در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به هر حال آسان نیست روزهای گرم و نزدیک به 16 ساعته را روزهدار بودن. تنها عشق است که این تحمل را در جسم و جان عاشقان میپرورد، اما گویا هر قدر روزها بلندتر باشد و گرما بیشتر، هنگام غروب آفتاب، حالی بهتر به ما دست میدهد.
شاید پیش از ماه رمضان که فقط به انتظار رسیدن این ماه بودیم، نمیتوانستیم این حال را خوب درک کنیم. گویا باید روزه بود 16 ساعت، باید در گرما و زیر آفتاب رفت و کار کرد، باید لبها و گلویت خشک شوند تا این حس در جانت ریشه بدواند تا با شنیدن اذان مغرب، از درون بشکفی. به واقع تا اینها نباشد نمیتوان درست درکش کرد.
اما هنگام افطار به رسم دیرین مسلمانان، شبهایی را مهمان بودهایم، مهمان هستیم و مهمان خواهیم بود. شبهایی را هم مهمان داشتهایم، داریم و خواهیم داشت.
سفرههای افطار خانه مادربزرگ را یادتان هست؟ نان و پنیر و سبزی و گردو، یک کاسه آش، چند تا تخممرغ و یک دنیا شادی و خنده و دعا که همه ما و بویژه بچهها دلشان میتپید برای سفرههای افطار خانه مادربزرگ. وقتی هم چیز بیشتری سر سفره میدیدی، حاصل تلاش جمعی دخترها و عروسها بود در آشپزخانه آن طرف حیاط که گاهی نگاه نگران مادرها را از پشت پنجرهاش میشد دید. نگاههای به دنبال بچهها که دور حوض میدویدند.
یاد دوستی افتادم که سالها پیش میگفت اگر دم افطار تصمیم گرفتید بیایید خانه ما فقط 2 تا نان سر راه بگیرید و بیایید.
حالا چند نفر را سراغ دارید که اینگونه رفتار کنند و چنین بگویند؟
مگر بدون دعوت هم برای افطاری میرویم؟ راستی هنوز هم میگوییم هر چه بود با هم میخوریم؟ حالا دیگر باید از چند روز قبل برای یک افطاری تدارک دید. بعضی سفرههای افطار شدهاند مانند پذیرایی از غریبههایی که برای نخستین بار به خانه ما پا میگذارند.
اما اغلب بدون خنده و شادی و... این سفرهها پر از رنگ و بو هستند، سبزی خوردن و آش رشته و قورمه سبزی، زردی شلهزرد و قیمه، رنگارنگی و عطر حلیم، حلوا، برنجها، گوشتها، مرغها، زعفران، گلاب، هل و... اما کنار این سفرهها چقدر صفا و صمیمیت هست؟ چقدر دوستی و محبت؟ چقدر همدلی و همراهی؟
یادمان نرود که چرا این سفرهها پهن میشوند؟
یادمان نرود که سفارش به افطاری دادن شدهایم، نه سفارش به... .
میدانم گاهی میخواهیم هر آنچه داریم را برای مهمانمان بیاوریم و برایش سرسفره بگذاریم، اما یادمان نرود که اینها با اسراف خیلی فرق ندارد. یادمان باشد خیلیهای دیگر هستند که به کمتر از اینها هم محتاجند. در همین شهر، همین ماه و همین افطار.
یادمان نرود به آنها هم فکر کنیم.
علی مهربان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: