در کوچه‌های کوفه

نذر آن بلندای آبی عشق و ایمان وعدالت که به ضربت ناروای شمشیر جهل و جمود زمانه ـ مثل امشبی ـ از خاک بر افلاک پرکشید و آزادگی و انسانیت را تا ابد داغدار کرد.
کد خبر: ۳۵۰۱۴۷

اهل زمین قدرش را ندانستند، حال آن که به فرموده رسول مکرم اسلام(ص)، خداوند هر روز به خاطر علی (ع) به فرشتگان خود در آسمان مباهات می‌کرد.

همو که به تعبیر یکی از فلاسفه اسلامی، وجودش در میان مردم «کالمعقول بین‌المحسوس» بود و چنین شد که چون تیغ بغض و کین بر تارک نازنینش فرود آمد، با تمام وجود فریاد زد: «فزت و رب الکعبه». به خدای کعبه که رستگار شدم.

باری، مردان بزرگ در ظرف کوچک زمین و زمان نمی‌گنجند....

تا نام عشق در دلم امشب خطور کرد

دل رفت کوفه، کوچه به کوچه عبور کرد

وقتی رسید مسجد کوفه، گرفته شد

چون خاطرات سرخ علی را مرور کرد

بشکوه روح جاری در بستر زمان

کز اصل و نسل خویش فراتر ظهور کرد

مردی که صبر، تاب تحمل از او گرفت

هر شب که چاه، نیت سنگ صبور کرد

آن قامت بلند عدالت که تا ابد

مفهوم عدل، همره نامش حضور کرد

آه از دمی که ضربت جهل زمانه باز

شق‌القمر به سجده خونین نور کرد

فردا در آخرت مگر او را طلب کنیم

دنیای دون که در حق مولا قصور کرد

افسوس، چشم خلق ندید اوج نور را

ما را کدام غفلت این‌گونه کور کرد؟...

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها