ماموران ابتدا به تحقیق از شاکی پرداختند که وی گفت: چندی پیش برادرم از طریق یکی از دوستان قدیمیاش به مسوولان یک شرکت هرمی و سرمایهگذاری معرفی شد. پس از چند ماه به پیشنهاد دوستش 6 نفر دیگر را به او معرفی کرد و آنها در شرکت هرمی (گلدکوئیستی) سرمایهگذاری کردند.
وی افزود: مدتی بعد مسوولان شرکت هرمی محل فعالیت خود را تغییر داده و ناپدید شدند. و برادرم مجبور شد تا سرمایه مالی 6 نفر از دوستانش را به آنها بپردازد ولی موفق به این کار نشده و بارها از سوی این 6 مرد به مرگ تهدید شد.
شاکی تصریح کرد: برادرم برای پرداخت طلب میلیونی آنها ، آگهی کرایه خودرویش را (برای استفاده در مراسم عروسی یا شرکتها) در روزنامه به چاپ رساند تا از این طریق پولی به دست آورد. روز حادثه مردی به عنوان مشتری با برادرم تماس گرفت و درخصوص وضعیت کرایه خودروی مدل بالا از او سوال کرد. شاکی ادامه داد: برادرم پس از گفتگوی تلفنی با او که خود را مدیر یک تالار عروسی معرفی میکرد، از من خواست همراه او به محل ملاقات برویم. آن روز هنگامی که وارد تالار در بلوار ابریشم شدیم، 6 مرد چاقو به دست به ما حملهور شده و ما را کتک زدند. مردان مهاجم برادرم را همراه خودرویش ربوده و متواری شدند و مرا در خیابان رها کردند.
کارآگاهان اداره مبارزه با آدمربایی آگاهی تهران با اطلاع از این موضوع به جستجو در این باره ادامه دادند تا این که روز بعد فرد ربوده شده با حضور در پلیس آگاهی تهران از ربایندگان شکایت کرد. ماموران با اطلاعاتی که از او به دست آوردند، مخفیگاه متهمان فراری را در پاکدشت، مسعودیه، افسریه، اتوبان بسیج شناسایی و در پی چند عملیات، متهمان را به نامهای مجید، مهیار، جمشید، رضا، هادی و محمدعلی دستگیر کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم