور ما، چند اثر نویسنده ما در دانشگاه‌ها نقد می‌شود؟ وقتی رئیس دانشکده‌ ادبیات می‌گوید، نام ادبیات را با رمان لوث نکنید، چه انتظاری وجود دارد؟

‌ آرش شفاعی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها