در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با گذشت زمان تهیهکنندگان برنامههای ورزشی همسو با سایر برنامههایی که جنبه اجتماعی، فرهنگی و سرگرمی داشتند از ساخت برنامههایی که به صورت زنده روی آنتن میرفت استقبال بیشتری کردند، خصوصیت ورزش هم که پویایی اساسیترین آن است، این برنامهها را جذابتر میکرد، امکان ارتباط مستقیم با مخاطب که علاقهمندان به ورزش و اعضای این خانواده بزرگ مثل مدیر، مربی و بازیکن را شامل میشد ساخت برنامههای تولیدی (از پیش ضبط شده) را به دست فراموشی سپرد تا رسانه ملی در این عرصه وارد فاز جدیدی از فعالیت در عرصه ورزش شود.
جذابیت فوتبال و حاشیههای بیشمار آن سبب شد تا بیشتر برنامههای ورزشی یا به طور کامل به فوتبال اختصاص پیدا کنند یا بیشتر وقت برنامه به این رشته اختصاص پیدا کرد، البته در رشتههای دیگر همچون کشتی یا بعضی از رشتههای ورزشی دیگر نیز شاهد چنین برنامههایی بودیم، اما برنامههای فوتبالی صداوسیما طبیعتا مخاطبان بیشتری داشتند و همین میزان مخاطب رسالت رسانه ملی را ژرفتر و سنگینتر میکند.
در طول سالهای اخیر به نظر میرسد که در امر ورزش ما حاشیه سوار بر متن میتازد و چون جذابیت دارد، اصل و اساس کار را تحت تاثیر قرار داده است. این مساله حتی به برنامههای ورزشی در رسانه ملی رسوخ کرده است تا جایی که گاهی این سوال از ذهن میگذرد که آیا در مقوله ورزش با این طیف از مخاطب که رکورددار حضور مردم در نظرسنجیهای پیامکی است، از عهده رسالت عمیق و سنگین خود برآمده است؟
وقتی برنامه 90 نخستین بار در سال 78 روی آنتن شبکه سوم سیما رفت خیلیها با انتقاد از دستاندرکاران این برنامه تلویزیونی آن را کپیبرداری از شبکههای ورزشی آلمان و ایتالیا دانستند، اما پس از مدتی همان منتقدان باور کردند که پرداختن به مسائل چالشی برای روشن شدن حقیقت در ورزش، نقد فنی و حتی دقیق شدن روی آنچه نقاط ضعف فوتبال است، نیازی است که نمیتوان منکر آن شد، پس از آن در طول 12 سال گذشته برنامههای زیادی با همین رویکرد ساخته شدند اما در پارهای از مواقع وظیفه اصلی خود را که کمک به ورزش است فراموش کردند و به مسائلی پرداختند که فقط برای بینندهای که ساعتها (شاید تا پاسی از شب) پای تلویزیون نشسته جذاب و سرگرمکننده بوده و هیچ کمکی به پیشبرد اهداف ورزشی ما نکرده است.
این که مکان اردوی تیم ملی فوتبال ما نزدیک گاوداری بوده یا نبوده، این که افشین قطبی باید بلیت بازیهایش در جامجهانی را برای اثبات حضور در آفریقا به بیننده نشان دهد، این که علی دایی و مایلیکهن تا کجا میخواهند مقابل هم بایستند و شاید صدها سوال مشابه دیگر گرهی از مشکلات پرشمار ورزش ما باز میکند؟ به جای این سوال و جوابهای بیهوده میشد از قطبی پرسید از جام جهانی چه چیز به اندوختههایش اضافه شد تا در تیم ملی کشورمان به کار بگیرد، میشد پرسید که تیم ملی در اتریش چند جلسه تمرین مفید داشت، بازیکنان چقدر باهم هماهنگ شدند و از همه مهمتر این که ملیپوشان چقدر آماده حضور در جام ملتها شدند، سالهاست که در همین برنامهها از خصوصی شدن باشگاهها حرف زده میشود، اما یک برنامه به چگونگی این امر اختصاص نمییابد، اینها همه مثالی است برای رسیدن به این نتیجه که امروز شاید جای خالی نقد و تحلیل به معنای واقعی احساس میشود آن هم در رسانهای که به دلیل رابطه مستقیم با مخاطب میتواند نقش مهمی در پیشبرد اهداف اصلی ورزش ایفا کند.
خسرو ایزدی، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه در گفتگو با «جامجم» با اشاره به اهمیت نقش صدا و سیما در تحقق اهداف ورزش میگوید: به نظر من برای ساخت یک برنامه ورزشی، باید شورایی متشکل از افراد دانشگاهی، آموزش و پرورش، باشگاهها، پیشکسوتان و رسانههای مکتوب تشکیل شود و با استفاده از نظر همه آنها برنامه را به سمتی سوق دهند که به حاشیههای غیرضروری کشیده نشود. متاسفانه الان خود تهیهکنندگان از مجری برنامه میخواهند که گفتگو را به سمت جذاب شدن پیش ببرد چون به دنبال جذب مخاطبان بیشتر هستند، اما این سیری که ما پیش گرفتیم متاسفانه برنامهها را به محلی برای حواشی و گاهی تسویهحسابهای شخصی که هیچ ربطی به علاقهمندان مثلا فوتبال ندارد تبدیل کرده است. صدا و سیما باید فرهنگسازی کند، چون جوانان و نوجوانان مخاطبان اصلی ورزش رسانه ملی هستند و این برنامهها از جنبهای دیگر آموزش اخلاق هم محسوب میشوند.
حمید قاسمی، معاون ارتباطات، آموزش و امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی که راهاندازی بخش ورزش شبکه خبر سیما را بر عهده داشت و تجربه تهیهکنندگی برنامههای ورزشی شبکه رادیویی ورزش را داشته است، در این مورد به «جامجم» میگوید: در تمام کشورهای دنیا برخی رسانهها تمایل به «زردگرایی» دارند و این مختص کشور ما نیست، اما رسالت رسانه ملی متفاوت است و با رویکردی ملی نقش دانشگاهی و اصولی دارد، اگر دامنه اثر و نقش این برنامهها مورد توجه قرار بگیرد با نگاهی علمی میتوان به سمت پیشرفت ورزش جلو رفت، اما متاسفانه در بعضی حوزهها بزرگنمایی میشود و به جای تمرکز روی اصل مطلب به سمتی میرویم که مسائل اهمیت لازم را ندارند،در این مواقع مسیر را گم میکنیم، به عنوان مثال در فوتبال که همیشه حاشیه بیشتری دارد درمورد برخی آمد و رفتها و تعویضهای مدیران و مربیان و بازیکنان یا یک سفر آنقدر به جزئیات میپردازیم که موضوع اصلی تحتالشعاع قرار میگیرد و فقط وقت هدر میرود، در حالی که باید به سمتی برویم که ساختارهای اصلی ورزش سامان پیدا کند، متاسفانه گاهی به جای شخصیتگرایی در برنامههای ورزشی به نقد شخصیت پرداخته میشود که اصلا جزو اهداف یک برنامه ورزشی نیست.
بیژن ذوالفقارنسب، کارشناس فوتبال بیشتر برنامههای ورزشی صدا و سیما را سرگرمکننده میداند، وی میگوید: جنبه حاشیهای و سرگرمی این برنامهها بیشتر از جنبه تحلیلی و فنی آن است، اما این مسائل شاید در ظاهر جذاب باشد، اما نباید طوری باشد که مردم باور کنند ورزش همین مسائل بیارزش و حاشیههاست، اینطوری اصل ورزش هم لطمه میخورد.
رسول ریوندی، جامعهشناس در گفتگو با «جامجم» تصریح میکند: برنامههای ورزشی صدا و سیما مجموعهای از هنجار و ناهنجار هستند، این که در رادیو و تلویزیون جوانان و نوجوانان به ورزش تشویق میشوند و در مورد اخبار روز اطلاعرسانی میکنند و زمینه آگاهی و سرگرمی مخاطب فراهم میشود اتفاقی کاملا پسندیده است، اما طبیعی است که در پارهای از موارد باید با دقت نظر بیشتری به مسائل حاشیهای نگریسته شود، حاشیه جزئی از ورزش است و جذابیت آن را بالا میبرد، اما نباید رسانه ملی به جایگاهی برای دعواها و نزاعهای شخصی بدل شود. ضمن این که از خیلی مسائل حاشیهای که لزومی ندارد روی آنتن برود میتوان بسادگی گذشت تا احترام مخاطب حفظ شود و وقت گرانبهایی که صرف تماشای برنامه میکند از دست نرود، بازخورد این دعواها در اجتماع ادامه پیدا میکند، شما هم شاهد هستید که فردای شبی که برنامه پخش شده همه راجع به آن موضوع حرف میزنند و این یعنی اثرگذاری عمیق که مسوولیت صدا و سیما را سنگین میکند.
سارا احمدیان / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: