گفتگو با پروانه معصومی، بازیگر سریال «ملکوت»

قصه مرگ را پایانی نیست

کمتر کسی است که پس از این همه سال فعالیت، او را نشناسد یا از بازی‌های او خاطره‌ای نداشته باشد. او یکی از معصوم‌ترین بازیگران زن ایرانی است که بیش از هر چیز آرامشش در بازی‌هایش به مخاطب القا می‌شود. پروانه معصومی این روزها در نقش «آفاق» در مجموعه ملکوت ظاهر شده است.
کد خبر: ۳۵۰۹۹۴

او علاوه بر بازیگری کارگردانی هم می‌کند و تا به حال 2 فیلم کوتاه نیز ساخته است.

پروانه معصومی مانند همیشه با کمال آرامش و مهربانی منحصر به فردش پاسخگوی سوالاتمان شد.

مایلید مصاحبه را با ملکوت شروع کنیم یا خود پروانه معصومی و دلمشغولی‌های روزانه‌اش؟

بهتر است با ملکوت شروع کنیم. چون این سریال در حال حاضر روی آنتن است و بیشتر می‌توان در مورد آن بحث کرد.

پس از چگونگی حضورتان در این سریال برایمان بگویید.

دلایل زیادی وجود داشت که حاضر شدم در این سریال بازی کنم. اما اجازه بدهید این دلایل گفته نشود یا حداقل در زمان دیگری به آنها اشاره خواهم کرد.

زمانی که خواستید نقش آفاق را بازی کنید با یک فیلمنامه کامل روبه‌رو بودید یا تنها یک سیناپس (طرح اولیه)؟

فیلمنامه ملکوت کامل نوشته نشده بود و حتی هنوز هم آخر آن مشخص نیست. به هر حال این رویه‌ای است که متاسفانه چند سالی است باب شده و کمتر می‌بینیم که کارها قبل از ساخت از یک فیلمنامه کامل برخوردار باشند.

از نقش آفاق بگویید. این زن را چطور دیدید؟

من اصلا از آفاق راضی نیستم و شخصیت او با آن چیزی که در ابتدا فکر می‌کردم خیلی متفاوت است. او یک زن ساده و حتی توسری‌خور است که با این سن و سال حتی نمی‌تواند خودش به دیدن همسرش برود و حتما باید کسی او را به بیمارستان ببرد.

چه چیز مبهمی در مورد شخصیت آفاق برای شما وجود دارد؟

این که اگر او تا این حد ساده است پس طی این سال‌ها چه کسی زندگی را چرخانده و بچه‌ها را به ثمر رسانده است. او اصلا مثل زن‌هایی نیست که من تا به حال نقش آنها را بازی کرده‌ام. من هیچ وقت نقش یک زن بیچاره و ناتوان را بازی نکرده بودم و آفاق از این نظر تجربه اول من است.

خب در حین کار نسبت به این موضوع اعتراضی نکردید؟

خیر. به هر حال این چیزی بود که نویسنده می‌‌خواست. ضمن این که فیلمنامه هم کامل نبود و دائم می‌گفتند قرار است بهتر شود و من هم چیزی نمی‌توانستم بگویم چون نمی‌دانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد.

فکر می‌کنم بازی در ملکوت تجربه سختی برای شما است.

سخت نه، اما کار فشرده بود و چون بازیگران زیادی هم در این سریال بازی می‌کردند دائم گروه کارگردانی در حال رج زدن سکانس‌ها و پلان‌ها بودند و برای همین از این لوکیشن به آن لوکیشن می‌رفتیم که از این نظر وقتمان هم بسیار گرفته می‌شد.

در مورد بازیگر مقابلتان یعنی آقای شریفی‌نیا بگوید. معمولا وی در نقش‌های طنز و پرهیجان ظاهر می‌شود. چطور توانستید با این همه آرامشی که همیشه در شما وجود دارد با این بازیگر هماهنگ شوید؟

به نظرم نقش آقای شریفی‌نیا، نقش ساده‌ای نیست آن هم با توجه به قصه تلخی که ملکوت دارد. به هر حال فتاح صبح از خانه بیرون می‌رود و بر اثر یک اتفاق مجبور می‌شود با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم کند. به نظرم آقای شریفی‌نیا توانسته‌اند این نقش را شیرین کنند و به آن چفت و بست بدهند.

فکر می‌کنید قصه ملکوت چقدر می‌‌تواند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد؟

خیلی زیاد! ملکوت قصه آدمی است که در برزخ اسیر شده و نمی‌داند که تکلیفش چیست و در وهله اول آدم متوجه می‌شود که چقدر مرگ به او نزدیک است.

خب فکر نمی‌کنید تکرار این قصه‌‌ها برای مخاطبان دیگر جذابیتی نداشته باشد،چرا که در اکثر سریال‌های مناسبتی به این مساله اشاره شده است. مثل سریال اغما و ‌...؟

خیر. اتفاقا مرگ تنها مساله‌ای است که قصه آن هیچ وقت کهنه نمی‌شود و باید هر از گاهی یاد انسان‌های فراموشکار بیندازیم که مرگ در یک قدمی ماست. خیلی آدم‌ها هستند که در لحظه مرگ آرزو دارند فقط یک روز دیگر به آنها مهلت داده شود. پس قصه مرگ نه شعاری است و نه تکراری.

فکر می‌کنید در سریال‌های امروز مطرح کردن چه نوع موضوعاتی تکراری و ناخوشایند است؟

سوال خوبی را مطرح کردید. من نمی‌دانم چرا دوستان اصرار دارند دامادهای خانواده همیشه آدم‌های بد و مکاری باشند. آخر همه دامادها که بد نیستند.

کارگردانی محمدرضا آهنج چطور بود؟

خیلی دلگرم‌کننده و خوب بود و برای رسیدن به نقش آفاق بسیار من را همراهی کردند. آقای آهنج به عنوان کارگردان قدر بازیگرانش را می‌داند و در طول کار از آنها حمایت می‌کند.

اگر قرار باشد نقدی نسبت به این مجموعه داشته باشید چه خواهید گفت؟

مهم‌ترین نقدی که وجود دارد این است که زمان‌بندی در این سریال اصلا درست نیست و از این نظر بسیار اشتباه وجود دارد. البته نقدهای دیگری هم هست.

خانم معصومی، حس دلسوزی نسبت به آفاق دارید؟

خیر. هرگز دلم برای او نمی‌سوزد. آفاق زن ضعیفی نیست. آفاق مهجور نیست. متاسفانه من نتوانستم با نویسنده رودررو شوم و تنها از طریق پیغام با یکدیگر در ارتباط بودیم و از این نظر تا به حال سابقه نداشت که من با نویسنده‌‌ام نتوانم صحبت کنم.

فکر می‌کنید در نهایت ملکوت توانست تاثیرش را روی مخاطب بگذارد؟

امیدوارم به هدفش رسیده باشد. در این مدت خیلی‌ها را دیدم که نظرشان نسبت به دنیا عوض شده است و می‌گویند به فکر فرو رفته‌ایم. به نظرم این خودش می‌تواند یک اتفاق خوب باشد.

و اما برسیم به خود پروانه معصومی. هیچ‌وقت الگویی برای بازیگری داشتید؟

هیچ‌وقت کسی را برای خود الگو قرار نداده‌ام، اما بسیاری را تحسین‌ کرده‌‌ام.

می‌توانید مثال بزنید؟

بازی جین فوندا را خیلی دوست دارم. هر بار که او را روی پرده دیده‌‌ام فراموش کرده‌ام او مقابل دوربین بازی می‌کند. چون بسیار راحت بازی می‌کند.

در بازیگری به تکنیک اعتقاد بیشتری دارید یا حس؟

به نظرم مکمل یکدیگر هستند. البته بعضی از صحنه‌ها بیشتر حس را می‌طلبند تا تکنیک مثل صحنه‌ای که باید گریست. اگر با اشک مصنوعی این صحنه‌ها گرفته شود آن حس آن طور که باید به مخاطب القاء نمی‌شود.

چرا در اکثر نقش‌هایتان یک معصومیت خاصی وجود دارد؟

ببینید معصومیت و آرامش چیزی نیست که بشود آن را بازی کرد بلکه باید در وجود آدم باشد. بنابراین این آرامش نشات گرفته از درون خودم است.

خانم معصومی فکر می‌کنید در طی این سال‌‌ها توانسته‌‌اید همه آن چیزهایی که در دنیای بازیگری وجود داشته را تجربه کنید؟

خیر، فکر نمی‌کنم. اگر چه هر کاری تجربه خاص خودش را به همراه دارد، اما این دنیا آنقدر وسیع است که هیچ وقت سیرابت نمی‌کند.

کدامیک از نقش‌هایی که تا به حال بازی کرده‌اید به شخصیت واقعی شما نزدیک‌تر بوده است؟

نقشی که در سریال پلیس جوان داشتم تقریبا به من نزدیک بود اگر به حاشیه نمی‌رفت و ادامه پیدا می‌کرد.

متفاوت‌ترین نقشی که تا به حال بازی کرده‌اید؟

نقشی که در سریال «تا صبح» داشتم. این نقش خیلی جای کار برایم داشت. زنی که در سریال «تا صبح» بود خیلی جاها برای حفظ آبرویش کوتاه می‌آمد و صبر می‌کرد. او چون مهر طلاق روی پیشانی‌اش خورده بود نمی‌توانست در برابر خیلی از اتفاقات از خودش دفاع کند در صورتی که او حق زندگی داشت.

در مورد ملکوت حرفی باقی‌مانده است که بخواهید آن را مطرح کنید؟

بله. امیدوارم بعد از پایان سریال بتوانیم نشستی با نویسندگان ملکوت داشته باشیم تا بایدها و نبایدها را از زبان خودشان بشنویم چرا نباید کارگردان و بازیگران از اتفاقات قصه باخبر باشند. این چه رمز و رازی است من نمی‌دانم. به هر حال امیدوارم در انتهای کار این اتفاق بیفتد.

بعد از ملکوت چه کاری را از شما خواهیم دید؟

تصمیم دارم مدتی هیچ نقشی را نپذیرم. بایدکارهای عقب افتاده‌ام را سر و سامان دهم. چند تا داستان کوتاه نوشته‌ام که باید آنها را نهایی کنم و یک فیلم مستند هم در دست ساخت دارم که باید آن را تمام کنم.

هنوز هم در شمال زندگی می‌کنید؟

بله در منطقه‌ای از گلستان. این سرزمین مرا به رویاهایم پیوند می‌دهد و از آرامش خوبی برخوردار هستم.

اگر اشتباه نکنم تا به حال 2 فیلم کوتاه هم ساخته‌اید. درست است؟

بله. تا به حال 2 فیلم کوتاه ساخته‌‌ام. یکی از فیلم‌ها عاشقی نام دارد که درباره تخت سلیمان و رمز و رازهایش است و دیگری «چشمان پدر» نام دارد که درباره زندگی یک جانباز است.

محبوبه ریاستی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها