در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس ، شامگاه 22 بهمن سال 88، مأموران کلانتری 152 خانیآباد نو، از طریق مرکز فوریتهای پلیس از وقوع یک فقره درگیری منجر به قتل در منطقه پاسگاه نعمتآباد با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه با جسد غرق در خون جوانی روبه رو شدند که از ناحیه گردن مورد اصابت چاقو قرار گرفته و به قتل رسیده بود؛ حاضران در محل که از دوستان مقتول بودند، نام او را مرتضی عنوان کردند و گفتند در درگیری با فردی که حالت عادی نداشت به قتل رسید.
تحقیقات پلیس برای شناسایی متهم فراری آغاز شد و بعد از مشخص شدن هویت وی، 3 روز بعد در منزل مادر بزرگش شناسایی و دستگیر شد.
با اعتراف متهم به نام سعید، به ارتکاب قتل، قرار مجرمیت وی در دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 113 داگاه کیفری استان تهران ارجاع داده شد که صبح چهارشنبه 3 شهریور امسال به ریاست قاضی محمد سلطان همتیار برگزار شد.
متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: من کارگر قهوهخانه بودم و شب حادثه بعد از اینکه با دوستان در قهوهخانه قلیان کشیدم، به پارک رفته و آنجا مشروب مصرف کردیم. بعد از اینکه از دوستانم جدا شدم، در راه برگشت به خانه بودم که با 2 نفر درگیر شدم.
وی افزود: در حین درگیری با آنها، مقتول نیز به کمک آنها آمد و قصد داشتم با چاقویم ضربهای به سر مقتول بزنم که چاقو به گردنش برخورد کرد. با دیدن خون فراوانی که از مقتول خارج میشد، ترسیدم و به خانه مادربزرگم فرار کردم که 3 روز بعد دستگیر شدم.
متهم گفت: مقتول و همراهانش هیچ تقصیری در درگیری نداشتند و من به خاطر حال بدی که داشتم، این اتفاق تلخ را رقم زدم.
با گذشت 2 هفته از جلسه رسیدگی به پرونده، قاضی همتیار سرانجام، بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، متهم را به قصاص محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: