درباره «ناسپاس»

پازلی‌که خوب چیده نشده است

این که فیلمسازی بخواهد به جای پرداختن به داستان‌های روزمره و عادی و تکراری، به سراغ یکی از قصص تاریخی برود یا قصه‌ای را در دل تاریخ روایت کند، به خودی خود جای تقدیر دارد. یکی از انتقادهایی که همواره متوجه سینمای ایران است، بی‌توجهی به تاریخ و سرگذشت پیشینیان است. در حالی که در سینمای آمریکا بارها درباره تاریخ 200یا 300 ساله‌شان فیلم‌های وسترن و تاریخی ساخته می‌شود اما سینمای ایران همچنان از نظر پرداختن به وجوه تاریخی دچار فقر است.
کد خبر: ۳۵۰۱۸۷

در این شرایط کارگردانی مانند حسن هدایت که دلبستگی زیادی هم به تاریخ دارد، تصمیم می‌گیرد فیلمی به نام «ناسپاس» بسازد که قصه‌اش در زمان حیات حضرت موسی(ع)‌ رقم می‌خورد. اما حاصل کار هدایت در این فیلم در کمال تأسف، ناامیدکننده و غیر قابل تحمل است.

درباره این که چرا پس از مدت‌ها سینمای ایران سراغ چنین مضمونی می‌رود و سرانجام هیچ موفقیتی کسب نمی‌کند، باید صحبت کرد و به بهانه ناسپاس، به این موضوع پرداخت. درباره این که چرا این فیلم موفق از آب درنیامده و با وجود بازیگران سرشناسش گیشه پررونقی نداشت، می‌توان باب بحث‌هایی را در رابطه با آسیب‌شناسی سینمای تاریخی در ایران گشود. در حال حاضر فیلم ناسپاس که از هر حیث اثر ناموفق و کم‌بضاعتی از کار درآمده، کمتر از طرف مردم و منتقدان مورد توجه قرار می‌گیرد و ضعف‌های این فیلم و عدم استقبال از آن می‌تواند یک زنگ‌خطر جدی برای سینمای ایران باشد.

اولین عامل ضعف ناسپاس را باید در کارگردانش سراغ گرفت. حسن هدایت که با کارهای تاریخی‌اش شناخته می‌شود و یکی از مشهورترین کارهایش 2 سری از مجموعه «کارآگاه علوی» بوده، این بار به جای تاریخ معاصر سراغ یکی از قدیمی‌ترین دوره‌های تاریخی رفته و با الگو گرفتن از فیلم‌های تاریخی هالیوود، ناسپاس را جلوی دوربین برده است. در همین چند خطی که آمد، 2?مشکل اساسی آن مشخص می‌شود. اول این که حسن هدایت عادت به ساخت فیلم‌ها و سریال‌هایی با موضوع تاریخ معاصر دارد و در ناسپاس نیز با همان اسلوب قدیمی خودش سراغ موضوع رفته است.

در فیلم‌های مشهور تاریخی سینمای جهان، تفاوت بسیاری میان فیلم «لورنس عربستان» با «ال‌سید» یا «بن‌هور» است. زمانی که سوژه اصلی فیلم متعلق به چند دهه قبل است، نوع فضاسازی، دیالوگ‌ها و طراحی لباس و گریم بسیار تفاوت می‌کند با فیلمی که سوژه اصلی‌اش مربوط به چند قرن پیش است. این نخستین موضوعی است که در طراحی اولیه فیلمی مانند ناسپاس رعایت نشده است. با این که یکی از دو نویسنده اصلی فیلمنامه ناسپاس، چهره مشهوری مانند اصغر هاشمی است اما عجیب است که در شیوه دیالوگ‌نویسی این فیلم، ظرافت‌های کار تاریخی رعایت نشده است.

در قصه‌ای که هدایت به تصویر کشیده، سرگذشت عامیل (پوریا پورسرخ)، آشل (نیما شاهرخ‌شاهی) و آنائل (الناز شاکردوست) را شاهد هستیم که این رابطه سه‌گانه منجر به شکل‌گیری یک مثلث عشقی می‌شود. طبق کلیشه این نوع قصه‌ها، یکی از اضلاع این مثلث، فرد فریبکار و بدطینتی است که از روش‌های ناجوانمردانه برای رسیدن به مقصودش استفاده می‌کند. در میانه راه آشل با دسیسه عامیل را به قتل می‌رساند و به آنائل نزدیک می‌شود. پس از مدتی حضرت موسی(ع)‌ دُم گاوی قربانی را به جسد عامیل می‌زند و عامیل پس از زنده شدن، آشل را قاتل خود معرفی می‌کند و آشل به مجازات می‌رسد و عامیل و آنائل زندگی مشترک خود را از سر می‌گیرند.

یکی از مواردی که حس باورپذیری تماشاگر را هنگام تماشای ناسپاس از بین می‌برد، نوع پوشش و آرایش بازیگران فیلم است. نحوه گویش 3 بازیگر اصلی فیلم، اصلاً همخوان با یک اثر تاریخی نیست و کارگردان نیز کوششی در هدایت درست آنان انجام نداده است. زمانی که تماشاگر می‌بیند که بازیگر زن جوری لباس پوشیده و آرایش کرده که انگار قصد پیاده‌روی در حوالی میدان ونک را دارد، طبیعتا باورش نمی‌شود که قصه در زمان حضرت موسی(ع)‌ رقم می‌خورد. از این گذشته نوع حرف زدن شخصیت‌ها با همدیگر نیز بسیار دور از منطق فیلم‌های تاریخی است.

در سال‌های دور که دوبله فیلم‌ها رونق بسیاری داشت و فیلم‌های تاریخی هم مورد توجه تماشاگران بودند، دوبلورها مراقب بودند که شیوه ترجمه و نحوه ادای دیالوگ‌ها جوری نباشد که به شأن تاریخی اثر لطمه بخورد. مثلاً امروز با مشاهده دوبله فیلم‌هایی مثل ال‌سید، بن‌هور، اسپارتاکوس و یا 10 فرمان می‌بینیم که مترجم و مدیران دوبلاژ درک درست‌تری از برخی فیلمنامه‌نویسان آثار تاریخی داشته‌اند. آنان به‌خوبی می‌دانستند که نباید از واژه‌ها و اصطلاحاتی استفاده بکنند که توی ذوق تماشاگر بخورد. به این ترتیب به زبانی کهن و رسمی می‌رسیدند که با ساختار وقایع و مسیر قصه هماهنگ بود. اما مشاهده 2 اثر تاریخی اخیر، یعنی ابتدا سریال «یوسف پیامبر» و اکنون ناسپاس نشان می‌دهد که ضعف اصلی این آثار از فیلمنامه و نحوه نگارش دیالوگ‌ها آغاز می‌شود.

در برنامه «هفت» فریدون جیرانی اشاره کرد که «ناسپاس» با سرمایه کمی ساخته شده است و کل بودجه‌ای که صرف آن شده، خیلی کمتر از سرمایه‌ای است که صرف فیلم‌های معمولی سینما می‌شود. این نیز خود یک تناقض بامزه است. فیلم‌های تاریخی عموماً آثار پرهزینه و پر دردسری هستند. یکی از ویژگی‌های بصری این فیلم‌ها، حضور انبوه سیاهی‌لشکر و یا هنروران است. در غیاب آنها چگونه می‌توان نبردی تاریخی را تصور کرد؟ همچنین ابزار و ادواتی که اینان برای جنگ‌ها باید در اختیار داشته باشند یا لباس‌های خاصی که باید برایشان سفارش داده شود، ناخواسته فیلم را به اثری پرهزینه تبدیل می‌کند. اما ناسپاس فاقد همه این ویژگی‌هاست. دکوری ندارد که بیانگر شرایط دوره‌ای از تاریخ باشد و نبردهایی که در فیلم نمایش داده می‌شود بدون حضور سیاه لشکر است. اینجاست که از خودمان می‌پرسیم وقتی امکاناتی برای ساخت چنین فیلمی نیست، چرا باید یک کارگردان سرد و گرم چشیده مثل حسن هدایت پا به چنین وادی پرخطری بگذارد؟

در ناسپاس برای برخی بازیگران از جمله بازیگر نقش حضرت موسی (ع) از دوبلور استفاده شده است. صدای مشهور یکی از دوبلورهای قدیمی و پیشکسوت به جای موسی(ع)‌، در تقابل با کل فیلم است که بازیگران به جای خودشان حرف می‌زنند. شاید حکمت این کار، ایجاد تفاوت بین این شخصیت با دیگران باشد. در این صورت بهتر بود کارگردان این هدفش را به‌گونه‌ای دیگر تأمین می‌کرد. مثلاً در خلال قصه، شخصیت موسی را طوری روایت می‌کرد که تماشاگر از دیدنش احساس ویژه‌ای کند، نه این که یکی از شخصیت‌های فرعی و بی‌تأثیر فیلم باشد که کارگردان بخواهد صرفاً با تغییر صدای او، وی را متشخص و ویژه کند.

امیدواریم ناسپاس به عنوان یک نمونه ناموفق از فیلم‌های تاریخی مورد توجه اهالی سینما و مسوولان قرار بگیرد تا از این پس اگر قرار بر ساخت فیلمی مشابه بود، با در نظر گرفتن تمام جهات به تولید آن اقدام شود؛ نه با سرمایه یک تله‌فیلم...

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها