به گزارش ایسنا، سایت اینترنتی زود دویچه آلمان در تحلیلی تحت عنوان "جنگی که همه در آن بازنده شدند" نوشته است:
« جرج بوش، رییسجمهور سابق آمریکا با ترسیم سناریوها و اخطاراتی چون "از طریق به کارگیری سلاحهای شیمیایی، بیولوژیکی و هستهای با قلع و قمع تروریستها میتوانیم به اهدافمان دست یابیم" راهاندازی جنگ عراق را توجیه کرد.
بوش در سخنرانی خود در 18 مارس سال 2003، مجموعا 5 بار از واژه سلاحهای کشتار جمعی استفاده کرد. وی با اشاره به ارتباط عوامل 11 سپتامبر با صدام و تروریستهای القاعده اقدام به ترسیم سناریوی وحشتناکی کرد که از آن طریق بتوان لشگرکشی علیه عراق را امری اجباری جلوه داد. دو روز پس از این سخنرانی بوش جنگ عراق آغاز شد.
پس از گذشت 7 سال، باراک اوباما جانشین وی آخرین نیروهای نظامی را از عراق خارج کرد. بررسی نتایج جنگ عراق نشان میدهد که این تهاجم کاملا چیزی متفاوت از آن چیزی بود که بوش آن را ادعا کرد. از سلاح کشتار جمعی آن طور که بوش از آن سخن گفت، خبری نشد و روز به روز بر تلفات عراقیها افزوده شد. عراق همچنان به عنوان یکی از ناامنترین نقاط جهان هر روز شاهد انفجارهای پیاپی میباشد.
دموکراسی بوش در عراق که قرار بود طبق الگوی غربی ایجاد شود تنها در حد حرف بود. این کشور هنوز نیز شاهد اختلاف و بیاعتمادی بین شیعیان، اهل تسنن و کردها میباشد. علاوه بر این انتخابات پارلمانی این کشور نیز نتوانست اوضاع این کشور آشفته را پنهان کند.
خونبهای هزاران عراقی از سال 2003 بسیار گزاف بوده است، به طوری که مقامهای سرشماری عراق از کشته شدن بیش از 100 هزار غیر نظامی عراقی از زمان حمله آمریکا یعنی سالیانه حدود 14 هزار تن خبر دادهاند. البته برخی از سازمانها نیز تعداد کشته شدگان را بسیار بیشتر ارزیابی کردهاند.
تصاویر غیرنظامیان کشته شده در خیابانهای عراق خشم روزافزون از تجاوزگران آمریکایی را در این کشور موجب شده است.
عکسهای شکنجه در زندان ابوغریب حاکی از آن بود که اظهارات بوش که قرار بود نوید صلح و امنیت برای مردم تحت فشار عراق باشد تنها مهملاتی بیش نبوده است.
همچنین جنگ عراق زیانبارترین جنگ برای نسل جدید آمریکا بوده است؛ برجای گذاشتن دهها هزار سرباز روانی یکی از پیامدهای جدی این جنگ است.
پیامدهای دیپلماتیک این جنگ را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ میان آمریکا و برخی کشورهای مخالف این جنگ فاصله جدی ایجاد شده است؛ ایجاد شکاف در ناتو، اروپا و دوستان سنتی آمریکا چون فرانسه و آلمان که مخالف استراتژی آمریکا بودند، روسیه نیز به شدت معترض برنامهی آمریکا بود.
از سوی دیگر با آغاز جنگ عراق، جنگ افغانستان به حاشیه رانده شد. شاید اگر در دوره بوش جنگ عراق وجود نداشت این امر محتملتر بود که بوش بتواند به افغانستان پرداخته و آن را حل کند. اما شرایط به گونهای است که فرصت از دست رفته؛ اکنون طالبان قویتر شده است و غرب دیگر نمیتواند از عهدهی حفظ امنیت نظامی و سیاسی در افغانستان برآید.
علاوه بر این لشگرکشی به عراق تاکنون هزینههای هنگفتی را داشته است. به گونهای که برخی از هزینه 217 میلیارد دلاری این جنگ سخن میگویند که نقش بسزایی در کسری بودجهی حال حاضر در آمریکا داشته است.
هزینههای این جنگ بسیار بیشتر از چیزی بود که باراک اوباما آن را پیشبینی کرده بود. تصور برتری قدرت رهبری آمریکا آسیب جدی دید و مدت مدیدی طول خواهد کشید تا آمریکا به وضعیت سابق خود برگردد.
برخی از ناظران از عراق به عنوان یک نقطهی عطف تاریخی و سمبل افول آمریکا یاد میکنند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم