در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دانشجویی، دانشآموزی... وقتی به کتابفروش میگویی آقا خیلی گران است و او با اخم به تو جواب میدهد چطور راحت و آسوده 5000 تومان میدهی یک ساندویچ بخری؟ نمیتوانی بهش بگویی آقای محترم! ساندویچ فلافل خیلی گران باشد هزار تومان است! چون او نمیداند که تو دانشجویی... دانشآموزی... یعنی کار نداری. بیکاری و تازه وقتی درسات تمام شد هم هیچ چیزی نیست که تضمین کند از این به بعد میتوانی کار داشته باشی.
همه اینها یعنی چه؟ یعنی وقتی پدری، پدربزرگی، پیرمردی یا برعکس، مادری، مادربزرگی، پیرزنی میگوید ای جوانی کجایی که یادت به خیر... پوزخند بزنی و توی دلت بگویی حالا انگار جوانی چه آش دهن سوزی هست... خیلیها میگویند وقتی پول نباشد جوانی دردی از آدم دوا نمیکند. استقلال مالی که نداشته باشی جوانی به هیچ دردت نمیخورد.
چون چشمت به جیب پدرو کیف مادر است و این یعنی که برای هر کاری باید به آنها توضیح بدهی. باید بگویی 10 هزار تومان را برای چه میخواهی؟ باید بگویی چرا پدرت باید تا آخر برج فلان هزار تومان پول تهیه کند. باید... آخر جوانی و باید که با هم اصلا جمع نمیشوند...
وضع بدی است. هیچ چیز دست خودت نیست. فهرست آرزوهایت هر روز طولانی و طولانیتر میشود... یا نه اگر واقع بین باشی هر روز آرزوهایت را درز میگیری و کم شان میکنی اما هر چقدر تعداد آرزوهایت کم میشود آنهایی که ماندهاند پر رنگتر از قبل خودشان را توی سرت میکوبند.
بعد میبینی که همه چیز خلاصه شده در پیدا کردن یک کار. نیمه وقت یا تمام وقتش بستگی به شرایطت دارد ولی به هرحال مهم این است که یک جوری یک کاری پیدا کنی تا لااقل خرج کرایه راهت را بتوانی بدهی. بعد هی از خودت میپرسی آخر مگر این انتظار زیادی است؟ و هیچکس نیست جوابت را بدهد.
این وضعیت ادامه دارد و... حالتان بد است. حوصله بیرون رفتن از خانه را ندارید. شارژ موبایلتان که تمام شده و هیچ برایتان مهم نیست که از زیر سنگ هم شده پولی جور کنید و بروید شارژ جدید بخرید.
روز تا شب توی اتاقتان ماندهاید و به زور برای غذا خوردن از آن بیرون میآیید. نگاه نگران مادرتان بدتر اعصابتان را به هم میریزد و حوصله حرف زدن حتی با صمیمی ترین دوست تان را هم ندارید... ای بابا شما افسردگی گرفته اید.
واقعا راههای برون رفت از این وضعیت چیست؟ راههایی که بتوانند به آدم یاد بدهند با واقعیتها کنار بیاید و آنها را به نفع خودش تغییر دهد... کار سختی است. رستم هم بود کم میآورد؟ این که نشد حرف. بگردید ببینید چه راهی پیدا میکنید؟ پیدا کردید برای ما هم بنویسید... شاید به درد کسی خورد!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: