در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چشم نرگس، نگاه مولا بود.
هر چه میکرد، دلبری میکرد:
«مهربانی»، سپاه مولا بود!
عدل و آزادگی، که گم میشد ـ
چشم «مردم»، به راه مولا بود.
روز، هر چیز داشت؛ از او داشت
و شبان، شاهراه مولا بود.
روز و شب را، به کار، وا میداشت:
این،
سپید و سیاه مولا بود!
آب، از «الغدیر»، برمیداشت
مشربی،
که گواه مولا بود
«کوفه»، هر چند هم، که بد میکرد ـ
باز هم، در پناه مولا بود!
پدر خاک بود و، خاکی بود
«بیگناهی»،
گناه مولا بود!
ابوالقاسم حسینجانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: