در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر میرسد پیش از هر چیز ضرورت دارد تا این پرسش را طرح کنیم که دانشآموزان با چه منظور و هدفی در نظام آموزشی دوره ابتدایی تا متوسطه زبان و ادب فارسی را فرا میگیرند؟!
آیا مهمترین هدف این است که میخواهیم دشواری و پیچیدگی مباحث دستور زبان را به دانشآموز بینوا نشان دهیم و بگوییم که ببینید زبان فارسی چه مباحث پیچیده و جدی دارد؟
آیا در سطح عمومی آموزش، دانستن این که این بیت از حضرت حافظ چند جمله دارد مهمتر است یا این که زیباییها و مفاهیم عاشقانه، عارفانه و اجتماعی آن را برای یک نوجوان دانشآموز تشریح کنیم؟!
آن هم باز نه با این رویکرد که دانشآموزان عزیز ! بیت زیر را معنی کنید ؟ (1 نمره) گویی که شاعر شعر را به زبانی دیگر سروده است و حال باید آن را ترجمه کرد!
به نظر میرسد دستاورد این رویکرد به آموزش در نظام آموزشی ما این شده است که اغلب فارغالتحصیلان و دارندگان مدرک دیپلم و حتی مقاطع بالاتر نمیتوانند یک متن ساده بنویسند یا حتی یک نثر معمولی را بدرستی بخوانند.
دیگر دستاورد این نوع رویکرد هم این است که اغلب دانشآموزان کمترین رغبت را برای مطالعه آثار ادب فارسی پیدا کردهاند؛ چرا که فکر میکنند کل ادبیات این است که بتوانند بگویند هر بیت چند جمله است یا کدام کلمه مشتق و مرکب و ساده است؟!
این در حالی است که هدف نهایی آموختن زبان و ادب فارسی، چیزی غیر از مهارت در خواندن، نوشتن و لذت بردن از مفاهیم غنی و عمیق متون ادبی نیست.
سینا علی محمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: