دولت ایالات متحده بعد از اجرای موفقیتآمیز کودتا، به حامی اصلی نظام شاهنشاهی تبدیل شد. بعد از انقلاب اسلامی و خروج کشور از درون قلمرو استراتژیک آن قدرت نیز، دوباره تفکر کودتایی بر میز ایران در سیاست خارجی آمریکا حاکم شد. دهها نوع تحریم، تحریک و تطویل جنگ عراق علیه ایران، طراحی کودتاهای نافرجام، مخالفت با هرگونه توسعه علمی و فناوری جمهوری اسلامی و بویژه طراحی جنگ نرم علیه کشورمان از مصادیق بارز آن تفکر هستند که رابطه دو کشور را با یک بنبست بنیادین مواجه کرده است اما آنچه موجب شکست سیاستهای مداخله در ایران شده، وحدت داخلی بوده است.
نگاهی به تاریخ سیاسی ایران همچون کودتای 28 مرداد نشان میدهد که بزرگترین آسیبها به کشور در ایام فترت مجلس یا ضعف آن وارد شده است. وحدت با نیت صادقانه در هر شرایطی یک امر مقدس به شمار میرود. پرداختن به داشتهها و نقاط مشترک لازمه جذب حداکثری و اغماض نسبت به نقصها و اختلافات لازمه دفع حداقلی است. جای تعجب دارد که عدهای با تفسیر افراطی این اصل، اکنون از رهبری انقلاب نیز پیشی گرفتهاند. نگاهی به تاریخ سیاسی انقلاب نشان میدهد که این مملکت بیش از همه از افراط و تفریط آسیب دیده است. مجلس در سال سوم و دولت در سال دوم خود باید برای حل مشکلات اساسی جامعه، راهکارهای مشترکی تعریف کنند. ایجاد اشتغال، گذر سخت از معیشت به رفاه، مقابله با تحریم و جنگ نرم و بویژه تقویت نشاط اجتماعی و سیاسی در جامعه یک سال و نیم پیش از انتخابات مجلس نهم، از جمله مهمترین نیازهای امروزه جامعه هستند. باید از گذشته درس گرفت تا دچار آفتهای زمینهساز کودتای 28 مرداد نشویم.
حشمتالله فلاحتپیشه / عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم