رازگشایی از یک ماجرای بی‌سابقه

بالاتر از جنایت

بسیاری از کسانی که در جلسه محاکمه کیکاووس حضور داشتند، می‌گفتند کاری که او کرده از قتل هم بدتر است. این مرد خودش می‌گوید در جریان بیماری پسرانش نبوده اما مدارک چیز دیگری نشان می‌دهد. کیکاووس متهم است که همدست دو پسرش در فروش کلیه یکی از پسرانش به یک نیازمند کلیه است، کلیه‌ای که صاحبش بیماری ایدز داشته است.
کد خبر: ۳۴۹۴۷۰

گفته‌های نماینده دادستان

ذبیح‌زاده، نماینده دادستان تهران که در جلسه محاکمه این متهم حضور داشت، می‌گوید: 4 سال قبل بود که در جریان این پرونده قرار گرفتیم. اولین برگ این پرونده، شکایت همسر شهرام ـ مقتول ـ بود. این زن در شکایت خود آورده بود 2 پسر با همدستی پدرشان کلیه‌ای را به شوهرش فروختند که آلوده به ایدز بود و شوهرش هم به این بیماری مبتلا شد و بعد از مدتی جان خود را از دست داد. زمانی که این شکایت به دادسرا آمد بسرعت مشغول بررسی آن شدیم، چرا که اگر واقعا این اتفاق افتاده بود دوپسر و پدرشان باید به اتهام قتل تحت پیگرد قانونی قرار
می‌گرفتند.

بررسی‌های اولیه این موضوع را تایید کرد. استعلام ما از بیمارستان و پزشکی قانونی ادعای شاکی را به اثبات رساند و ما هم برای دستگیری متهمان اقدام کردیم. متاسفانه پویان، کسی که کلیه را به شهرام فروخته بود بر اثر بیماری ایدز جان خود را از دست داده بود.

پدرام، برادری که با او همکاری کرده بود هم متواری شده و تنها کسی که در دسترس پلیس بود، کیکاووس، پدر این دو پسر بود. وی بعد از بازداشت گفت می‌دانسته پسرش مبتلا به ایدز بود اما در جریان فروش کلیه نبود.

نماینده دادستان ادامه می‌دهد: گفته‌های کیکاووس درست نیست، چرا که این مرد مطابق تحقیقاتی که انجام دادیم، خودش همراه پویان به انجمن بیماران کلیوی رفت، آنجا ثبت‌نام کرد و پسرش را برای فروش کلیه‌اش به بیمارستان برد. این مرد در تمام مراحل در جریان بود و پول‌ها را نیز او تحویل گرفت، بنابر این بیماری ‌ پسرش را می‌دانست. کیکاووس حتی به جای پویان، پدرام پسر سالمش را برای آزمایش فرستاد. اگر مشکلی وجود نداشت او چنین کاری نمی‌کرد.

وی ادامه می‌دهد: این تنها جرم متهمان نیست آنها با پنهانکاری‌شان باعث شدند همسر مقتول نیز به ایدز مبتلا شود و امید چندانی به زنده ماندن او نیست. کاری که این افراد کرده‌اند بسیار ناشایست بوده است. البته به لحاظ قانون این افراد فقط به جرم معاونت در قتل مورد پیگرد قرار می‌گیرند و محاکمه می‌شوند، اما کاری که کرده‌اند به لحاظ اخلاقی بشدت آزاردهنده و ناراحت‌کننده است.

نماینده دادستان می‌گوید: کاری که متهمان کرده‌اند باعث شده نه‌تنها یک پدر جان خود را از دست بدهد که دختر کوچک او بی‌سرپرست شده و مادرش نیز در خطر مرگ قرار بگیرد. آنها سرنوشت یک خانواده را تغییر دادند و کار غیرانسانی کردند.

وصیت برادر

برادر مقتول می‌گوید کاری که متهم و پسرانش کردند اصلا قابل بخشش نیست. او از روزهای سخت برادرش و وصیتی که به او کرده است، می‌گوید: برادرم یک مهندس بود و به این جامعه خیلی خدمت کرد و اگر زنده می‌ماند حتما بیشتر از این می‌توانست برای جامعه مفید باشد، اما کاری که این پدر و پسرانش کردند، جان او را گرفت.

برادرم چند سال بود که دچار بیماری کلیوی شده بود و کم‌کم کار به جایی رسید که هر دو کلیه‌اش از کار افتاد. دیالیز هم دیگر فایده نداشت و او باید پیوند کلیه می‌شد. ما در انجمن ثبت نام کردیم و مدتی بعد یک کلیه پیدا شد، 3 میلیون تومان به کیکاووس و پسرانش دادیم تا کلیه پویان به برادرم پیوند زده شود.

وی ادامه می‌دهد: کم کم برادرم تب‌های بسیار شدیدی می‌کرد و حالش بد می‌شد، دکترها اول متوجه نمی‌شدند که موضوع چیست، پیوند هم پس زده نشده بود بعد از آزمایش‌های پی‌درپی فراوان و در حالی که حال برادرم
روز‌به‌روز بدتر می‌شد، معلوم شد کلیه‌ای که به او پیوند زده شده است، مبتلا به ایدز و هپاتیت C بوده است. بعد از مدتی بدن برادرم آنقدر ضعیف شد که سل گرفت وجان خود را از دست داد.

روزهایی که برادرم در بیمارستان بستری بود می‌دانست که فرصت زیادی برای زندگی ندارد. یک روز به من گفت: من می‌دانم زیاد زنده نمی‌مانم اما پرونده‌ام را پیگیری کن تا دیگران مثل من دچار چنین مشکلی نشوند. من هم وصیت برادرم را گوش کردم و آنقدر این پرونده را پیگیری کردم تا توانستم به دیدار وزیر بهداشت بروم و او نیز بعد از شنیدن ماجرای پرونده برادرم و قصوری که بیمارستان کرده بود، دستور داد از این به بعد برای انجام پیوند حتما بیمارستان خود راسا اقدام به آزمایش‌گرفتن کند.

وی درباره قصور بیمارستان می‌گوید: بیمارستان هم قصور داشت، چون آزمایش‌هایی را که پدرام جای برادرش انجام داده بود و 2 ماه از مدت آن گذشته بود، قبول کرد و دیگر از بیمار هیچ مدرکی نخواست. او هم با همکاری برادرش آزمایش‌ها را به بیمارستان ارائه و بیماری‌اش را مخفی کرده بود. البته ما از بیمارستان هم شکایت کردیم و درخواست دیه دادیم.

برادر مهندس کشته شده از روزهای سخت همسر برادرش می‌گوید: او خیلی از برادرم مراقبت کرد و زحمت زیادی برای او کشید. ما همه قدردان او هستیم. ولی متاسفانه به خاطر بیماری برادرم و ابتلای او به ایدز، همسرش نیز مبتلا شد. کیکاووس اگر وجدان داشت و بعد از عمل می‌گفت که کلیه پسرش مبتلا به ایدز بوده، حداقل همسر برادرم از خود مراقبت می‌کرد و مبتلا به این بیماری نمی‌شد. حالا همسر برادرم هم تحت درمان است، هرچند امید زیادی به زنده ماندن او نیست.

آنها یک دختر دارند که او نیزمبتلا به بیماری کلیوی است و نبود خانواده بسیار او را آزار خواهد داد.

این سه متهم یک خانواده را براحتی و به خاطر 3 میلیون تومان پول نابود کردند.

من بی‌گناهم

کیکاووس می‌گوید این حرف‌ها را قبول ندارد و در جریان هیچ‌چیز نبوده است. مدارکی که در پرونده وجود دارد نشان می‌دهد تو در جریان بیماری پسرت بودی؟

من اصلا نمی‌دانستم پسرم بیماری ایدز دارد. وقتی او کلیه اش را فروخت،فهمیدم ایدز دارد و چند روز بعد نیز فوت شد.

تو با پسرت برای فروش کلیه‌اش همکاری کردی؟

او به من گفت می‌خواهد کلیه‌اش را بفروشد. من هم حرفی نزدم. این تصمیمی بود که خودش گرفته بود.

چرا با او مخالفت نکردی؟

هیچ کاری از دستم بر نمی‌آمد. او همه کارها را کرده و قرار بود در بیمارستان بستری شود. پول را هم گرفته بود.

اگر تو در جریان نبودی و پدرام هم نمی‌دانست که برادرش بیمار است، چرا او به جای پویان برای آزمایش پزشکی رفت؟

پدرام نیست که در این‌باره از خودش دفاع کند. شاید به خاطر این‌که برادرش سختی نکشد به جای او به آزمایشگاه رفت، اما من در جریان این بیماری نبودم.

اگر پدرام هم نمی‌دانست برادرش بیمار است، حالا چرا فرار کرده است؟

من نمی‌توانم سوالاتی را که او باید پاسخگو باشد، جواب بدهم. پدرام فرار کرد و من هم از او خبر ندارم.

چطور شد دستگیر شدی؟

ماموران دنبال پدرام بودند. من بعد از این ماجرا بود که در جریان قرار گرفتم و چون پدرام فرار کرده بود، من دستگیر شدم.

در مورد مدارکی که در پرونده وجود دارد، چه می‌گویی؟

من این مدارک را قبول ندارم.

چرا پسرت دچار بیماری ایدز شد؟

او به مواد مخدر اعتیاد داشت. کم‌کم آنقدر اعتیادش زیاد شد که تزریق می‌کرد و استفاده از سرنگ چندبار مصرف شده، باعث شد پسرم ایدز بگیرد.

پسرت معتاد بود و تو این را می‌دانستی، چرا موضوع را به خانواده مقتول نگفتی؟

فکر نمی‌کردم اعتیاد پسرم ربطی به اهدای کلیه داشته باشد.

این کاری که شما کردید باعث شد همسر مقتول نیز به بیماری ایدز مبتلا شود و زندگی اش در خطر باشد چرا بعد از این‌که متوجه شدی، موضوع را به آنها نگفتی؟

من هم همزمان با خانواده مقتول در جریان این اتفاق قرار گرفتم.

حرفی با اولیای دم داری؟

فقط می‌گویم من اصلا در جریان این اتفاق نبودم و بی دلیل زندانی شده‌ام.

اما آنها مدارکی دارند. در این باره چه می‌گویی؟

من نمی‌دانم آنها چطور این مدارک را به دست آورده‌اند اما برای من پرونده‌سازی شده است.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها