در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میمنت توضیح داد: یک سال پیش با رضا ازدواج کردم او آرزو داشت فرزند اولش پسر باشد تا اینکه مهدیه به دنیا آمد. از روز تولد مهدیه، روزگارم سیاه شد، رضا به هربهانهای با من دعوا میکرد، او خیلی عصبی شده بود، چندباری نقشه قتل دخترم را کشید، او میخواست مهدیه را در جنگلهای لویزان رهاکند که با التماسهای من این کار را نکرد. یکبار دخترم را با آب سرد خیس کرد و جلوی کولر گذاشت تا بیمار شود و بمیرد و بارآخر نیز وقتی من در حیاط مشغول شستن ظرفها بودم با شنیدن صدای نالههای مهدیه خودم را به اتاق رساندم و دیدم رضا با یک تسمه او را میزند و میخواهد دخترم را بکشد.
ماموران پس از مطرح شدن این شکایت به دستور مقام قضایی سعی کردند رضا را بازداشت کنند اما نتوانستند سرنخی از این مرد به دست آورند و میمنت نیز همراه مهدیه و خواهرکوچکش به طرز مرموزی ناپدید شدند.
تحقیقات پلیسی نشان داد، میمنت که نوزاد دخترش را همراه سمیرا ، خواهرش به بیمارستان برده بود، دربین راه توسط رضا ربوده شده و پدر دختربچه آنان را به میاندوآب برده و در تماسی تهدیدکرده است در صورت پس نگرفتن شکایت از سوی میمنت، سه گروگانش را خواهد کشت. این ماجرا سرانجام با مداخله پلیس به پایان رسید اما اقدام جنونآمیز مرد جوان باعث شد نام او به عنوان ضدقهرمان ثبت شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: