در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دفاع از حقوق مردم ستمدیده فلسطین و مقابله با رژیم جنایتکار و غاصب صهیونیستی از آرمانهای نخستین انقلاب اسلامی ایران محسوب میشود؛ آرمانی که با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی به طور جدی دنبال شد و برگزاری راهپیمایی روز قدس در جمعه آخر ماه مبارک رمضان، نمادی از پیگیری این آرمان است و چرا تحقق این آرمان دستور کار ثابت ما نباشد در حالی که بنیآدم اعضای یک پیکرند...: نخستین فلسفه دفاع از حقوق مردم فلسطین، صرف نظر از هر باید و نباید ایدئولوژیک، بعد انسانی ماجراست.
ظلمی که در ماجرای فلسطین روا داشته شده، ظلمی بیمانند در تاریخ بشریت است. ظلمی که نتیجه آن، بیرون راندن ملتی از سرزمین آبا و اجدادی خود و غصب و تصاحب آن توسط مردمانی کوچکرده از گوشه و کنار دنیا و در نهایت تشکیل رژیمی جعلی بوده است.
مگر میشود انسانی، ماهیت انسانی خود را حفظ کرده باشد و در برابر این جنایت و ظلم تاریخی بتواند سکوت کند. مگر ممکن است انسانی اشکِ ریزان و لبهای لرزان کودکان و زنان مظلوم فلسطینی را ببیند و با آنها همدردی نکند؟ و چگونه میتوان تصور کرد انسانی شاهد بدنهای پارهپاره، خانههای ویران و مزارع سوخته توسط نظامیان صهیونیستی باشد، در برابر عاملان این ستمکاری قیام نکند. مگر استاد سخن سعدی نگفت: چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
آموزههای اسلامی ما را موظف به حمایت از فلسطین میکند
دومین علت دفاع ما از حقوق مردم فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی، دستورات صریح اسلام در این ارتباط است. آنجا که رسول مکرم اسلام(ص) اهتمام به امور مسلمین را امری روزآمد قلمداد میکنند و بیتوجهی به آن را موجب خروج از اسلام بر میشمارند. آنجا که موضوع تبری مطرح میشود، آنجا که قرآن، پیامبر(ص) و کسانی را که با او هستند، در بین خود مهربان و نسبت به کفار شدید معرفی میکند و مضامین مشابهی که در صدها آیه و روایت میتوان یافت.
بنابراین هیچ مسلمان معتقد و پایبند به تعالیم اسلام ناب نمیتواند مسوولیت خود را در قبال ملت مظلوم و مسلمان فلسطین نادیده بگیرد.
از همین رو بود که امام خمینی (ره) روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (ص) معرفی فرمود و حضرت آیتالله خامنهای قضیه فلسطین را کلید رمزآلود گشوده شدن درهای فرج به روی امت اسلام خواندند.
تکلیف قانون اساسی: سومین منبعی که پس از مبنای انسانی و بایدها و نبایدهای مکتب اسلام، ما را به دفاع از حقوق ملت فلسطین برمیانگیزد، قانون اساسی کشورمان است. در فصل مربوط به سیاست خارجی در اصل 154 بصراحت آمده است: «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان میشناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت میکند.»
چارچوبهای امنیت ملی: در دنیای کنونی امنیت ملی کشورها محصور در مرزهای جغرافیایی آنها نیست و در بسیاری موارد امنیت ملی، جغرافیایی وسیعتر از حوزههای رسمی یک کشور دارد.اگر امنیت ملی آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی با امنیت رژیم صهیونیستی گره خورده است، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نیز پیوندی دقیق با دولت منتخب مردم فلسطین حماس و حزبالله لبنان دارد.
تردیدی نیست که اگر خیال رژیم متجاوز و جنگطلب اسرائیل لحظهای از مبارزان فلسطینی و مقاومت لبنان آسوده شود، برای تحقق ایده از نیل تا فرات، تعرض به کشورهای دیگر و در راس آنها، ایران اسلامی را در دستور کار خود قرار خواهد داد. بنابراین حمایتهای سیاسی و مالی ایران از حماس و حزبالله، سرمایهگذاری در تامین امنیت ملی ایران است. به عبارت دیگر، امروز غزه و لبنان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران است و حماس و حزبالله مرزداران خط مقدم این جغرافیا هستند.
بنابر آنچه گفته شد (و البته همپوشانی آنها با یکدیگر نیز روشن است) اقلیتی که با وسوسه بیگانگان، غرضورزی یا ناآگاهی شخصی خود در ضرورت حمایت از حقوق ملت فلسطین تردید افکنی میکنند ، سال گذشته در چنین روزهایی شعار اسرائیلپسند «نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران» را سر دادند نه اعتقادی به انسانیت دارند نه انگیزهای برای ادای تکالیف دینی خود، نه پایبندی به قانون اساسی و نه فهمی از امنیت ملی. به جرات میتوان گفت این گروه حتی حمیت ایرانی هم ندارند و شعار جانم فدای ایران آنها نیز فریبکاری بیش نبوده و نیست.
مهدی فضائلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: