گفتگو با غلامرضا لایقی مترجم شرح ابن ابی‌الحدید بر نهج‌البلاغه

شرح اشتیاق

قرآن کریم داروی دردهای بی‌درمان و نهج‌البلاغه چراغ راه عارفان و شایستگان است. اهمیت نهج‌البلاغه به عنوان یکی از متون اساسی دینی، حکومتی و زمامداری مشهود است.
کد خبر: ۳۴۹۹۱۳

در طول تاریخ شرح‌های مختلفی بر این کلام امیرالمومنین(ع) نوشته شده است. به اعتراف کارشناسان شرح ابن ابی‌الحدید معتزلی یکی از مهم‌ترین شرح‌های تاریخ است که بتازگی توسط غلامرضا لایقی به فارسی ترجمه شده است و تاکنون چند جلد آن توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

در گفتگویی با لایقی محقق و مترجم به مباحثی در مورد نهج‌البلاغه و شرح ابن ابی‌الحدید بر آن پرداختیم. لایقی مدیرمسوول و سردبیر مجله اطلاع است که تاکنون حدود 30 جلد ترجمه و تالیف از او منتشر شده است.

آیا قبل از این‌که شما به ترجمه شرح ابن ابی‌‌الحدید بپردازید، ترجمه‌ای از این اثر به زبان فارسی وجود داشت؟

تاکنون به بخش‌هایی از دو ترجمه که نسخه‌های خطی آنها در کتابخانه ملی و کتابخانه دانشگاه تهران بود دست یافتم که هر دو شامل تنها ترجمه چند جلد بوده و ظاهرا به دوران صفویه باز می‌گردد؛ متن آنها به هیچ وجه به زبان امروزی ما نزدیک نیست و یکی از آنها منتخب بخش‌هایی از شرح را ترجمه کرده است به هرحال هر دو تنها چند جزء از 20 جزء شرح را در بردارد.

آیا شما به ترجمه آقای مهدوی‌دامغانی از شرح ابن ابی‌الحدید مراجعه کردید؟

بنده به این کتاب مراجعه نکردم، ایشان بخش‌های تاریخی نهج‌البلاغه را ترجمه کرده و حدود 7 جلد از آن منتشر شده و هنوز ظاهرا به پایان نرسیده است؛ نام آن «جلوه‌های تاریخ در شرح ابن ابی‌الحدید» است، بخش ادبی که بخش عمده‌ای از شرح نهج‌البلاغه را تشکیل می‌دهد، در این کتاب به آن پرداخته نشده و در واقع هم هدف مترجم نبوده است. ابن ابی‌الحدید انسان ادیبی بوده است، بنابراین شرح لغات مشکل و شرح نکات ادبی آن و مباحث استعاره، کنایه، ایما و... که به تناسب موضوعاتی که پیش آمده مفصل و مبسوط شرح داده است و نیز اشاره به نکات فصاحی و بلاغی نهج‌البلاغه خود بخش عمده‌ای از شرح ابن ابی‌الحدید را تشکیل می‌دهد که اساسا رضی رحمت‌الله تعالی آن را به داعیه بلاغت جمع‌آوری نموده است در ترجمه رویکرد عملی‌ بنده این بوده که کاملا و صد در صد متعهد به متن بودم و از اول تا آخر را ترجمه کردم و چیزی را از قلم نینداختم.

تاکنون چه بخش‌ها و جلدهایی را ترجمه کردید و چند جلد از این اثر منتشر شده است؟

شرح ابن ابی‌الحدید 20 جزء است که در 20 جلد هم ترجمه می‌شود و اکنون تا جلد چهارم به ناشر سپرده شده است. جلد پنجم و ششم در حال صفحه‌آرایی است و جلد هفتم و هشتم در حال حروفچینی است و ان‌شاء‌الله تمامی مجلدات منتشر خواهد شد.

تاکنون شرح‌های مختلفی بر نهج‌البلاغه نوشته شده است، ویژگی‌های شرح ابن ابی‌الحدید بر نهج‌البلاغه چیست و به بیان دیگر شما چرا این شرح را ترجمه کردید و به شرح‌های دیگر نپرداختید؟

شرح ابن ابی‌الحدید مربوط به قرن پنجم است و از ابن ابی‌الحدید معتزلی است که واقعا در علوم و فنون مختلف روز خود دانشمند بوده است و فی‌الجمله تبحری داشته است و در شرح نهج‌البلاغه از علوم مختلف مانند فلسفه، حکمت و... استفاده کرده است. ابن ابی‌الحدید در این کتاب بسیار به خصایل و ویژگی‌های امام علی(ع) پرداخته و در مورد فصاحت، شجاعت، سیاست و تدبیر امام مطالب زیادی نوشته است. در واقع همه این صفات در امیرالمومنین(ع) را قبول داشته است؛ به وجهی اگرچه سنی بوده ولی عاشق حضرت امیر(ع) بوده است.

غیر از ترجمه شرح ابن ابی‌الحدید بر نهج‌البلاغه، قصاید علویات سبع ابن ابی‌الحدید که در وصف امام علی(ع) است را هم ترجمه کردم. ایشان 7 قصیده در وصف امیرالمومنین(ع) دارد که شرح کردم ولی برای چاپ به ناشر تحویل نشده است. بهترین، مفصل‌ترین و قوی‌ترین شرحی که تاکنون بر نهج‌البلاغه نوشته شده شرح ابن ابی‌الحدید است؛ کسی نمی‌تواند ادعا کند که از این شرح، کتابی بهتر و قوی‌تر وجود دارد. اگر چه امامیه با ابن ابی‌‍‌الحدید اختلاف نظر دارد، چه به لحاظ تاریخی که در جاهایی مستندش تواریخ اهل سنت است و چه در مسائل حکمی و کلامی که به شیعه نزدیک است وچه در مسائل فقهی که او از فقه اهل سنت استفاده کرده است. در مباحث لغوی و ادبی و فصاحی و بلاغی که ابن ابی‌الحدید استاد است، در هیچ کدام از این زمینه‌ها شرحی به قوت، قدرت و مبسوط بودن شرح ایشان وجود ندارد. خود ابن ابی‌الحدید ادعا می‌کند که نخستین شرحی که قبل از ایشان نوشته شده است، شرحی است که توسط قطب راوندی از علمای شیعه نوشته شده است، اما چون قطب راوندی فقیه بوده و از مسائل تاریخی، ادبی، لغوی و فصاحت و بلاغت اطلاع کافی نداشته است نتوانسته چنان‌که بایسته و شایسته است از عهده شرح نهج‌البلاغه برآید.

تفاوت اصلی شرح ابن ابی‌الحدید با دیگر شرح‌های مهم نهج‌البلاغه در چیست؟

نهج‌البلاغه همچنان که از اسمش پیداست روش بلاغت است، یعنی اساس کار شریف رضی این بوده که از کلام و خطبه‌های امام علی(ع) زیباترین‌هایش را که به لحاظ فصاحت و بلاغت در اوج بوده انتخاب کرده و آنها را در کتابی آورده و نام آن را نهج‌البلاغه گذاشته است. در واقع خطبه‌های امام علی(ع) طولانی است و شریف رضی مثلا تنها یک یا دو صفحه از آنها را به تناسب و سلیقه خود انتخاب کرده و چون خود رضی شاعر و ادیب بوده است در انتخاب فصاحت و بلاغت را ملاک انتخاب قرار داده است. بنابراین قطب راوندی اهل فن برای چنین شرحی نبوده، اگرچه شیعه بوده ولی مرد میدان شرح نهج‌البلاغه نبوده است، برای کسی که وارد این میدان می‌شود لازم است ادیب، فصیح، بلیغ و تاریخدان باشد و بر علوم مختلف اطلاع داشته باشد، قطب راوندی فقط فقیه بوده و اشتباهات فاحشی در شرح خود کرده و مسائلی مطرح کرده که دور از مطالب نهج‌البلاغه است.

شرح‌های دیگری هم به زبان فارسی نوشته شده، مثلا شرح علامه جعفری به زبان فارسی و شرح ابن‌میثم به زبان عربی موجود است و شرح‌های کوچک‌تر از اینها هم زیاد هست، اما در این حد وجود ندارد و اصلا قابل قیاس نیست.

بعد از ابن ابی‌الحدید شرح مفصلی که مباحث عقلی و کلامی را مورد توجه قرار داده و به آن خیلی پرداخته همان شرح ابن میثم است. شرح جالب دیگری سراغ ندارم؛ بعضا شرح لغات مشکل و مفردات است؛ مانند شرح دکتر صبحی صالح و شرح عبده که در مصر چاپ شده است و بد نیست و در حد و اندازه خودش، در حد یک جلد شرح لغات مشکل است. همچنین بنده شرحی بر لغات مشکل نهج‌البلاغه به زبان عربی دارم که در حدود 1000 صفحه است که هنوز به ناشر تحویل داده نشده است.

انگیزه شما از ترجمه چه بوده است و در واقع چه احساس نیازی به انجام این کار پرحجم و وقت‌گیر کردید؟

انگیزه اولیه خودم برای ترجمه این کار ابراز ارادتی بوده که به امام علی(ع) داشتم و دارم و دوم این‌که دوست دارم در این برهه زمانی خاص نهج‌البلاغه ترویج شود و علت آن هم این است که در این شرایط زمانی اکثر مردم اهل دنیا و حکومت‌ها فاسد شده‌اند؛ در واقع نهج‌البلاغه به همه این مباحث می‌پردازد و سعی می‌کند که مردم را آگاه کند.

بخش‌های زیادی از صحبت‌های حضرت امیر(ع) در مورد این موضوع است که مال دیگران را نخورید، ایشان در زمانی این صحبت‌ها را بیان کرده که خود حاکم جامعه اسلامی و در واقع نیمی از جهان شناخته شده آن روز بوده است. همچنین بخشی از مباحث نهج‌البلاغه در مورد پرهیز از دنیاپرستی و توبیخ امرا و کارگزاران حکومت حضرت است. بخش زیادی از مباحث نهج‌البلاغه در مورد قیامت، معاد، زهد و پارسایی و تقوا و در مورد مباحث و مسائل تاریخی است که بر حضرت امیر(ع) گذشته است و آنچه که در نهج‌البلاغه وجود دارد لازم است مورد رجوع قرار گیرد و این مطالب را بخوانیم و در زندگی عمل کنیم.

به نظر من به نهج‌البلاغه پرداخته نشده است و با این وضعیت موجود دنیا که اکنون مردم بسرعت در حال تکاپو و مال‌اندوزی هستند باید به فکر بیفتند. اکنون در دنیای معاصر افراد متدین هم کم شده‌اند و... بنابراین دیدم جای این مباحث خالی است و سخنان نهج‌البلاغه حرف انسان کاملی است که مسلما می‌تواند روی مردم تاثیرگذار باشد، اگر کسی به ایشان ارادت دارد اینها را بخواند مسلما روی او اثر می‌گذارد و نحوه زندگی او را تغییر خواهد داد؛ به اضافه این‌که نَفَس این مرد حق است و بعد از 14 قرن وقتی انسان آن را می‌خواند بر او اثر می‌گذارد و حتما زندگی او را تغییر می‌‌دهد.

به نظر شما با وجود این‌که ابن ابی‌الحدید معتزلی بوده، چرا به شرح نهج‌البلاغه اقدام کرده است؟

امام علی(ع) شخصیتی است که اگر کسی اندکی با او آشنا باشد و حتی معتقد به هر دینی به غیر از اسلام هم باشد باز برای ایشان سر تعظیم فرو می‌آورد. هر کس دانشمندتر باشد بیشتر تسلیم این شخصیت می‌شود، هر کس به خصایل انسانی بیشتر اعتقاد داشته باشد در مقابل این شخصیت بیشتر متواضع می‌شود، اصلا ربطی به این ندارد که چه دینی دارد حتی اگر دشمن ایشان باشد باز از ایشان و شخصیت‌شان تعریف می‌کند و این هم در تاریخ سابقه دارد، دشمنان حضرت امیر(ع) در بسیاری از موارد در مقابل صفات، اعمال انسانی و معرفت او اعتراف کردند، یعنی این شخصیت خود حضرت امیر(ع) است که همه را تحت‌الشعاع و تحت تاثیر قرار می‌دهد و افرادی مثل ابن ابی‌الحدید در پرتو امام علی خود را بزرگ کرده‌اند؛ نه علی را!

ابن ابی‌الحدید می‌گوید: «همه با خلافت زینت گرفتند و علی(ع) خلافت را زینت بخشید.» این شخصیت همه را مسحور خود می‌کند، هر کس در طول تاریخ با ایشان آشنا شده مسحور شده است.

شرایط سیاسی زمانه ابن ابی‌الحدید نسبت به تشیع و حضرت امیرالمومنین چگونه بوده است؟

در زمان ابی‌الحدید حکومتی که وجود داشته با امیرالمومنین(ع) مشکلی نداشته است و در واقع از مخالفین حضرت به آن شکلی که قبل از آن دوران وجود داشته نبودند، اصلا ابن ابی‌الحدید به دستور خلیفه (نقیب) وقت این کار را انجام می‌دهد، نه به شکلی که در زمان بنی‌امیه بوده است یا به شکلی در زمان بنی‌عباس وجود داشت که شیعیان نمی‌توانستند اعتقاد خود را علنی کنند و شیعیان را به انحای مختلف سرکوب و شهید می‌کردند، البته شیعیان ابن ابی‌الحدید را به عنوان شیعه قبول ندارند و سنی‌ها هم ایشان را به عنوان سنی قبول ندارند.

انسان معاصر با توجه به مشکلات و سرخوردگی‌های خود از یک طرف و سرمست از کامیابی‌ها و خوشی‌ها از سوی دیگر چه نیازی به نهج‌البلاغه دارد؟

در چارچوب اسلام طبیعی است که نهج‌البلاغه، نیاز امروز ما است به خاطر این‌که شیعیان سال‌ها از حکومت‌داری محروم بودند و حکومت اسلامی بیشتر در فرق سنی بود. سنت حکومت‌داری را ما بیشتر از پیامبر(ص) و امام علی(ع) می‌توانیم بگیریم، چون در واقع اینها پیشوایان حق شیعه هستند که توفیق حکومت و امارت داشته‌اند، بنابراین نهج‌البلاغه یکی از منابع پرداختن به موضوع حکومت‌داری است که می‌توانیم تئوری حکومت اسلامی را از آن أخذ کنیم. اگر نیازمند تئوری حکومت اسلامی هستیم که اجزای آن با هم هماهنگ باشند و همه ابعاد اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، خانوادگی، عبادی و همه ابعادی که در جامعه وجود دارد در این نظریه حکومت دیده شود و در عین حال که دارا و واجد این ابعاد است. این ابعاد با هم سازگار باشند و تضادی با هم نداشته باشند و بتواند بشر امروز را سیراب کند، مسلما در این راه یکی از منابع برای تدوین نظریه حکومت اسلامی سیره و روش حضرت امیر(ع) است که بخشی از آن در نهج‌البلاغه وجود دارد. عمر با توجه به سابقه صحابه و تابعین به آنها بیت‌المال بیشتر می‌داد، اما امام علی(ع) هیچ فرقی بین برده تازه آزادشده و صحابه و تابعین قائل نشد و همه به یک اندازه از بیت‌المال سهم بردند؛ اینها مواردی است که در حکومت اسلامی باید لحاظ شود. هدفم از ترجمه این اثر این بوده که مردم با کلامی که حق است بدون هیچ واسطه‌ای ارتباط برقرار کنند و آن را بخوانند تا ببینند که شیوه حکومت‌داری اسلامی چگونه است. همچنین در این راستا برای استفاده راحت‌تر عموم مردم سی‌دی نهج‌البلاغه تولید کردیم که نهج‌البلاغه گویاست که مربوط به ترجمه مرحوم دکتر شهیدی است که ایشان خودشان اجازه کتبی به بنده دادند که این کار انجام شود.

سید ‌حسین امامی 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها