امروز به بهانه شنیدن و گفتن از پشت پرده اتفاقات و تصمیمات سینمایی، مهمان برنامه رادیویی پشت پرده در رادیو تهران با اجرای رضا رشیدپور هستم.
شروعی دوباره
آنچه که بیشتر باعث شد سر برنامه پشت پرده حاضر شوم، حضور دوباره رضا رشیدپور برای اجرای یک برنامه رادیویی با موضوعات جنجالی بود.
او اگرچه فعالیت رسانهای خود را از رادیو تبریز آغاز کرده بود و همچنان حس نوستالژیک نسبت به رادیو و فضای برنامههای رادیویی داشت، اما در زمان تصمیم معاونت وقت صدا برای تفکیک مجریان رادیو از تلویزیون، حضور در تلویزیون را انتخاب و بار سفر را از رادیو بست و در رسانه تصویری به ساخت برنامههایی گفتگومحور مشغول شد که ناگهان سومین سری از این برنامهها با علامت ایست مواجه شد و بعد از یک برنامه اجازه پخش از آن گرفته شد یا به اصطلاح توقیف شد. اینکه علت چه بوده، خود رشیدپور هم در مصاحبهای خبری اظهار بیاطلاعی کرد.
حال از این قضیه که قطعا پشت پرده نگفته دارد 2سال میگذرد. در این مدت رشیدپور سکوت نکرد و به انزوا نرفت در عوض فعالیتهای فرهنگی را آغاز کرد، مدتی روزنامهنگار شد و در چند فیلم سینمایی نقش کوتاهی ایفا کرد تا حاشیههای ممنوع از کار شدنش را منتفی کند تا اینکه دعوت رادیوییها از او راه را برای حضور دوباره در عرصه رسانه هموار کرد و در برنامه رادیویی پشت پرده حاضر شد.
اینور و آنور پرده
ساعت 21 یکشنبه زمان پخش برنامه پشت پرده است، 30 دقیقه زودتر به رادیو ارک رسیدم. سلام میکنم و به جمع گروه برنامهساز میپیوندم. اسماعیلپور، سردبیر و تهیهکننده برنامه، مهدی?کرمپور کارگردان سینما، خسرو نقیبی منتقد و روزنامهنگار و رشیدپور مجری برنامه کنار هم نشستهاند. از او علت حضورش را در این برنامه میپرسم که میگوید: در فضای رسانهای الان رادیو حداقل گرمتر و نوستالژیتر است و حرفهای دلی بیشتری میتوان زد و برای خودم که کارم را از رادیو شروع کردم، خاطرهانگیز است و رابطه مرا با مردم مانوستر نگه میدارد.
در مورد دلیل انتخاب این شبکه باید بگویم که هم حس نوستالژیک محل پخش برنامه در میدان ارک و هم سعهصدر همکاران و مدیران این شبکه موثر بوده است. به دنبال آن کرمپور که اولین بار است به رادیو ارک آمده میگوید: من رادیو را دوست دارم بخصوص اینجا برایم واقعا جالب است و حس خاصی دارم. من هم برای اینکه احساساتش نسبت به رادیو غلیان کند از استودیو 8، نمایشهای رادیویی و ارکسترهایی که اینجا ضبط میشده میگویم که علاقهمند میشود، ببیند.
علیرضا رئیسیان دیگر مهمان برنامه هم میرسد. همه به احترام او بلند میشوند، رشیدپور که میزبان این سه مهمان است به گرمی استقبال میکند. در این برنامه قرار است این 4 نفر علت افت شدید محتوایی فیلمهای سینمایی را بررسی کنند، اگرچه موضوع کلی است و نیاز به چند برنامه دارد اما رشیدپور مجریای است که بحق توانایی مدیریت خوب و ارائه نتیجه از موضوعات را در گفتگوها دارد. او مقدماتی را برای آغاز برنامه آماده کرده، کارنامه کاری هر سه مهمان را از 5 سال قبل درآورده و چند و چون موضوع را خوب بررسی کرده و با اطلاع کافی و اعتماد به نفس همیشگی خود وارد استودیو میشود.
برنامه با آنونس ترکیبی صدای فیلمها و صدای گوینده خانمی که پشت پرده را چند بار تکرار میکرد، شروع میشود. تهیهکننده از مجری نظرش را در مورد آنونس جویا میشود و میگوید: اگر خوب نیست میتوانم تغییر دهم و رشیدپور هیچ ایرادی نمیگیرد. به نظر میرسد فضای برنامه سنگین باشد و حدس میزنم مخاطبان آن سینماییها باشند نه مردم عادی.
مجری با شعری برنامه پشت پرده را آغاز میکند، سکوتی خاص در اتاقفرمان حکمفرماست. تهیهکننده و صدابردار منتظرند تا بعد از پایان شعر، موسیقی آرامی را پخش کنند. پیش از برنامه قرار شده نظرات شنوندهها نسبت به برنامه هفته گذشته و بازتاب خبری آن که به فساد اخلاقی در سینمای ایران پرداخته بود مطرح شود، اما رشیدپور به سبک همیشگی خود اول از خود تعریف و بعد به موضوع برنامه اشاره کرد. او مجله سروش این هفته را که تیتر بازگشت جنجالیها را زده با خود آورده بود تا در اول برنامه به آن اشاره کند. تلفنهای مردمی بخش دیگر برنامه است که بدون هیچ حذفی پخش میشود. در آن هم ابراز علاقه شنوندهها به اجرای رشیدپور و تعریف از موضوع برنامه است که یک ربع اول برنامه اینگونه میگذرد.
سپس در فرصت کوتاه پیش آمده موضوع را با اسماعیلپور چک میکند و میگوید: موضوع برنامه را گذاشتم پارادوکس و توضیح میدهم. بخشهایی از فیلم «لیمو ترش» پخش میشود، هر سه مهمان برنامه منتظر آغاز گفتگو هستند. آرزو میکنم ای کاش اینجا دوربین بود و ژست کرمپور را که دست روی صورت خود گذاشته و خسته از سکوت است یا ژست رئیسیان را که خیال میکند رشیدپور نمیخواهد حالاحالاها سر گفتگو را باز کند، نشان میداد.
سرانجام سر صحبت باز میشود و رشیدپور اسم فیلمهای مختلف با اسمهای آشنای یه جیب پر پول، آقا یوسف، بعدازظهر سگی سگی، چگونه میلیاردر شدم، یه حبه قند، آقای هفت رنگ و... را بیان کرد تا سوال اول خود را بعد از معرفی مهمانان بپرسد.
رشیدپور باز به سبک همیشگی خود، مهمانان را آرامآرام تعریف معماگونه کرد و از فعالیتها و هنرهای برجسته آنان گفت تا به آخرین کار برسد، اما در معرفی خسرو نقیبی منتقد به انتقادهای تندی که او نسبت به برنامهها و اجرای رشیدپور داشته، اشاره کرد به طوری که یادآوری آن انتقادها باعث شد نقیبی بدون صدا قهقهه بزند تا اینکه میکروفن در اختیارش قرار گرفت و به شنوندگان سلام و شب بخیر گفت.
گفتگو از همین لحظه شروع میشود. تمام حواس مجری به ادامه بحث است، البته در طول برنامه، رشیدپور ضربالمثل آسیا به نوبت را خوب رعایت میکند و میکوشد در هر موردی نظرات هر سه مهمان را بپرسد تا از جمیع نظرات نتیجهای به دست آورد.
خلاصه در میانه برنامه هم پیامکهای رسیده را میخواند و در چند دقیقه باقیمانده نیز اصطلاحاتی را میگوید و از مهمانان نظرخواهی میکند که پاسخ آنان باعث انفجار خنده در استودیو و اتاقفرمان میشود.
در طول برنامه به دنبال حداقل یک مورد متفاوت در سبک اجرای رادیویی با تلویزیونی او هستم، هیچ موردی را پیدا نمیکنم حتی میتوانم بگویم به مانند برنامههای شیشهای پشت پرده را اجرا کرد با این تفاوت که به قول رشیدپور موضوعات برنامههای شیشهای اتفاقات روی پرده را نشان میدادند، اما تهیهکننده از روند برنامه راضی است و امیدوار است که به اهداف اصلیاش در طراحی برنامه برسد.
سمانه عبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم