در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نتیجه حاصله در لندن لابد باید رویدادی بد و منفی برای سرمربی سابق فیورنتینا و طالعی نامناسب برای آینده او به حساب آید، اما وی به دلش بد نمیآورد و معتقد است این نتیجه به این سبب حاصل آمده است که ایتالیا یک دوره بازسازی و انتقالی را میگذراند و فعلا فاقد آمادگی لازم است. شروع دیر هنگام لیگ ایتالیا (از 6 شهریور) هم مزید بر علت شده تا اکنون کسی از ملیپوشان اغلب جدید فوتبال ایتالیا انتظار ارائه نمایشی بینقص را نداشته باشد.
آیا او میتواند؟
هرچه باشد نفراتی چون ماریو بالوتلی مهاجم 20 ساله تازه کوچ کرده به منچسترسیتی انگلیس و آمائوری مهاجم برزیلیالاصل یوونتوس تازه اولین بازیهای ملی خود را تجربه می کردند و «آنتونیو کاسانو»ی معروف نیز پس از مدتها دوری از صحنههای ملی از نو در این سطح به بازی گرفته میشد. پراندلی میگوید: «من نگران نیستم زیرا این مسابقه در ابتدای فصل و در زمانی انجام شد که هیچیک از فوتبالیستهای ایتالیا در آمادگی لازم قرار نداشتند. کافی است یک ماه اضافی بگذرد و آنگاه همین نفرات را در شرایطی بسیار بهتر و تیم ایتالیا را در وضعیتی مناسبتر مشاهده خواهید کرد.»
اما آیا پراندلی میتواند ضایعات شدیدی را که به خاطر لجبازی لیپی و اصرار او بر استفاده از همان مهرههای مسن به کار گرفته شده در جام جهانی قبلی، در خاک آفریقای جنوبی به وجود آمد را پاک کند و ایتالیا را از نو با نشاط و جوان و چالاک سازد؟
نشانههایی در ساختار جدید فوتبال ملی ایتالیا وجود دارد که به زعم پراندلی و همفکران او جواب این سوال را با کلمه آری میدهد. یکی از آنها این است که همسو با پراندلی از نامداران دیگری مثل اریگو ساچی، جانی ریورا و روبرتو باجو خواسته شده است پستهایی را در سازمان تیم ملی این کشور به عهده گیرند و همه دست به دست هم بدهند تا یک بار دیگر فوتبال آتزوری مثل جام جهانی 2006 شود که با هدایت لیپی فاتح پیکارها شد.
این کارها برای سیرکهاست
در حالی که همه نگاهها و امیدها برای شکلگیری این واقعه در درجه اول به پراندلی است، روبرتو باجو 43 ساله با پیشینه انجام 56 بازی ملی عمدتا موفق و زدن 27 گل در آنها و کسب مدالهای برنز و نقره جامهای جهانی 1990 و 94، پست ریاست کمیته فنی فدراسیون فوتبال ایتالیا را عهدهدار شده است و از وی خواستهاند روند شناسایی و پرورش نیروهای جوان و مستعد را تحت کنترل و سرپرستی خود قرار دهد و طراح این پروسه باشد. در همین حال از ساچی سرمربی موفق تیم ایتالیا در جامجهانی 94 هم خواسته شده است ناظر و تنظیمکننده فعالیت تیمهای ملی زیر 16 تا زیر 21 سال ایتالیا و به واقع کمککننده درجه اول باجو در زمینههای مربوط به فوتبال جوانان و ردههای سنی پایه در ایتالیا باشد. هر دو نفر حرفهای جالبی برای گفتن دارند. باجو میگوید: «در ایتالیا همیشه کسب نتیجه در اولویت تمامی امور قرار داشته و این مساله موجب شده بسیاری از مسائل پرورشی و تربیتی و فنی از یادها برود. فراموش نمیکنم که خودم روزی در ردهسنی جوانان وقتی در یک جلسه تمرینی توپ را با ضربه پشت پا به یارم پاس دادم، صدای مربی در آمد و بر سرم فریاد کشید: «روبرتو دست بردار. پاس پشت پا برای سیرکها و ویژه دلقکها است!»
عجیب است که باجو حاضر شده با وجود این پیشینه و سایر زمینههای بازدارنده در فوتبال ایتالیا، از حالت بازنشستگی سالهای اخیر خود خارج شود و مزرعه خود در آرژانتین را رها کند و به رم برگردد و خود را به دردسر بیندازد.
با این وجود باجو میگوید: «ما هنوز هم به اندازه کافی بازیکن با استعداد داریم و آنچه بدان نیازمندیم شجاعت لازم برای رهاسازی این استعدادها و دادن فرصت شکوفایی به آنهاست. نباید فراموش کنیم که زیبایی و فن در فوتبال باید همیشه در راس امور و بالاتر از وجوه فیزیکی قرار گیرد. مطمئن باشید که شور و مهارتهای فنی پاداشهای ویژه خود را دارد.»
یک معدل نگرانکننده
ساچی نیز به نوبه خود اعتقاد دارد که معدل سنی در فوتبال ایتالیا به شکل نگرانکنندهای بالا رفته و چون به عدد 4/27 رسیده، باید این کشور را سرزمین پیرمردان خواند. ساچی که خود 64 ساله شده است، میافزاید: «در ایتالیا واقعا جایی برای پیرمردها هست و این چیزی است که ما باید عوض کنیم. من هم این را میپذیرم که اگر تجربه و بینش لازم را نداشته باشید، به هیچجا نخواهید رسید، اما تا زمانی که این تجربه با نیروی جوانی و توان بدنی لازم برای به نمایش نهادن آن همراه نشود، توفیق موردنظر حاصل نخواهد آمد.»
معدل سنی رایج در «سری A» که پیشتر از آن یاد کردیم، دومین حد متوسط بالا در فوتبال اروپا بعد از قبرس است. با این حال این نکته را به تیمهایی مثل میلان نگویید که با داشتن معدل سنی برابر با 2/29 سال حتی تیمهای پیشکسوت فوتبال اروپا را هم رو سفید کرده است. محصول این نگرش و استفاده طولانیمدت از نظایر سیدورف، پیرلو، آمبروزینی و اینزاگی این است که میلان در 10 سال اخیر فقط یک بار قهرمان کالچو شده است و حتی از قهرمانیهای پرتعدادش در اروپا که همواره مرهمی بر زخمهای داخلیاش جلوه کرده، از 2007 به بعد خبری نبوده است.
از قضا در ساختار جدید فوتبال ملی ایتالیا دیمیتریو البرتینی را هم میبینیم که یک میلانی سابق است. او که 39 ساله و صاحب سابقه انجام 79 بازی ملی است، اینک به عنوان نایب رئیس فدراسیون در امور تیم ملی و به واقع در هیات سرپرست این تیم عمل میکند. وی که به نوبه خود سالها در مرکز خط میانی ایتالیا جولان داده، در اواخر تابستان 2010 و همسو با شروع دور مقدماتی جام ملتهای اروپا 2012 میگوید: «اولین باوری که همگی باید در ذهن خود ایجاد کنیم، لزوم حمایت هرچه بیشتر از تیم ملی است و چند سالی است که این روند را غایب میبینیم. یک راه مهم حمایت، تقویت کردن تشکیلات فوتبال جوانان در داخل باشگاهها است و این چیزی است که اینک در تیمهای مختلف سری A وجود ندارد. پیشنهاد من به باشگاهها این بوده که یک تیم ب تشکیل بدهند و اولویت در آن با نیروهای جوان و امید باشد و برای آنها یک لیگ مجزا داشته باشیم. چیزی که مشابه آن در انگلیس هست.
پل ارتباطی
در تشکیلات جدید فوتبال ملی ایتالیا جانی ریورا را هم حاضر میبینیم. هافبک شاخص نیمه دوم دهه 1960 و تمامی دهه 1970 فوتبال ایتالیا و زننده 14 گل در 60بازی ملیاش اینک با پست مسوول فرهنگی بخش جوانان فدراسیون فوتبال ایتالیا به صحنه بازگشته است و کار نخست او ایجاد یک پل ارتباطی بین مدارس فوتبال ایتالیا و جهان ورزش و دنیای بیرونی است.
با این همه اصلیترین عنصر در تشکیلات جدید فوتبال ملی ایتالیا همان پراندلی است. او در دوران مربیگریاش در شهر تاریخی فلورانس مجری یک فوتبال زیبا و تهاجمی با لباس ارغوانیهای این شهر (فیورنتینا) بود و هیچگاه به دنبال کاتناچیو (فوتبال تدافعی محض دهه 1960 ایتالیا) نرفت و اینک در تیم ملی نیز همان خط و هدف را تعقیب میکند. تیمی که او برای دیدار اخیر با ساحل عاج انتخاب کرد و لاجرم برای دور مقدماتی یورو 2012 نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت فقط 8 نفر از کسانی را در بر داشت که راهی جام جهانی 2010 شده بودند و 10 چهرهتازه وارد در جمعشان دیده میشد و معدل سنی از 9/28 سال به 7/25 سال کاهش یافته بود. پراندلی هم فهمیده است که باید راهی نو را طی کرد و از استعدادها و مهارتهای فنی موجود در فوتبال ایتالیا در قالبهایی تازه و از نفراتی جوانتر استفاده کرد.
گامی بلند
هرچند برای قضاوت درباره تدابیر او هنوز قدری زود است، اما پراندلی آشکارا به سوی ترمیم و احیای پروسهای رفته است که لیپی در جام جهانی نوزدهم پیاده کرده و بهرغم تمامی اصرار دلسوزان مبنی بر لزوم تغییر آن حاضر به انجام چنان کاری نشده و البته چوب آن را با شدت هر چه بیشتر در آفریقا خورده بود. همین اقدام و گام نیز به خودی خود قدم بلندی برای فوتبال ایتالیا است.
Channel
4 / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: