در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خط قرمز برای بسیاری از مردم جامعه ما یعنی نمایش روابطی که در اجتماع به صورت پنهانی وجود دارد و رسانههای رسمی کمتر تمایل به انعکاس آنها دارند. این تعریف باعث شده وقتی رسانه ملی مثلا روابط دختر و پسری را از طریق یک سریال نمایشی به تصویر میکشد برای مردم جالب میشود و البته نمایش این روابط با اما و اگرهای زیادی هم روبهرو میشود.
به همان میزان که مردم از این سریالها استقبال میکنند، مدیران جامعه کمتر تاب نمایش این آثار را دارند چون بر این باور هستند که نمایش این گونه سریالها باعث میشود مردمی که از این پنهان کاریها هم خبر ندارند به وجود آنها پی ببرند. اما تلویزیون در کشور ما باید هم مردم را راضی نگه دارد، هم جوری گام بردارد که مصالح جامعه در اولویت قرار گیرند و البته با برنامههای ماهواره هم مبارزه کند.
پخش سریالی مانند فاصلهها به مردم ثابت میکند که برنامهسازان تلویزیون میتوانند مشکلاتی را که جوانان و خانوادهها با آن دست به گریبان هستند رصد و آنها را منعکس کنند. حتی این گونه سریالها میتواند گامی باشد برای اثبات اینکه میتوان برنامههای ماهواره را هم تحتالشعاع قرار داد.
فاصلهها و تاوان که تقریبا همزمان با هم از شبکه 3 پخش میشدند فضاهای جدیدی از روابط بین آدمها را به نمایش گذاشتند.
این سریالها این توقع را در بیننده ایجاد کردند که تلویزیون همین روال را در سریالسازی ادامه دهد ـ اتفاقی که در زمان پخش سریالهای «ساعت شنی» و «حلقه سبز» هم رخ داد و سطح توقع مخاطبان را در نمایش موضوعات مختلف بالا برد ـ اما همانگونه که در بالا ذکر شد، تلویزیون در کشور ما باید در بسیاری از اوقات تعادل جامعه را در نظر بگیرد. این مدیریت شرایط باعث شده تا در ماه رمضان امسال سریالهای مختلفی از تلویزیون به نمایش درآیند.
با نگاهی به این سریالها میتوان به این نتیجه رسید که تلویزیون میخواهد کفههای خود را میزان نگه دارد. هم باید مسائل روز جامعه را مطرح کند و به اصطلاح به خطوط قرمز نزدیک شود و هم میخواهد مصالح جامعه را در نظر داشته باشد.
در این شکل از مدیریت شرایط، مسالهای که ایجاد میشود این است که عموم مردم وقتی راضی میشوند که مسائل به اصطلاح پنهانی خیلی واضح در سریالها به نمایش درآیند، مثل ارتباط بین سعید و بیتا در سریال فاصلهها. اما قبول کنیم که این نوع روایت بیینده را به نوعی به راحتطلبی در تماشای یک اثر عادت میدهد.او داستانی برگرفته از واقعیت را میبیند و لذت میبرد.
او در این روش اصلا مشارکتی در تفکر پنهان داستان ندارد. همین مخاطب با دیدن سریالی مانند «نون و ریحون» با آن کمتر همراه میشود چون در ظاهر چیز جذاب و دندانگیری در آن پیدا نمیکند اما اگر کمی با دقت به نون و ریحون نگاه کنیم و در پیام آن مشارکت داشته باشیم پی میبریم جوانهایی که در نون و ریحون به تصویر کشیده شدهاند واقعا شبیه جوانهای جامعه ما هستند.
آنها با نسل قبل از خود یعنی پدر و مادرهایشان دچار مشکل عدم درک متقابل هستند. پدر و مادرها و حتی مسوولان جامعه فکر میکنند که مشکل اصلی جوانها فقط ازدواج آنهاست. اما وقتی که جوانها حتی تن به ازدواج میدهند بازهم مشکل آنها حل نمیشود چون بزرگترها جای جوانترها تصمیم میگیرند. مشکل اصلی اینجاست.
مثلا حامد (رضا داوودنژاد) ازدواج میکند اما بزرگترها به جای عروس و داماد به ماه عسل میروند. عباس (امیرحسین رستمی) جوان عاشق پیشه و صادقی است اما مدام از همین صداقتش ضربه میخورد و در نتیجه مایوس میشود.
ریحانه (شقایق دهقان) مجبور است برای حفظ کار خود به دروغ بگوید که ازدواج کرده و باردار است. نون و ریحون نشان میدهد که در جامعه فعلی ما برای ادامه حیات باید کمی تا قسمتی فریب را به هم در رفتارهای روزانه خود اضافه کنند. با دیدن نون و ریحون میتوان 2 نتیجه گرفت.
اول اینکه سازندگان یک سریال که پیامهای خوبی برای فیلمنامه آن در نظر گرفته شده است؛ باید ساختاری تازهتر و منسجمتر برای کار خود در نظر بگیرند. دوم اینکه مخاطبان تلویزیون هم کمی تحمل خود را بالا ببرند و با کمی حوصله به تماشای یک سریال بنشینند.
نون و ریحون تقریبا آخر شب پخش میشود؛ زمانی که تقریبا کارهای روزانه و شبانه به پایان رسیده است و مخاطب با فراغ بال بیشتری میتواند پای تلویزیون بنشیند.
در این زمان عجلهای در کار نیست پس میتوان صبورتر و با آرامش به دیدن یک سریالی که گاهی هم لبخندی بر لب مینشاند، نشست.
نون و ریحون ساختار مشخصی دارد. شکل و شمایل ظاهری سریال بنا به سلیقه کارگردان آن طراحی شده است. شاید گروهی این فرم را بپسندند و گروهی هم نتوانند آن راقبول کنند.
اما فرم نباید محتوا را تحتالشعاع قرار دهد. تلویزیون رسانهای است برای همه سلیقهها. برخی دوست دارند همه چیز را شفاف و بیواسطه ببینند و زیر لب زمزمه کنند تلویزیون ما دارد روی مثلا فارسی وان را کم میکند و برخی هم تمایل دارند مسائل را در لفافه ببینند واز اینکه خودشان حرف و حدیثی را کشف میکنند، لذت ببرند بنابراین تولید سریالی مانند فاصلهها همانقدر در تلویزیون ضروری است که ساخت و پخش سریالهایی مانند نون و ریحون.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: